بیپناهی مردم ایران
ساعت 24 - نظام سیاسی جمهوری اسلامی با گذر زمان از سال۱۳۵۸ تا امروز همه اولویتهای وعده دادهشده به شهروندان را بهدلیل اینکه مبارزه با آمریکا را اصل و اساس کار خود قرار داده رها کرده است. نگاهی به رفتار امروز مجموعه ادارهکننده کشور نشان میدهد رسیدگی به روزگار تلخ شهروندان این سرزمین دیگر جایی در ذهنیت آنها ندارد و باور دارند این کار را میشود پس از اینکه نبرد با آمریکا به نتیجه رسید
در دستور کار قرارداد. کارشناسان و اقتصاددانان و فعالان اقتصادی میگویند البته در سالهایی که هر تصمیم تازه در بستر همین راهبرد برگزیده گرفته شده کار را به جایی رسانده که برآورده کردن نیازهای حداقلی مردم نیز دور از دسترس است.
.به این معنا که پیچیدگیهای نبرد با آمریکا و نابرابری تواناییهای ایران و آمریکا راههای کسب درآمد برای این سرزمین را بسیار دشوار کرده است. اعمال رژیم تحریمهای ادامهدار و گسترشیابنده راهها و روزنههای دادوستد ایران و جهان را بسته و اکنون ایرانیان میدانند دولت دیگر نمیتواند حتی ارز مورد نیاز برای خرید کالاهای اساسی و نیز نهادههای تولید بهویژه نهادههای دامی را به آسانی به دست آورد. دولت بارها گفته است میزان درآمد
به دست آمده از صادرات نفتخام تنها پرداخت حقوق کارمندان و نیز تامین هزینههای دفاع را پوشش میدهد. ایرانیان نیک میدانند سهم آنها در پدیدار شدن این وضعیت که اقتصاد کشور را در محاصره قرار داده و در پیامدهای دهشتناک این محاصره هیچ کوتاهی نکردهاند بلکه در بستر اجبار فداکاری کرده و سفرههای خود را کوچک کردهاند.
شهروندان بیپناه ایران در برابر تورم شتابان که غرور و ایستادگی آنها را در تندباد خود نابود کرده و آنها را هر روز بیچارهتر میکند تنها به کارآمدی دولت چشم دوخته بودند که شوربختانه دلبستگی بیهودهای بود و هست.
مقامهای ایران در پویش این چند سال گونهای رفتار کردند که ایرانیان بیپناه حالا علاوهبر اینکه پیامدهای محاصره اقتصادی را بر دوش نحیف خود دارند با محاصره سیاسی و نظامی نیز روبهرو شدهاند. حالا آمریکاییها در مناسبات با جمهوری اسلامی در جایی ایستادهاند که بدون هیچ رودربایستی از حمله سخن میگویند.
اروپاییها نیز در این شرایط در اندازههایی پایینتر اما سرنوشتساز با آمریکا برای افزایش فشار بر ایران همساز شدهاند. شوربختانه کشورهایی مثل آذربایجان و نیز امارات نیز با آمریکاییها و نیز با اسرائیل همراه شده و دور از انتظار نیست کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس نیز به این صف بپیوندند.
آنچه امروز بیشتر از هر چیز در سپهر سیاست ایران دیده میشود نادیده انگاشتن خواست و نیاز و آرزوی شهروندان و انداختن آنها در گرداب تورم و ناتوانی است. روندهای شگفتانگیز تضعیف ریال در برابر ارزهای معتبر و آبشدن قدرت خرید شهروندان دستاورد ناراحتکنندهای است که در بستر راهبرد نظام سیاسی بهخوبی دیده میشود.
دیگر سخنی از اینکه در کوتاهمدت برای بیپناهی ایرانیان چارهای اندیشیده شود شنیده نمیشود. روزگار سخت است؛ سخت.