دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۶

راهنمای درک فاشیسم، گذشته و حال از زبان مادلین آلبرایت

چگونه ملتها تن به فاشیسم می دهند

خبر95

ساعت24-"فاشیسم: یک اخطار"این عنوان کتابی است که اخیرا توسط خانم مادلین آلبرایت تالیف شده و بوسیله مجله اکونومیست این هفته (١٤ آوریل ٢٠١٨)معرفی شده است.

خانم آلبرایت از سال ١٩٩٣ سفیر آمریکا در سازمان ملل بود و پس از آن اولین زنی بود که به عنوان وزیر خارجه آمریکا در دولت کلینتون منصوب شد (١٩٩٧-٢٠٠١).  از آن پس هم به عنوان استاد علوم سیاسی مشغول بوده است. کتاب اخیر شاید از آن نظر مهم است که در مورد پدیده ای تدوین شده که خود از نزدیک دیده است. او متولد ١٩٣٧ در چکوسلوواکی بود، در زمان به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان و گسترش اندیشه های فاشیستی در اروپا، اکثر کشور های اروپا در زیر رژه سربازان و پلیس تفتیش هیتلر لرزید. کودک یک ساله ای بود که به ناچار همراه خانواده در سال ١٩٣٨ به انگلستان پناهنده شد، و به عنوان آواره جنگی زندگی کرد. دوران جنگ را در انگلستان گذارند و پس از خاتمه جنگ با خانواده به چکسلواکی باز گشتند. اما این بار نوبت رژه کمونیست ها بود و چکسلواکی در سال ١٩٤٨ با کمک نیرو های شوروی تحت حکومت حزب کمونیست قرار گرفت.

این هم دوران سرکوب و استبداد جدیدی بود از جانب طرف چپ طیف سیاسی. در این شرایط خانواده او مجدد به عنوان پناهنده راهی آمریکا شد. از این نظر که زندگی او تحت تاثیر شرایط و فلاکت های هر دو طرف طیف یعنی راست گرایی افراطی فاشیست ها و چپ گرایی افراطی کمونیست ها بوده، کتاب او کتابی خواندنی و عبرت آموز است. توجه عمده او به مسئله فاشیسم است و این پرسش که چگونه ملت ها خود را به زیر یوق فاشیسم قرار می دهند  و این که اصولاً ویژگی های متمایز کننده فاشیسم از سایر انواع استبداد کدام است.

او به شرایط موجود آمریکا و اروپا نظر می کند و این پرسش را مطرح می کند که آیا نیرو های مدنی در این کشور ها توان مقابله با شعله های جدیداً بر افروخته فاشیسم را دارند؟ او استدلال می کند که جوامعی دچار فاشیسم می شوند که به دلائلی دچار ترس نا امیدی بحران اقتصادی و شرایط سردرگمی جمعی شده باشند. در این شرایط اگر کسانی برای آنان جهت تعیین کنند ایده مشترک بدهند  ترس و نا امیدی آنان را به خشم و تهاجم تبدیل کنند دیگر کار برد عقل را ضروری نمی دانند،وحاضرند آزادی خود و دیگران را فدا کنند. قرار گرفتن در جمع راه پیمایی و رژه های گسترده ،وفریاد خشمگیانه زدن ابراز نفرت از هر چه پیش کسوتان برای نفرت پیشنهاد کنند ... چارچوب رضایت بخشی خواهد بود. مردم در این شرایط آزادی های خود و دیگران را به راحتی تسلیم می کنند تا رهبران در مقابل مشکلات اولیه ای که قبلا آنان را به نا امیدی و یاس و بحران اقتصادی دچار کرده بود را حل کنند. او استدلال می کند که گرچه همه رژیم های فاشیستی استبدادی بوده اند اما همه حکومت های استبدای فاشیست نبوده اند.

بسیاری حکومت های سلطنتی از این دست بوده اند. از نظر او ویژگی مهم حکومت های فاشیستی این است که با اجامر و اوباش بهتر کنار می آیند تا دانایان و فرهیختگان، و تفنگ را بدست آنان می سپارند. از نظر او نمونه حکومت فاشیست دنیای امروز کره شمالی است، گرچه ایدئولوژی رسمی آنان کمونیسم است. او حکومت پوتین را هنوز فاشیستی نمی داند زیرا هنوز پوتین ضرورت آن را احساس نکرده. در مورد آمریکا می گوید زمانی که در سال ١٩٤٨ وارد آمریکا شدند پدرش باور نمی کرد که همه چیز در این کشور تا این حد آزاد است. به نظر می رسید جهانی فاصله بین فاشیسم اروپا  و آنچه در آمریکا می دید وجود داشت. اما اکنون در این اندیشه است که دیگر آن احساس وجود ندارد.
منبع : صفحه تلگرامی دکتر محمد طبیبیان

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.