این وضعیت نمی تواند تا ابد ادامه یابد
ساعت 24 - ترامپ در هفتههای گذشته اظهارات متناقضی درباره تقابل با رژیم ایران بیان کرده است. در حال حاضر نیز، همزمان با دور دوم مذاکرات در ژنو، آمریکا بهشدت در حال تقویت توان نظامی خود در خاورمیانه برای حمله احتمالی به ایران است. اما به نظر میرسد که این وضعیت تا ابد نمیتواند ادامه یابد
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد «موسسههادسن»، استاد استراتژی و کشورداری در دانشگاه فلوریدا و ستوننویس «والاستریت ژورنال» در مقالهای با تحلیل مواضع گمراهکننده دونالد ترامپ در قبال ایران نوشت که شاید بدترین موضوع درباره بنبست کنونی میان ایران و آمریکا برای آقای ترامپ این است که این وضعیت «نمیتواند تا ابد ادامه یابد. »
به گفته آقای مید، تصمیم دونالد ترامپ برای اعزام ناو هواپیمابر «یواساس جرالد فورد» به خاورمیانه و استقرار آن بهعنوان دومین ناو هواپیمابر در منطقه در زمانی گرفته شده است که بنبست طولانیمدت میان واشنگتن و تهران وارد مرحله جدید و خطرناکی شده است.
او نوشت: «پیشبینی نتیجه بحران کنونی غیرممکن است و احتمالا خود دونالد ترامپ هم نمیداند در نهایت چه خواهد کرد. اما یکی از روشهای دیپلماتیک آقای ترامپ این است که سعی میکند موقعیتهایی بسازد که در آنها تنها خودش قدرت تصمیمگیری داشته باشد و چنین تصمیمی برای دیگر کشورها اهمیت حیاتی داشته باشد. همین موضوع باعث میشود که هر کس هر چه میتواند برای جلب نظر او انجام دهد. »
به گفته آقای مید، هرکس که برای ایران یا نفت آن اهمیت قائل است، میداند که آقای ترامپ میتواند دنیایش را زیر و رو کند. از همین رو همه بازیگران ذینفع از حامیان رژیم ایران گرفته تا دشمنان آن و از اسرائیل، قطر، روسیه و چین گرفته تا ترکیه و اروپا، همه گوش به زنگ رئیسجمهوری آمریکا هستند.
والتر راسل مید نوشت: «مساله فقط اهرم فشار نیست، بلکه جایگاه هم هست. دونالد ترامپ بهعنوان تنها کسی که میتواند درباره سرنوشت کشوری که نقش مهمی در منطقه و بازار جهانی نفت دارد، تصمیم بگیرد، مشهودترین و قدرتمندترین رهبر جهان است. در واقع دیگران فقط حرف میزنند و او تصمیم میگیرد. »
آقای مید افزود: «موضوع، رتبهبندی و مخاطب هم هست. هرچه دیگران بیشتر درباره نیتهای او گمانهزنی کنند و فعالان بازارهای مالی و سیاستگذاران جهانی با دقت بیشتری تلاش کنند قصد او را از لابهلای اظهارات عمدتا گمراهکنندهاش بفهمند، آقای ترامپ بیشتر بر اخبار مسلط میشود. به نظر او، این موضوع به قدرتش میافزاید و پس از حدود یک دهه تسلط بر سیاست جهانی، باید پذیرفت که بیراه هم نمیگوید. »
به گفته این تحلیلگر، همزمان که رئیسجمهوری آمریکا در حال سنجش پیشنهادهای بازیگران منطقهای است و غرق در اعتباری است که این بحران برای او فراهم آورده است، درک این که چرا بخواهد چنین ماجرایی را به سرعت پایان دهد، دشوار است. از نگاه آقای ترامپ شاید مهمترین نقطه ضعف بحران ایران این است که نمیتواند تا ابد ادامه یابد.
رئیسجمهوری آمریکا حتی میتواند با بیحرکت ماندن هم پاداش بگیرد، اما بالاخره در نقطهای ناچار به انتخاب میشود و انتخابها خطر و هزینه به همراه دارند. زمانی که او مسیری را انتخاب کند، گزینههای باقیماندهاش محدود میشود.
به گفته آقای مید، حمله به ایران خطر آغاز جنگی طولانی را در پی دارد. از سوی دیگر، اگر آقای ترامپ بگذارد جمهوری اسلامی از بیم او از جنگ طولانی برای تحمیل توافقی بهره ببرد که او را ضعیف جلوه دهد، قدرت سیاسیاش در داخل و اعتبارش در خارج آمریکا تضعیف میشود.
والتر راسل مید نوشت: «در چنین شرایطی اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه کاملا منطقی به نظر میرسد. آقای ترامپ در حالی که گروه ضربتی این ناو هواپیمابر دو اقیانوس را پشت سر میگذارد، تنشها را به آرامی بالا میبرد. این موضوع در حالی که همزمان برتری روانی و نظامی او را بر حکام کشورهای حوزه خلیج فارس، اسرائیل و هرکس که نگران قیمت نفت یا امنیت ناوبری است، افزایش میدهد، دست او را نیز برای انتخاب گزینههای مختلف باز میگذارد. »