ثروت ایرانیان در چنگال تراستیها
ساعت 24 - مصیبت اقتصاد و صنعت نفت کشورهایی مثل کره جنوبی ، ترکیه و ژاپن آرزو داشتند و دارند درصدی از منابع بزرگ نفت وگاز ایران را در اختیار داشتند و میتوانستند با استفاده از آنها اقتصاد خود را نیرومندتر ازوضعیت امروزکنند. اما طبیعت از این نظر برای آنها بخشنده نبود و ایران و چند کشور در خاورمیانه بیشترین ذخایر نفت را به خود اختصاص دادهاند. آمارهای جهانی نشان میدهد ذخایر نفت وگاز ایران روی هم بهاندازهای است که دومین کشوردارای انرژی فسیلی است.
حقیقت تلخ این است که اداره کنندگان ایران در همه 60 – 70 سال تازه سپری شده بر این سرزمین هیچ رفتار محترمانههای با این ثروت بزرگ نداشته وندارند و شوربختانه یکی از تراژدیهای بزرگ هدردادن ثروت طبیعت بخشنده در این سرزمین اتفاق افتاده و هرروز هم بدتر از روز پیش میشود. روزگاری بود ایران حتی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی 14 درصد از صادرات نفت اوپک را در اختیار داشت و با فاصله قابل اعتنا پشت سر عربستان ایستاده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروهی از انقلابیون خواستار قطع صادرات نفت بودند و ادعا میکردند با قطع صادرات نفت ایران قیمت هربشکه نفت سر به آسمان می ساید.
اما نیاز به درآمد صادرات نفت برای اداره کشور و اداره جنگ بزرگ 8 ساله صاحبان این اندیشه را کنارگذاشت. با این همه اما در سالهای پس از 1358 تا امروز مصیبت هایی بر سرنفت و گاز ایران آمده است که بسیار اندوهبار و تاسف آور است.
ظرفیت تولید نفت ایران از 6 میلیون بشکه در کریدور4- 5 میلیون بشکه افتادو هنوز پس از سپری شدن بیش از 4 دهه توانایی افزایش ظرفیت تولید را به رغم اینکه در برنامههای توسعه الزامی بود در همین سطح باقیمانده است. ظرفیت تولید نفت ایران به دلیل پیر شدن چاهها ونیز استفاده از تکنولوژیهای قدیمی دههها است درجا می زند. اما همه مصیبت اینجا تمام نمیشود. در سالهای پس از 1358 ودر مجادلههای گوناگون ونیز به دلیل رقابتهای نفس گیر ونیز تحریم ها جایگاه ایران در صادرات نفت اوپک وجهان فرسایش قابل اعتنایی داشته و حالا عراق و امارات جای ایران را گرفتهاند
تحریمهای پس از سال 1397 آمریکا یک بدبختی دیگر بر بدبختیهای نفت ایران افزود. ایران دیگر نمی تواند به طورعادی نفت صادرکند و تنها مشتری اش در حال حاضر حزب کمونیست چین است که داستا غمبار ان را میدانیم. آما اخرین میخ بر تابئت اقتصاد نفت ایران این بود وهست که دولتهای پس ازدولت محمود احمدی نژاد توانایی صادرات نفت را به دلیل تحریمهای بانکی بر نهادهای دولتی از دست دادند.
در این وضعیت بود وهست که صادرات نفت از سوی دولت به افراد حقیقی و حقوقی داده شده است که به مرور به " حلقه تراستیها" مشهور شدهاند. در چند سال تازه سپری شده و با افزایش رقابتهای درون گروهی تراستها آشکارشده است که این فروشندگان نفت ایران منابع قابل اعتنایی را به کشور برنگرداندهاند.
این فاجعه هنوز ادامه دارد ودر شرایطی که شهروندان ایرانی به دشواریهای فزاینده معیشت اعتراض دارند هیچ نهادی هم نیست که به صورت آشکار داستان تراستیها را دنبال کند تراستیهاهای ایران بربادده کیستند؟