سرمایهگذاری در ایران تعطیل شده است
ساعت 24 -در سالی که قرار بود بنا به برنامه هفتم توسعه، ایران وارد جاده رشد اقتصادی 8 درصدی شود، آمارها حاکی از افت رشد اقتصادی، حتی به محدوده منفی است. همین موضوع باعث شد که حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، با اظهاراتی انتقادی، بگوید: «هدفگذاری رشد اقتصادی 8 درصدی، در واقعیت منفی 2 درصد شد، تورم هم که بالای 50 درصد است.»!
به دلیل کاهش رشد اقتصادی و کیک اقتصاد ایران، درآمد سرانه ایران نیز کوچک شده است که وضعیت وخیمی را از اقتصاد ایران نشان میدهد. البته روند رشد اقتصادی ایران به صورت سینوسی و افزایش و کاهش بوده است. با هربار تشدید تحریمها رشد اقتصادی ایران روندی منفی به خود گرفته اما پس از مدتی، دوباره وارد رشد و محدوده مثبت شده است. به باور اکثر کارشناسان، رشد مثبتِ اتفاق افتاده، نه به مثابه یک رشد پایدار بلکه رشدی مقطعی در اثر افزایش فروش نفت است که در اقتصاد به «رشد بیکیفیت» معروف است. بنابراین سوالی که اکنون در مقابل تحلیلگران قرار دارد اینست: چرا ایران نتوانسته است در مدار توسعه قرار بگیرد؟
خاموشی موتور رشد اقتصاد ایران
در تحلیلهای فنی از رشد اقتصادی، عموما توجه ویژهای به روند سرمایهگذاری، و نرخ تشکیل سرمایه ثابت، میشود که به موتور رشد اقتصادی نیز معروف است. آمارها در این حوزه نیز وضعیت مطلوبی را نشان نمیدهند.
بررسی دادههای فصلی تشکیل سرمایه ثابت ناخالص نشان میدهد روند سرمایهگذاری در اقتصاد ایران طی سالهای اخیر نوسانی و در نهایت کاهشی بوده است. برای مثال برآوردها و تخمینهای مرکز پژوهشهای مجلس نیز حاکی از آن است که رشد سرمایهگذاری که موتور رشد اقتصادی محسوب میشود عملا در وضعیت سقوط قرار گرفته است. رشد سرمایهگذاری از حدود منفی 8 درصد به منفی 15 درصد رسیده است. این موضوع بیانگر خطری جدی برای آینده رشد اقتصادی کشور است.
کاهش تمام رتبهها به دلیل جنگ
یک اقتصاددان در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، علت عقب افتادن اقتصاد ایران از دیگر کشورهای منطقه را به دلیل شرایط جنگی حاکم بر کشور دانست.
سهراب دلانگیزان افزود: مشخص است که تمام شاخصهای ریسکی کشوری که به آن حمله شده، همچنان در شرایط جنگی است و در تحریم قرار دارد، افزایش مییابد و به همین دلیل، تمام شرایط رتبهای کشور کاهش پیدا میکند.
سهراب دلانگیزان در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: به علت سرمایهگذاری منفی، قدرت بارآوری سرمایههای موجود نیز هرساله، به نسبتی، از دست میروند. اکنون که رشد سرمایهگذاری ما منفی 15 درصد شده است، یعنی استهلاک زیرساختهای موجود را جبران نکردیم. همچنین نیروی انسانی توانمند و ماهر ما جبران نشده است و نیروهای موجود بامهارت و استعدادهای دانشگاهی ما هم مهاجرت کردهاند
او تصریح کرد: دلیل عقب افتادن ایران از دیگر اقتصادهای منطقه، شرایط جنگ و تحریم است. البته این رتبه به عناصر دیگری نیز مربوط میشود که در این حوزه، شاید میان ایران و کشورهای دیگر چندان تفاوتی نباشد اما تنها به علت جنگ عقب افتادهایم و باید این مشکل به زودی حل شود.
