کد خبر 661774

تهران در داووس جایی ندارد

ساعت 24 - آخرین اقدام اروپایی در ابراز خصومت علیه ایران، لغو حضور وزیر امور خارجه ایران در نشست مجمع جهانی اقتصاد است و باید در نظر داشته باشیم که داووس، صرفاً یک اجلاس اقتصادی نیست. برای بسیاری از کشورها، ویترینی است به جهت دیده شدن، گفت‌وگو، چانه‌زنی و روایت‌سازی.

حذف یا غیبت ایران از چنین صحنه‌ای، خواه به تعبیر مقامات «فنی» باشد یا به روایت منتقدان «سیاسی»؛ نشانه‌ای است از تداوم فاصله‌گیری ایران از ساختارهای گفت‌وگوی غرب‌محور؛ فاصله‌ای که در ماه‌ها و سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات داخلی، به شکل محسوسی عمیق‌تر شده است.

اعتراضات داخلی و واکنش‌های خارجی

اعتراضات اخیر در ایران، که از سوی بسیاری از مقامات اروپایی با تعابیری چون «قیام» و «فریاد آزادی» توصیف شد، نقطه عطف تازه‌ای در روابط تهران و بروکسل رقم زد. رئیس پارلمان اروپا صریحا اعلام کرد که اروپا باید فشارها و تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کند و کشورهای این قاره تلاش برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی را ادامه می‌دهند. هم‌زمان، پارلمان اروپا ورود تمامی نمایندگان جمهوری اسلامی به ساختمان‌های این نهاد را ممنوع کرد؛ اقدامی بی‌سابقه که پیام سیاسی روشنی داشت.

در همین روزهای اخیر، اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، از «استفاده بیش از حد از زور» در ایران انتقاد کرد و خبر داد که اتحادیه اروپا خود را برای اعمال تحریم‌های جدید آماده می‌کند. مانفرد وبر، رئیس فراکسیون محافظه‌کاران پارلمان اروپا، حتی یک گام جلوتر رفت و پیشنهاد داد سفارتخانه‌های اروپایی در ایران به «پناهگاه معترضان تحت تعقیب» تبدیل شوند؛ اظهارنظری که در تهران، به‌عنوان مصداق آشکار مداخله در امور داخلی تلقی شد. در اخبار آمده که سفیر انگلستان نیز تهران را ترک کرده است که در نگاه تحلیلگران یک اقدام نمادین تلقی می‌شود.  

تقابل روایت‌ها

از نگاه تهران، اروپا نه یک بازیگر مستقل، بلکه بخشی از پازل فشار آمریکاست؛ پازلی که با لابی فعال اسرائیل تکمیل می‌شود. لغو حضور وزیر امور خارجه ایران در داووس نیز از همین زاویه تحلیل شد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به تصمیم اروپایی‌ها برای عدم حضورش در مجمع جهانی اقتصاد، آن را نتیجه «دروغ‌ها و فشارهای سیاسی اسرائیل و حامیانش» دانست.

روایتی که تلاش داشت توپ را به زمین تل‌آویو بیندازد، اما باید بپذیریم سطح تنش دیپلماتیک در روابط ایران و اروپا بدون نقش‌آفرینی اسرائیل نیز در حال رشد روزافزون است. از طرفی تظاهراتی اعتراضی نیز در شهرهای کشورهای اروپایی مرتبط با حوادث اخیر، در حال برگزاری است که مقامات اروپایی را ناگزیر کرده نسبت به وقایع ایران موضعگیری داشته باشند و دست به اقدامات سلبی و حذف ایران در مجامع بین‌المللی بزنند.

تحلیلگران بر این باورند که دیاسپورای ایرانی (ایرانیان مقیم کشور‌های خارجی) تاثیر بسزایی در سیاست‌های خارجی ایران دارند و براساس همین تحلیل باید پرسید چرا دستگاه دیپلماسی ایران توجهی به نقش جامعه ایرانی ساکن اروپا ندارد؟!

