آینده ایرانیان در سرسام
ساعت 24 -سوز و درد رخدادهای دهشتناک دیماه دل و ذهن ایرانیان را بهشدت آزار میدهد. با کاهش فضای امنیتی- اطلاعاتی از سر ناگزیری آرام آرام نوشتهها و سخنان چهرههای شناختهشده ایرانی درون سرزمین در رسانهها منتشر میشود.
مسعود نیلی اقتصاددان نامدار که بیشتر او را با نوشتههایی از جنس عقل سرد میشناسیم، علی ربیعی چهره امنیتی دهه۶۰ و نویسنده اجتماعی دهههای تازهتر و نیز حسین مرعشی سیاستمدار با رفتارهای سنجیده و چسبیده به انتهای احتیاط دیروز در رسانههای کشور نکاتی را درباره رخدادهای دیماه یادآور شدهاند.
بررسی نوشتههای این سه چهره نامدار نشان میدهد آنها در یک مقوله اشتراک نظر دارند. این نقطه مشترک در نوشتهها و حرفهای آنها ابراز عریان و صریح ترس ایرانیان از پایندگی کشور و نیز وضعیت خود و خانوادههایشان است.
واقعیت این است که موج برخاسته از بیاطمینانیهای دامنهدار که دهها سال است گریبان ایرانیان را گرفته، شهروندان را در چاه ناآرامی ذهنی و روحی انداخته است. درصد قابلاعتنایی از ایرانیان به چشم میبینند با همه کوششی که میکنند درآمدشان روندی کاهنده دارد و از میانگین سال۱۳۹۶ هم پایینتر است.
ایرانیان شلاق بیرحم تورم افسارگسیخته را بر پیکر هر روز نحیفتر شده خود احساس میکنند. از سوی دیگر روندهای توزیع ثروت و درآمد در کشور پرچم سیاه نابرابریهای فزاینده را بر فراز نگه داشته و همانند سم آلوده به ذهن مردم ریخته میشود. ایرانیان به چشم میبینند و از زبان مدیران امنیتی- اطلاعاتی میشنوند هزاران نفر به کشور رخنه کردهاند و از خود میپرسند پس چرا جلوی اینها گرفته نشده است.
ایرانیان هر روز میشنوند و میخوانند گره پرونده هستهای ایران پس از ۲۲سال هنوز روی میز است و از این ناحیه همچنان آسیب پذیریم. حقیقت تلخ و زهرآلود تحریمها زندگی، کسبوکار و معیشت میلیونها ایرانی را در سرازیری نابودی انداخته و هنوز ادامه دارد و دستگاه دیپلماسی نمیتواند در برابر این روند کاری از پیش ببرد و شعارهایی بر پایه اینکه با استفاده از تواناییهای داخلی تحریم را میشکنیم به جایی نرسیده است.
برآیند این روزهای تلخ سالهای سمی تازهسپریشده این شده است که ایرانیان نگران آینده این سرزمین و نیز نگران آینده خود و فرزندانشان هستند و بیم آن را دارند سالهای پیشرو بدتر از سالهای سپری شده باشد. ایرانیان نمیدانند آیا در روزهای آینده یورش کشورهایی که بدون رودربایستی از حمله میگویند را باید تجربه کنند و آیا میشود از این روزهای کابوسوار فرار کرد یا نه.
ایرانیان بیم آن را دارند که میشود از شرایط دهشتناک جنگ، زنده و سالم بیرون آمد یا نه و آیا جان و مالشان و نیز سرزمینشان از آسیبهای جنگ احتمالی یا تحریمهای فزاینده در امان میماند یا نه. سنگینی این روزهایی که آینده در آن گم شده است بر دوش شهروندان سنگینی میکند و این چیزی نیست که بشود آن را پنهان کرد.