دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۰

در کارنامه شکست روحانی نام دیگران هم ثبت می شود

جنان صفت

محمدصادق جنان صفت‏


شهروندان ایرانی با هر مرام و مکتب، اعم از کسانی که به روحانی رای دادند، یا کسانی که به رقیب او رای دادند و یا آنهایی که هرگز رای ندادند با روزگار ذهنی و عینی دشوار و ترسناکی به لحاظ کسب و کار و به لحاظ اقتصاد کلان مواجه هستند.به همان نسبتی که زاد و رشد اقتصادی خانواده های ایرانی در عینیت به وخامت گرایش پیدا می کند ده ها برابر آن در ذهن و در اندیشه ایرانیان بازتاب منفی برجای می گذارد. تنها دستاورهای 5 سال ریاست حسن روحانی گروه اصلی یارانش در دولت و در نهاد ریاست جمهوری که کاهنده شدن نرخ تورم و جلوگیری از خفه شدن اقتصاد در دریای تحریم ها بود این روزها دربرابر دیدگان ایرانیان دود شده و به هوا می رود. با توجه به رشد نزدیک به 100در 100نرخ ارز در بازار آزاد و با توجه به کوچ شتابان شرکت هایی که در دو سال سپری شده به ایران آمدند و سرمایه گذاری کردند، می توان با ناراحتی و اندوه پیش بینی کرد شاخص های کلان مثل صادرات، رشد سرمایه گذاری، نرخ تورم، توسعه صنعتی و رشد زیربناها مثل آب و برق و گاز و نفت به مسیر بدتر شدن می افتند. از آن بدتر اما رشد شتابان فساد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که از درون جامعه و سرزمین را تهی کرده و جز اسکلت لرزان چیزی از آن باقی نمی ماند. این روزگار ناخوشایند اما انگار برای برخی احزاب و گروه ها نه تنها ناراحت کننده نیست بلکه آنها در محفل های خود جشن گرفته و این خرسندی البته در رسانه های این احزاب که از سرسخت ترین مخالفان دولت فعلی و اصلاحات هستند نیز نمود دارد. برخی از افراد خرسندی خود را پنهان نمی کنند و چنان با خوشحالی از رفتن توتال، زیمنس، ایرباس و سایر شرکت ها و کشورهای دیگر از ایران می نویسند و سخن می گویند تو گویی بیچارگی این مرزو بوم و اندوه شهروندان را نمی بینند. مخالفان اصلاحات که قدرت غالب در ایران به حساب می آیند و نهادهای دارای اثرگذاری فوری و قوی از آنها تبعیت می کنند، گویا باور ندارند ایرانیان دیگر به اینکه کدام جریان و فردی مقصر است اعتقادی ندارند و همه انواع قدرتمندان را در یک ظرف می بینند. ایرانیان سال ها است در رای دادن به کاندیداها نگاهی بین کاندیدای بد و بدتر دارند و می خواهند بدترین ها بر سر کار نیایند و به این ترتیب از بدتر شدن روزگار کسب و کار خود جلوگیری می کنند. باکمال تاسف باید گفت حسن روحانی به مثابه انتخاب جبهه اصلاحات آخرین شانس است که بتواند با دنیا حرف بزند، با شهروندان مناسبات نسبت مدارا جویی برقرار کند و راه را برای انباشت سرمایه اجتماعی و سیاسی فراهم کند و امید شهروندان را تا اندازه ای به چشم انداز روشن آینده معطوف کند. اگر حسن روحانی در اقتصاد، در سیاست خارجی، درصنعت، در بانکداری و سیاست های ارزی شکست بخورد شهروندان ایرانی با خود خواهند گفت وقتی این آدم که بهترین در میان کاندیداها بود با این کابینه نیرومند و دارای سابقه و کارنامه خوب نمی تواند روزگار ایران را به سامان برساند، اگر کسانی که تجربه ای ندارند و همیشه تبلور شکست به حساب می آیند، بر سر کار بودند چه می شد. چه خواهند کرد. مخالفان سرسخت اصلاحات باید حواسشان جمع باشد و تصورات بیهوده را از ذهن بیرون بیندارند که حالا حسن روحانی را شکست می دهیم و خودمان به جای او دولت تشکیل می دهیم. امروز در این دیار هیچ ایرانی با این داستان جور نیست و از هیچ کس برنمی آید با ادامه وضع موجود تعامل با دنیا و گسست ملی، اسب دولت را در مرتعی پر علف و خوش آب و هوا برده و اسب فرتوت اقتصاد را فربه کند. تردید نداشته باشید در کارنامه شکست دولت روحانی نام خیلی ها ثبت خواهد شد که به جای کمک به دولت بر اقتصاد ایران لگد زده و کلیت آن را به سوی دره هول داند تا بیفتد و از جایش بلند نشود. این کسان و نهادها نامشان در کارنامه شکست روحانی به عنوان نهادها وکسانی ثبت می شود که زیر پای دولت را خالی کردند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.