پرشمار شدن آدرسدهی جنگ در خاورمیانه
ساعت 24 ر- تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد خاورمیانه از مرحله هشدارهای لفظی عبور کرده و وارد فاز تازهای از آرایش نظامی و محاسبات پرریسک شده است. همزمانی تحرکات آمریکا، تهدیدهای تلآویو، پاسخهای صریح تهران و هشدار کمسابقه آنکارا، تصویری از منطقهای میسازد که روی باروت خوابیده و منتظر جرقهای است.
ترکیه در سالهای اخیر کوشیده میان نقش میانجی، بازیگر امنیتی و قدرت منطقهای توازن برقرار کند. از جنگ اوکراین تا بحران غزه، آنکارا همواره تلاش کرده خود را در موقعیتی قرار دهد که هم در معادلات امنیتی حضور داشته باشد و هم کانالهای دیپلماتیک را باز نگه دارد.
در چنین چارچوبی، هشدار صریح هاکان فیدان درباره تلاش اسرائیل برای یافتن «فرصتی برای حمله به ایران» معنایی فراتر از یک تحلیل رسانهای دارد. وقتی وزیر خارجه کشوری که عضو ناتو است و همزمان روابط پیچیدهای با تلآویو، واشنگتن و تهران دارد، از احتمال وقوع یک جنگ تازه و تمامعیار سخن میگوید، یعنی برآوردهای امنیتی در سطحی جدی تغییر کرده است.
میانجیها به خط شدهاند شاید مسیر سخت و صعب دیپلماسی باز بماند و گفتوگو با تنفس مصنوعی هم که شده همچنان نفس بکشد. حالا چشمها به خاورمیانه دوخته شده است. همان خاورمیانه که روزگاری سرزمین افسانهها بود و حالا شاید متراکمترین سرزمین از نظر وجود تسلیحات نظامی باشد
فیدان عملاً از شکلگیری پروژهای خطرناک خبر میدهد؛ پروژهای که میتواند دومینوی بیثباتی را از غزه تا خلیج فارس به حرکت درآورد.
پس با این روند اظهارات صریح وزیر امور خارجه ترکیه، روز گذشته و درباره تلاش اسرائیل برای یافتن «فرصتی برای حمله به ایران» دیگر تنها یک موضعگیری دیپلماتیک نیست؛ این سخنان از زبان وزیر خارجه کشوری بیان میشود که در سالهای گذشته نیز همواره تلاش داشته میان نقش میانجی و بازیگر امنیتی منطقه توازن برقرار کند و حالا خود نسبت به تبعات یک اقدام نظامی جدید هشدار میدهد.
واشنگتن؛ نمایش قدرت
در سوی دیگر واشنگتن نیز بار دیگر به زبان آشنای قدرت نظامی بازگشته است. اعزام ناوگروههای ضربت، تشدید حضور جنگندهها و تحرکات لجستیکی پنتاگون، همگی با ادعای «بازدارندگی» توجیه میشوند. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، همان دوگانه همیشگی را تکرار میکند: از یک سو تاکید بر اینکه تمایلی به جنگ ندارد و از سوی دیگر، احیای ادبیات تهدید و فشار حداکثری.
در این شرایط، به نظر میرسد دونالد ترامپ بار دیگر تلاش کرده با نمایش قدرت نظامی، پیام روشنی به تهران بدهد اعزام ناوهای جنگی و تشدید حضور نظامی آمریکا در آبهای منطقه، اگرچه با ادعای «بازدارندگی» همراه شده، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که چنین آرایشهایی بیش از آن که صرفاً نمادین باشند، حامل پیامهای عملیاتیاند.
