دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱

برخی عدم قطعیت ها گواهی می دهند

سال 1397 سال سخت ایرانیان

خبر8

ساعت24-محمد صادق جنان صفت - هر سال زمستان که از راه میرسد. اقشار گوناگون جامعه ایرانی نگاهی به روزهای سپری شده سال جاری دارند ونگاهی نیز به سالی که از پیش میآید. چند سالی است اما شوربختانه نگاه به آینده برای ایرانیان شادی و خرسندآفرین نیست و برعکس ناراحت کننده به نظر میرسد.

این ناخرسندی و ناشادی چند سال اخیر دلایل گوناگون دارد که در راس آنها پیچیده و دشوار شدن شرایط کسب و کار در ایران است. به رغم همه امیدها و تدبیرهایی که دولت یازدهم و دولت دوازدهم داده و می دهند روزگار کسب و کار ایرانیان آن گونه که باید در مسیر پیشرفت واقعی به ویژه در مقایسه با شهروندان دیگر جهان قرار نگرفته است. شاید درآمد عمومی جامعه افزایش یافته باشد و رشد 12 درصدی سال 1395 و احیانا 6-5 درصدی سال 1396 مرهمی بر زخمهای رشد پایین سالهای پیش از آن باشد، اما رضایت عمومی جلب نشده است. مردم ایران چیز زیادی طلب ندارند و میانگین جامعه به حداقلهای پایدار رضایت دارند. به این معنی که مردان و زنان ایرانی بیش از هر چیز نیازمند داشتن شغل پایدار و آبرومند و با درآمد کافی هستند و از نهادهای صاحب قدرت انتظار دارند شرایط را گونهای سامان دهند که این خواسته بدیهی آنها امکان تحقق پیدا کند. مردم ایران میخواهند کار کنند وزندگی آبرومند داشته باشند و البته راه پیشرفت ملی و فردی آنها نیز مسدود نشود. این کمتری انتظار شهروندان از حکومت در هر سرزمین و در هر دوره ای است و باید برای محقق شدن آن فعالیت و برنامه ریزی کرد. وجود صدها هزار جوان بیکار تحصیلکرده دانشگاهی در ایران یک ناترازی بزرگ به جای گذاشته است و این ناترازی در سالهای آتی و حتی احتمالا در سال آینده نیز تعادل در سایر بازارها از جمله بازار سیاست را دستخوش تحول خواهد کرد. از طرف دیگر و با کمال تاسف باید نوشت ایرانیان در کسب و کار چشم نداز روشنی را برای سال بعد نمی بینند و سال 1397 بدون تردید و به طور قطع آسانترین سال نخواهد بود. عدم قطعیت ها  در اقتصاد و سیاست ایران برای سال پیش رو برجسته تر از هر سال دیگری در برابر دیدگان هر انسان منصف و دلسوزی خودنمایی میکنند. یک عدم قطعیت بزرگ برای سال آینده که بدون تردید سایه اش بر همه رفتار و گفتار سیاسی و اقتصادی گسترده است مناسبات ایران با غرب است. پس از دو – سه سال زندگی نسبتاً مسالمت آمیز با غرب به جز آمریکا، حالا به نظر می رسد در زمستان 1396 شاهد تیره و تار شدن مناسبات با اروپا نیز باشیم. خواسته های اروپایی ها به ویژه 3 بزرگ این قاره سبز یعنی آلمان، انگلستان و فرانسه از ایران هر چه به پایان سال شمسی نزدیکتر شده ایم پیچیده تر و رادیکالتر شده است. برآوردن خواسته های این اروپاییها باتوجه به سابقه و کارنامه و برنامه سیاست خارجی ایران به زودی ناممکن به نظر میرسد و این عدم قطعیت می تواند فعالیتهای اقتصادی نیم بند اروپایی ها درایران را سست و شل کند. به این ترتیب می توان انتظار سالی سختتر را در مناسبات اقتصادی – سیاسی ایران در سال 1397 از این ناحیه را داشت. عدم قطعیت دیگر این است که آیا شرایط سیاسی برای کسب قدرت در ایران در سال 1397 نظم تازه ای را تجربه خواهد کرد. واقعیت این است که شرایط مبارزه سیاسی در ایران به سمتی پیش رفته است که دولت مستقر احساس آرامش نمی کند تا بتواند برای خود برنامه ریزی منسجمی داشته و مطمئن باشد که آن برنامه ها به آسانی به سوی اجرا پیش میروند. به این ترتیب است که هر تصمیم دولت مستقر در هر حوزه ای از اقتصاد با چالش مواجه خواهد شد و اطمینان به اجرای دقیق و بدون کم و کاست آن سخت میشود. این عدم قطعیت موجب میشود فعالان اقتصادی نیز سردرگم شده و توانایی برنامه ریزی قابل اجرا را از دست بدهند. یک عدم قطعیت دیگر برای سال 1397 نادیده شدن سیاستهای ارزی قابل اجراست. واقعیت این است که سیاستهای ارزی در ایران راه اصلی شده و سایر سیاستها مثل سیاست تجاری، سیاست پولی و سیاست صنعتی را تابع خود کرده است. شاهد و گواه این ادعا را میتوان در نیمه دوم سال 1396 و در دو مورد خاص به طور کامل دید. یادمان هست در پاییز امسال ناگهان ثبت سفارش وارداتی خودرو و برخی دیگر از کالاها لغو یا سست شد. بعدها در زمستان 1396 بود که وزیر اقتصاد در یک نشست عمومی تاکید کرد دلار و ارز بانک مرکزی روند کاهنده داشت و به همین دلیل ثبت سفارش قطع شد. این سیاست تجاری تازه که از تحولات عرضه ارز سرچشمه گرفته بود نوعی سردرگمی فراهم کرد. بار دیگر در دی ماه همین امسال بود که ناگهان نرخ دلار به مثابه یک ارز معتبر در بازار ایران به سرعت بالا رفت و چشم بازار را مبهوت کرد. این سیاست ارزی جدید که باید اجازه داد نرخ تا جایی بالا برود در گام آخر با دخالت بانک مرکزی در بازار پول مواجه و نرخ سود دستوری بانکها افزایش را تجربه کرد.


