ایرانیان در دوراهی سرنوشتساز
ساعت 24 - سرزمین باستانی ایران که در تاریخ طویل خود فرازوفرودهای شگفتانگیزی را تجربه کرده است باردیگر در جایی ایستاده که دو راه در پیش دارد. نظام جمهوری اسلامی و ایرانیان باید تصمیم بگیرند کدام راه را بروند تا این سرزمین همچنان بماند و براساس آن آسیب جدی وارد نشود.
هنوز دیر نشده و میتوان به راهی رفت که اکثریت ایرانیان به آن راه باور دارند. یکی از این دوراهی سرنوشتساز دگرگونی در رویکرد به چگونگی بازکردن سترگترین گرههای کور تنیده شده بر دست و پای ایران است. این گرههای کور و تاریخیشده کدامند؟ برای شناخت و شناساندن آنها میتوان به داوریهای گوناگون داخل و خارج از کشور برگشت. این نوشته به یک پژوهش انجام شده داخلی که از سوی «پژوهشکده مطالعات راهبردی» که یک نهاد پژوهشی درون نظام است برمیگردد.
نتایج و روشنگری درباره این پژوهش در نشریه شماره۱۲۸و۱۲۹ ماهنامه دیدهبان امنیت ملی فروردین و اردیبهشت۱۴۰۰(صفحههای۳۷تا۶۰) منتشر شده است. در بخشی از این نوشته آمده است: «در این پژوهش شماری از اعضای هیات علمی پژوهشکده مشارکت داشتند. بررسیهای این گروه و دیگر مشارکتکنندگان به این نتیجه رسید که در سال۱۴۰۰هجری شمسی ۹۹ مساله حل نشده شناسایی شد. پس از آن با روش دلفی ۳۷ مساله به مثابه مسائل مهم شناخته شد. پس از این مرحله برای شناسایی مسائل راهبردی و همچنین شبکه نظام مسائل کشور نیز از روش تحلیل ساختاری استفاده شد. » نتایج پژوهش نشان میدهد مسائل کلیدی کشور در سال۱۴۰۰ سهگانه یکم- تنظیم مناسبات با آمریکا دوم- تحریمها و سوم- پرونده هستهای است… دادهها نشان میدهد سیاست داخلی و امور کشورداری از شدت بیشتری در تاثیرگذاری بر دیگر مسائل برخوردارند. این مسائل عبارتند از: «ناسازگاری سیاست خارجی با نظم بینالمللی»، «نبود تعادل در شرق گرایی و غربگرایی در سیاست خارجی» و «عدم اجماع در سیاست خارجی» و….
حالا با توجه به مجموعه رخدادها در سالهای۱۴۰۰ تا امروز که رخدادهای بزرگی بوده و نیز تیرهتر شدن مناسبات با آمریکا، پیچیدهتر شدن مساله پرونده هستهای و سرانجام شتاب گرفتن اعمال رژیم تحریمها و چند سویه شدن تحریمها به نظر میرسد نتایج این پژوهش بهویژه نتیجهگیری آخرین آن هنوز استوار و پابرجا هستند.
در این شرایط که پیامدهای ناآرامیهای تازه در چشم و گوش شهروندان جاری است میتوان با جرات گفت سرنوشت ایران در سر دوراهی قرار دارد. یک راه همین است که نظام جمهوری اسلامی با آن زاد و رشد کرده و باور آن سخت است.
این راه میگوید سازگاری با آمریکا فایده ندارد و باید با نظام سیاسی آمریکا تا آخر جنگید تا شکست بخورد. یک راه دیگر این است که «تنظیم مناسبات تازه با آمریکا» در دستور کار باشد. همچون روز روشن است اگر این سازگار کردن– نه سازش کردن– با آمریکا در کانون توجه باشد دو مساله دیگر یعنی پرونده هستهای و نیز داستان تلخ تحریم نیز در راه برطرف شدن قرار میگیرند.