چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۶

مناسبات متناقض حزب کمونیست چین با بخش خصوصی

غرب

محسن شریعتی نیا


یکی از ویژگی های کلیدی مدل توسعه چینی را می توان سهیم کردن بخش خصوصی در قدرت نامید.البته در اینکه این ویژگی اموزه است یا عبرت نویسنده قضاوتی ندارد. روابط بخش خصوصی و دولت در دوره پس از انقلاب چین از سرکوب به همکاری تغییر کرد. به دیگر سخن یکی ازمهمترین ویژگیهای اصلاحات و سیاست درهای باز میدان دادن به بخش خصوصی بود. از همین رو از ابتدای دوره اصلاحات و سیاست درهای باز و در روندی تدریجی حوزه های بیشتر و بیشتری برای فعالیت بخش خصوصی گشوده شد، قانون اساسی در راستای مشارکت بیشتر بخش خصوصی در اقتصاد سیاسی چین تغییرکرد و با پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی و سایر نهادهایی که قواعد نظام بازار را در سطح جهانی تنظیم میکردند، فضای بینن المللی نیز برای فعالیت بخش خصوصی چین بیشتر و بیشتر مهیا شد. اما شاید مهمتر از همه این اقدامات زمینه ساز، اینکه حزب کمونیست که روزگاری فلسفه وجودی خود را ضدیت با بخش خصوصی و نیروهای بازار تعریف میکرد، در کنگره حزبی در قالب تئوری سه نمایندگی که از سوی جیانگ زمین ارائه شد راه را برای حضور فعالان اقتصادی و کارافرینان در حزب کمونیست باز کرد. سخن گفتن از این انعطاف استراتژیک شاید بسیار ساده باشد اما این که حزب کمونیست می تواند به آن درجه تحول یابد که نیروهای بازار را در درون خود بپذیرد نشان میدهد اصلاحات در چین تا چه میزان پیش رفته است با این اقدام مسیر بخش خصوصی به راهروهای قدرت البته به شیوه ای خاص باز شد. البته مشارکت بخش خصوصی در قدرت در چین تفاوت های مهمی با مدل آنگلوساکسونی دارد. در قالب مدل آنگلوساکسونی روابط بخش خصوصی و دولت حداقل به لحاظ تئوریک ساده تعریف شده است. این دو  از یکدیگر مستقل اند و در فضای دموکراتیک بخش خصوصی می تواند راه خود را به قدرت باز کند، بر آن تاثیر بگذارد یا حتی به آن شکل دهد. اما در چین پس از  بخش خصوصی به گونه ای فزاینده در قدرت تنیده شده و به عنوان بخشی از نظام سیاسی حاکم بر این کشور تعریف شده است. این بدان معناست که بخش خصوصی پس از سال  که راه خود را به حزب کمونیست باز کرد نقش فزاینده ای در تصمیم سازی و جلب توجه دولتمردان به منافع این بخش در تصمیمات کلان دولتی ایفا کرده است. به دیگر سخن بخش خصوصی به معنایی که در نظام های لیبرال دموکرت وجود دارد در چین شکل نگرفته است. قدرت در چین یکپارچه شده و در انحصار حزب کمونیست است اما راه برای نقش آفرینی بخش خصوصی در قدرت تا حدودی باز شده است. اینکه این روابط ویژه دولت و بخش خصوصی و سهیم شدن بخش خصوصی در تصمیم گیریها و تصمیم سازیها تا چه میزان میتواند پایدار باشد و اساس آن تا چه میزان از قابلیت الگوبرداری برخوردار است بحث بسیار مفصلی را می طلبد. آنچه قابل مشاهده است آنکه این رابطه تناقض آمیز بخش خصوصی و دولت و مشارکت آن در قدرت که تاکنون موثر بوده و این دو توانسته اند با یکدیگر به پیش بروند. به بیان دیگر اینکه کمونیست های چینی از همزیستی با سرمایه داران به هم آغوشی با آنان رسیده اند و همچنان میتوانند با یکدیگر کار کنند یکی از تناقضات تئوری های رایج توسعه است تناقضی که همچنان به پیش میرود و همچنان کارکرد دارد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.