سیاست ارزی ایران در سال 1397 هرگز از الان دیده نمیشود و یک عدم قطعیت است.  فعالان اقتصادی ایران که جای خود دارند، در این شرایط آیا هیچ سرمایه گذار خارجی حاضر است به ایران بیاید و سرمایه اش را بیاورد. بعید است این اتفاق بیفتد و ایران بتواند کمبود سرمایه را از پس اندازهای بین المللی تامین کند. عدم قطعیت در سیاستهای ارزی از همین روزهای آخر زمستان 1396 قابل دیدن است. مدیران ارشد اقتصاد ایران شامل وزیر اقتصاد، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس بانک مرکزی که فرماندهان اقتصاد ایران به حساب می آیند هرگز نمی توانند یا نخواسته اند کلامی و یادداشتی درباره سیاستهای کلان ارزی سال 1397 بر زبان آورند و یا در جایی مکتوب کنند. این عدم قطعیت در سیاستهای ارزی می تواند خطرآفرین باشد و اگر در سال 1397 شاهد رخدادهایی نظیر نیمه دوم امسال باشیم باید منتظر بازگشت شتابان نرخ تورم صعودی باشیم. تورم فزآینده سال 1397 که برخی گمانه زنیها آن را در اندازه 15 تا 17 درصد میتواند در سایر بازارها نیز عدم تعادل ایجاد کند و این عدم قطعیت کار را برای فعالان صنعت و اقتصاد دشوارتر خواهد کرد. سیاستهای پولی و بانکی و مالیاتی سال 1397 نیز به دلایل در پیش گفته شده چارچوب محکمی ندارند و می توانند به هر دلیل پیش آمده در سیاست خارجی و داخلی از تعادل نسبی موجود خارج شوند. سال 1397 به دلایل یادشده سال آسانی نخواهد بود و این حکم می کند که مدیران صنعت چند کار را در دستور قرار دهند. نخستین کار این است که به لحاظ روحی – روانی خود را مهیای سالی سخت کرده و لباس محکمی بر تن کنند و با دشواریها روبه رو شوند. ذهنیت جامع نگر و واقع بینانه برای فعالان صنعت در سال پیش رو به آنها کمک می کند در شرایط مناسب تری قرار گیرند. نکته دوم این است که مدیران صنایع باید بیش از پیش در درون نهادهای خود انسجام فکری – اجرایی داشته باشند و سطح تعامل درون تشکلهای خود را برای سازگاری بیشتر و در اختیار قراردادن تجربه ها افزایش دهند. آگاهی از شرایط همکاران و درس آموزی از کامیابیها و ناکامیها در هر دوره از زمان کارساز است و در سال 1397 نیز به طور قطع کارآمد خواهد بود. حرف زدن و نوشتن دردها و آلام و رنجها با ارائه راهحلهای کارشناسی در هر صنعت و فعالیت می تواند به نهادهای اداره کننده جامعه کمک کند و آنها را در شرایط آگاهانه قرار دهد. باید راه حرف زدن با مدیران دولت و با نمایندگان مجلس قانونگذاری بازتر شود. مدیران بنگاههای اقتصادی و صنایع ایران توجه داشته باشند کناره گیری، انزوا و وارد داستان نشدن بدترین تصمیم خواهد بود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.