پیش از این هم نوشته بودیم، بعد از اعلام نامزدی آقای خاتمی، نگارنده در یادداشتی که تعجب همگان را برانگیخته بود، اعلام کردم آقای خاتمی نامزد اصلی اصلاح‌طلبان نیست و تاکید شده بود که نمی‌دانیم چه کسی نامزد اصلی است و مدتی بعد ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ آقای موسوی نامزدی خود را اعلام کرد و چند روز بعد خاتمی در حالی که همه مدعیان اصلاحات از نامزدی ایشان حمایت کرده بودند، به نفع موسوی کنار کشید. چرا؟! به این نکته نیز قبلا اشاره داشته‌ایم که بعد از حماسه ۹ دی و شکست فتنه ۸۸ خبرنگار روزنامه آمریکایی «‌نیو‌یورکر» به کیهان آمد و گفت:‌ فقط برای پاسخ به این سوال آمده‌ام که از کجا می‌دانستی خاتمی نامزد اصلی نیست؟ پاسخ این بود که برنامه خاتمی و موسوی را آمریکا تهیه کرده بود و  بر اساس آن خاتمی نامزد اصلی نبود. پرسید؛ از کجا به این نتیجه رسیده بودید؟ پاسخ آن بود که از نشست چند ماه قبل موسوم به «آینده ایران‌» در دانشگاه استنفورد آمریکا. و توضیح دادیم؛ در آن نشست خانم «‌گیل لاپیداس» پشت تریبون می‌رود و خطاب به حاضران که چند ایرانی هم در میان آن‌ها بود، می‌گوید: می‌دانم از حضور من تعجب می‌کنید، زیرا تخصص من درباره سال‌های منجر به فروپاشی شوروی سابق است.

ولی ما به این نتیجه رسیده‌ایم که در انتخابات آینده ایران نیز به «یلتسین» نیاز داریم و نه «‌گورباچف». خاتمی گورباچف است و باید جای خود را به یلتسین بدهد. نگارنده از آنجا که می‌دانستم خاتمی از نظر دیکته‌شده آمریکا سرپیچی نمی‌کند با قاطعیت اعلام کردم که ایشان نامزد اصلی نیست و البته در نشست استنفورد از یلتسین مورد نظر آن‌ها نامی به میان نیامده بود و ما نیز نمی‌دانستیم یلتسین مورد نظر آن‌ها میر‌حسین موسوی است. همان‌طور که به وضوح می‌بینید خاتمی و موسوی دیکته دشمنان بیرونی را مو به مو دنبال کرده‌اند!  ۱اشاره به این دو سند که فقط اندکی از بسیارهاست نیز برای شناخت هویت این جریان بی‌فایده نیست:  اول: روز ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ -۱۱ ژوئن ۲۰۰۹- یعنی دقیقاً روز قبل از انتخابات، جورج سوروس در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی.ان.‌ان (CNN) آمریکا می‌گوید: فردا در ایران یک انتخابات نیست! یک انقلاب رنگی است. شبیه آنچه در اوکراین و گرجستان انجام دادیم. فردا ایران و بعد، نوبت سوریه است! (برنامه از پیش طراحی و دیکته شده‌). دوم: مایکل لدین مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا هفتم دی 89 در بنیاد FDD (دفاع از دموکراسی) گفت: «روزی ما خواهیم نشست و در مورد تاریخ پنهان جنبش سبز صحبت خواهیم کرد و همه شما خواهید گفت که این جنبش از سال 2009 (1388) شروع شد اما من به شما می‌گویم که ما می‌دانیم و می‌توانیم مستند کنیم که ریشه این حرکت به اواسط دهه 1980 میلادی [سال‌های 1365-66 شمسی] برمی‌گردد و در طول مراحل مختلف، تکامل پیدا کرده است. من حرف‌های بیشتری برای گفتن در این‌باره دارم اما همین‌جا سخنانم را قطع می‌کنم».  ۱۱