صنعت زودتر از اقتصاد غرق میشود
ارها و نشانههایی نگران کننده از چرخش انتظارات در بخش صنعت و بدبینی نسبت به آن حکایت دارد. سقوط مولفه «انتظارات تولید در ماه آینده» به کمترین سطح تاریخی آن پیامی روشن دارد؛ به این معنی که مدیران صنعتی افق روشنی پیشروی خود نمیبینند.
این شاخص حتی از دورههای شوک شدید پیشین، از جمله جنگ ۱۲روزه خرداد، نیز پایینتر ایستاده است. مقایسهای که عمق ناامیدی را عیان میکند. همزمانی این افت کمسابقه با جهش قیمت مواد اولیه به بالاترین سطوح، شرایط تولید را پیچیدهتر کرده است.
وقتی هزینهها با شتاب بالا میرود و چشمانداز فروش مبهم است، نخستین واکنش طبیعی بنگاه، عقبنشینی است. در چنین شرایطی کاهش تیراژ تولید، تعویق سفارش مواد اولیه، کنار گذاشتن طرحهای توسعه و حتی در مواردی بازنگری در تداوم فعالیت در شکل فعلی مورد بررسی مدیران صنعتی قرار میگیرد. زیرا سرمایهگذاری نه تنها توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد، بلکه به ریسکی مضاعف بدل میشود. از این رو مساله صرفا افت یک شاخص نیست؛ بلکه زنگ خطری درباره فرسایش سرمایهگذاری صنعتی در میانمدت است.
اگر بنگاهها نسبت به آینده اطمینان نداشته باشند، نه تنها توسعه ظرفیت رخ نخواهد داد، حتی حفظ آن نیز دشوار میشود. پیامد این وضعیت، کاهش بهرهوری، از دست رفتن سهم بازار و تعمیق رکود صنعتی خواهد بود. همچنین تداوم بیثباتی در سیاستهای ارزی، تجاری و تامین مالی، به تقویت همین انتظارات منفی دامن میزند.
اما جالب اینجاست که سیاستگذاران واکنشی نسبت به این نشانهها نداشتهاند. درحالیکه صنعت بیش از هر چیز به پیشبینیپذیری نیاز دارد نه وعدههای کوتاهمدت. به نظر میرسد اگر این هشدار جدی گرفته نشود، عدد شاخص انتظارات تولید شاید نقطه آغاز روند فرسایشی تازهای باشد.