یک جنگ تمامعیار
اما پاسخهای تهران به این فضاسازی و رخدادها کاملا صریح و بیپرده بوده است. مقامات ارشد جمهوری اسلامی هشدار دادهاند که هرگونه حمله مستقیم، چه محدود و چه گسترده، بهمنزله ورود به یک جنگ تمامعیار تلقی خواهد شد؛ جنگی که محدود به جغرافیای ایران نمیماند. این موضعگیریها بیش از آنکه مصرف تبلیغاتی داشته باشد، تلاشی است برای افزایش هزینه تصمیم نظامی برای واشنگتن و تلآویو.
ایران بهخوبی میداند که در یک رویارویی کوتاهمدت میتواند ضربه بخورد، اما همزمان بر این باور است که ابزارهای کافی برای کشاندن جنگ به سطحی فرسایشی و منطقهای را در اختیار دارد.
از نگاه تهران نیز بازدارندگی دیگر صرفاً در توان دفاعی خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی ایجاد بیثباتی کنترلنشده برای طرف مقابل تعریف میشود. مقامات ایرانی با درک همین موقعیت است که هشدار دادهاند هرگونه حمله مستقیم، بهمنزله ورود به یک «جنگ تمامعیار» تلقی خواهد شد؛ جنگی که محدود به جغرافیای ایران نخواهد ماند و به نظر میرسد که این موضعگیریها بیش از آنکه جنبه تبلیغاتی داشته باشد، تلاشی است برای بالا بردن هزینه هرگونه تصمیم نظامی از سوی واشنگتن
و تلآویو.
سکوت خطرناک؛
خطای محاسباتی در کمین
در این میان اما تحلیلهای رسانهای در غرب و منطقه، بیش از هر چیز بر مفهوم «خطای محاسباتی» تمرکز دارند. تراکم ناوهای جنگی، عملیاتهای محدود، پیامهای متناقض سیاسی و فشار افکار عمومی، همگی میتوانند به جرقهای ناخواسته منجر شوند. جنگی که شاید هیچیک از بازیگران اذعان نکنند خواهان آن هستند، اما همگی برایش آماده میشوند.
چنان که میدل ایست آی به تازگی در گزارشی نوشت که راهروهای پنتاگون و اردوگاههای نظامی ایران در سکوتی عجیب فرورفتهاند. این سکوت، سکوتِ تصمیم نیست؛ بلکه سکوتِ پیش از یک درگیری قریبالوقوع است. سکوتی که از این آگاهی مشترک میآید که حمله بعدی در خاورمیانه میتواند زنجیرهای از واکنشها را آغاز کند که حتی طراحان جنگ نیز از مهار آن مطمئن نیستند.
در واقع میدل ایست آی به صراحت در گزارش خود از احتمال وقوع یک درگیری قریب الوقوع خبر داد و از زنجیرهای واکنشها سخن گفت که میتواند از کنترل طراحان آن نیز خارج شود.
فارن پالیسی نیز روز گذشته در گزارشی به همین روند اشاره کرد و نوشت که اسرائیل و ایران سالها درگیر جنگی در سایه بودند و پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ سه دور رویارویی مستقیم بین آنها رخ داد که به یک جنگ محدود ۱۲ روزه در ژوئن گذشته منجر شد. و این درگیری هنوز نشانهای از پایان ندارد.
گزارش در بخش دیگری میافزاید: اما همانطور که گاه در خاورمیانه اتفاق میافتد، ممکن است اتفاقات غیرمنتظرهای رخ دهد. وقتی در ایران اعتراضاتی رخ داد، نتانیاهو، که سالها علیه ایران موضع سخت داشت، در ظاهر عقبنشینی کرد و برخی ناظران معتقدند که اسرائیل و ایران به این نتیجه رسیدهاند که هیچکدام به دیگری حمله نکنند؛ ولی با این حال، چنین اتفاقی بیشتر یک توقف تاکتیکی است تا تغییر جدی در رقابت موجود. این توقف احتمالا دوام نخواهد داشت و دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد دور بعدی جنگ ایران و اسرائیل حتی بزرگتر از قبل خواهد بود.
توسعه ایرانی