لغو داووس؛ نماد یک روند، نه یک استثنا

با این حال، لغو دعوت یا عدم حضور ایران در داووس، تنها یک حلقه از زنجیره‌ای طولانی‌تر است. پیش از آن، بحث‌هایی درباره عدم نهایی شدن دعوت ایران به کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح شد؛ کنفرانسی که اگرچه محل امضای توافق‌نامه نیست، اما یکی از مهم‌ترین میدان‌های گفت‌وگوی غیررسمی امنیتی در جهان به شمار می‌رود. این تصمیم اروپایی‌ها تنها به عدم حضور دیپلمات ارشد کشورمان ختم نمی‌شود و ذهنیت منفی از ایران را در نگاه اروپاییان تشدید می‌کند. پیشتر نیز رئیس کمیسیون اروپا اعلام کرد: «در همکاری نزدیک با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به زودی تحریم‌های بیشتری علیه ایران وضع خواهیم کرد. » هر چند العنونی،‌ سخنگوی ارشد کمیسیون اروپا در کنفرانسی خبری گفت: «تغییر رژیم بخشی از سیاست اتحادیه اروپا نیست.» اما روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا «ورود نمایندگان جمهوری اسلامی ایران به امکان پارمان اروپا»را ممنوع اعلام کرد.

لغو دعوت ایران در داووس، تنها یک حلقه از زنجیره‌ای طولانی‌تر است. پیش از آن، بحث‌هایی درباره عدم نهایی شدن دعوت ایران به کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح شد؛ کنفرانسی که اگرچه محل امضای توافق‌نامه نیست، اما یکی از مهم‌ترین میدان‌های گفت‌وگوی غیررسمی امنیتی در جهان به شمار می‌رود. این تصمیم اروپایی‌ها تنها به عدم حضور دیپلمات ارشد تهران ختم نمی‌شود و ذهنیت منفی از ایران را در نگاه اروپاییان تشدید می‌کند

شاید این اقدامات عملیاتی نباشد، اما نشانگر سطح تنش‌ها میان تهران و پارلمان اروپا است که می‌توانند در سیاست‌گذاری‌های اتحادیه اروپا تاثیرگذار باشد. همچنین غیبت ایران در این نشست‌های بین‌المللی که پیامد رویکرد فعلی اروپا نسبت به ایران است، به گفته بسیاری از تحلیلگران، به معنای واگذاری میدان روایت به رقبا و منتقدان تلقی می‌شود. در سال‌هایی که نمایندگان رسمی ایران در مونیخ حضور نداشتند، چهره‌های اپوزیسیون و فعالان خارج از کشور فرصت یافتند روایت خود از ایران را در این تریبون‌ها ارائه دهند. این خلا دیپلماتیک، بارها به زیان تهران عمل کرده و به تصریح مقامات، تصویر یک‌سویه‌ای از تحولات داخلی ایران را تثبیت کرده است.

زنگ خط تغییر جایگاه ایران در نظم جهانی

لغو حضور وزیر امور خارجه در داووس، شاید در ظاهر یک خبر کوتاه دیپلماتیک باشد، اما در لایه‌های زیرین، زنگ خطری است درباره جایگاه ایران در نظم در حال تغییر جهانی. هشداری که یادآور می‌شود سیاست خارجی، نه فقط میدان اعلام مواضع، بلکه عرصه مدیریت تصویر، روایت و منافع است. درنهایت، مسئله اصلی شاید نه داووس باشد و نه مونیخ؛ بلکه این پرسش بنیادین است که ایران می‌خواهد در جهان امروز چگونه دیده شود و با چه ابزارهایی از منافع خود دفاع کند؟ پاسخی که اگر به‌موقع داده نشود، صندلی‌های خالی بیشتری را در آینده رقم خواهد زد.