بزرگترین چالش ما
سرمایهگذاری است
این استاد اقتصاد دانشگاه رازی در پاسخ به اینکه «چرا ایران نتوانسته است رشدهای کوتاهمدت گذشته را به رشد پایدار تبدیل کند؟»، اظهار کرد: مهمترین حوزه رشد اقتصادی، که عامل اصلی رشد هم محسوب میشود، سرمایهگذاری است و وقتی سرمایهگذاری در کشور صورت میگیرد، این امر هم بخش تقاضا را تحریک میکند و به تبع آن، بخش عرضه نیز تحریک میشود.
دلانگیزان درباره نقش سرمایهگذاری توضیح داد: سرمایهگذاری، زیرساختها و شرایط زنجیره تامین را در حوزههای مختلف بهبود میبخشد و همچنین در چارچوب نظریه شتاب سرمایهگذاری، جذب سرمایههای جدید را نیز امکانپذیر میکند. در کنار تمام این مسائل، اشتغال و درآمد ایجاد میشود و مردم با درآمد جدید، تقاضای جدید ایجاد میکنند.
به اعتقاد او، بزرگترین مسئله ما در دورههای متفاوت، سرمایهگذاری بوده است. هر زمان شرایط کشور ما از نظر پذیرش سرمایه بهبود پیدا کرده، رشد اقتصادی و چارچوب اقتصادی نیز بهتر شده است
این تحلیلگر مسائل اقتصادی به دورههای مختلف رشد مثبت و منفی اقتصاد ایران اشاره کرد و گفت: در سال ۱۳۹۵، یعنی یکسال بعد از امضای برجام، رشد اقتصاد ما به ۱۵.۵ درصد رسید و نرخ تورم هم به شدت کنترل شد و زیر ۸ درصد قرار گرفت. این تجربه دقیقا نشان میدهد بهبود شرایط ناشی از کاهش تنش و ریسک بینالمللی است. اما در سال 1397 که ترامپ مقابل چشم همگان از برجام خارج شد، یا در مجلس ایران برجام را به آتش کشیدند، رشد اقتصادی ما منفی شد زیرا با این روند، سرمایهگذاران منتظر تنشهای جدید بودند و دقیقا از همین دوره بود که وضعیت اقتصادی ایران وارد تنش جدی، کاهش سرمایهگذاری و افزایش ریسکهای بینالمللی شد.
ی
تمام مسائل منوط به تنشهای بینالمللی است
این اقتصاددان درباره اینکه «ایران چگونه میتواند وارد مدار توسعه پایدار شود؟»، پاسخ داد: بجز رفع تنشهای بینالمللی، بقیه کارها آب در هاون کوبیدن است.
دلانگیزان مطرح کرد: چالشهای دیگری نیز وجود دارد؛ برای مثال یکی از این نمونهها، فساد داخلی است که باید در هر شرایطی با آن مبارزه شود یا رانتخواری و ویژهخواری باعث شده است تا بهرهبرداری از منابع بانکی تنها به واسطه نفوذ باشد.
همچنین درگیر ردیفهای بودجهای هستیم که بارآور و مولد نیستند اما نکته اساسی اینجاست، مادامی که یک دشمن خارجی در آن طرف مرزها ما را تهدید میکند، اولویت سیاستمداران ما نمیتواند بهبود مقررات و فسادزدایی باشد و اولیت آنها به دورزدن تحریمها خلاصه میشود.
به گفته او، دولت در شرایط تحریمی ناچارا به دام افرادی میافتد که ظاهرا در حال کمک به دولت و حاکمیت هستند اما در عمل ممکن است واقعا کمکی نکنند و یا اصلا دامی پهن کرده باشند تا تخلیه منابع را در حوزههای دیگر، گسترش دهند.
این استاد دانشگاه درنهایت خاطرنشان کرد که اصلیترین کاری که برای رسیدن به رشد اقتصادی پایدار مورد نیازست، حذف تنشهاست.