کد خبر 662117

غیر فعال بودن بانک مرکزی درجلوگیری از رشد نقدینگی

ساعت 24 - با شدت گرفتن تورم ۲ رقمی در ایران، که پس از جراحی اقتصادی دولت نرخ تورم کالاهای خوراکی ۳ رقمی هم شده است، برخی تحلیلگران توجه ویژه‌ای به نرخ رشد نقدینگی در اقتصاد ایران می‌کنند زیرا در ادبیات جریان اصلی اقتصاد، نقدینگی به عنوان عامل اصلی تورم معرفی می‌شود و این کارشناسان تورم را پدیده‌ای پولی تفسیر می‌کنند.

آمارها نیز وضعیت جالبی از نقدینگی کشور نشان می‌دهد؛ در روند چندساله اخیر میزان نسبت نقدینگی به تولید در ایران، به ۱.۶ درصد رسیده است و بانک مرکزی نیز وعده داده است که تا ۶ یا ۷ ماه آینده، مردم آثار کاهش رشد نقدینگی را در آمارهای اقتصادی مشاهده خواهند کرد. بانک مرکزی سال‌هاست از این وعده‌ها می‌دهد.

اما در عمل این نرخ رشد نقدینگی بوده که افزایش یافته است. ابوالفضل گرمابی، کارشناس و تحلیلگر ارشد اقتصاد کلان، در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، به بررسی علت رشد نقدینگی، نقش آن در تورم ایران و ارزیابی برنامه ادعایی بانک مرکزی در مهار نقدینگی پرداخته که مشروح آن از نظر می‌گذرد.

 ارزیابی شما از 1.6 برابر بودن نسبت نقدینگی به تولید چیست و چه اثراتی دارد؟

رشد نقدینگی باید به طور طبیعی بازتابی از رشد ارزش افزوده تحقق‌یافته در تولید باشد. اقتصادی که در ایجاد ارزش افزوده مشکل دارد، عایدی صاحبان سرمایه از محل سوداگری دارایی‌ها مانند طلا و مسکن تامین می‌شود.

ابوالفضل گرمابی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: نابسامانی‌هایی نظیر رشد نقدینگی و تورم، در کاربست بزرگ اقتصاد سیاسی ایران رخ می‌دهد و حاصل همزیستی شوم بانک‌ها و نهادهای مالی با بانک مرکزی و دولت است. بانک مرکزی و به خصوص سازمان برنامه و بودجه، به جای اینکه در خدمت مردم و ارتقای کسب‌وکارهای باشند، عملا در خدمت سیستم پولی و بانکی خصوصی کشور قرار گرفته‌اند تا سود الیگارش‌های بزرگ کشور را محقق کنند

در این فرآیند، ارزش اسمی یک اقتصاد، یعنی همان GDP اسمی آنقدر متورم می‌شود تا سودجویی صاحبان سرمایه، علیرغم ثابت ماندن ارزش واقعی اقتصاد، ارضا شود. آنچه که برای تحقق این سودجویی لازمست، همان خلق نقدینگی است که سریع‌تر از GDP واقعی اقتصاد، رشد می‌کند.

آمار هم بر این قضیه گواهی می‌دهد. ۱۳۱ برابر شدن ارزش اسمی اقتصاد در ۲۰ سال گذشته در مقابل ۱.۵ برابر شدن تولید واقعی آینه‌ای از این روندست. نقدینگی ادعا بر ارزش‌های واقعی اقتصادست و کارکرد سیستم بانکی، به خصوص پس از خصوصی‌سازی‌ها، هم در ایران دقیقا اینست که به واسطه خلق نقدینگی این ادعا را متورم کند. اگر به همین ۴ سال گذشته را نگاه کنیم، در شرایطی که نقدینگی کشور ۴ برابر شده است، رشد تولید کالاها و خدمات تنها ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده است. این نقدینگی باید زیاد می‌شد تا سود ادعایی صاحبان سرمایه و دارایی در کشور محقق شود در غیر اینصورت قیمت‌های حباب‌وار املاک و مستغلات فقط در یک اعداد انتزاعی بیهوده خلاصه می‌شدند و تا این اعداد، قابلیت نقدپذیری نداشته باشند، فایده‌ای ندارند و نقدینگی دقیقا همین نقدپذیری را می‌کند.

اگر به ۴ سال گذشته نگاه کنیم، در شرایطی که نقدینگی کشور ۴ برابر شده است، رشد تولید کالاها و خدمات تنها ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده است. این نقدینگی باید زیاد می‌شد تا سود ادعایی صاحبان سرمایه و دارایی در کشور محقق شود در غیر اینصورت قیمت‌های حباب‌وار املاک و مستغلات فقط در یک اعداد انتزاعی بیهوده خلاصه می‌شدند و تا این اعداد، قابلیت نقدپذیری نداشته باشند، فایده‌ای ندارند و نقدینگی دقیقا همین نقدپذیری را می‌کند

وقتی این سودها محقق شد، باید ناگزیر خود را در تورم کالا و خدمات نشان بدهد. مثلا همین تورم نقطه به نقطه ۷۰ درصدی در بهمن‌ماه امسال در شرایطی که تورم خوراکی‌ها هم ۳ رقمی شده است، دقیقا همین موضوع را به خوبی نشان می‌دهد یعنی تخلیه آن تورمی که در قیمت دارایی‌ها و سودها وجود داشت، در تورم کالا و خدمات خود را نشان داده است.

مدتی است بین برخی تحلیلگران اقتصادی، به خصوص اقتصاددانان جریان رسمی، نقدینگی به عنوان عامل اصلی رشد نرخ تورم در ایران معرفی می‌شود؛ نظر شما درباره رابطه نقدینگی و تورم در اقتصاد ایران چیست؟

اشتباه بزرگی که این اقتصادخوانده‌ها دارند، اینست که یک رابطه هم‌ارزی و تناظری را با یک رابطه علی اشتباه می‌گیرند. این موضوع بدیهی است که با وجود تکان نخوردن تولید کالاها و خدمات، بالا رفتن نقدینگی در سطح جامعه به طور بالقوه می‌تواند قیمت‌ها را افزایش دهد ولی بیان این موضوع اصلا روشنگر نیست بلکه باید روشن شود علت افزایش نقدینگی چیست.

اینجا باز هم یک جواب ناقص وجود دارد که از طرف برخی نهادگرایان و پساکینزی‌ها داده می‌شود که بانک‌ها را عامل اصلی می‌دانند و مشغول جدال با اقتصاد جریان اصلی هستند تا پاسخ دهند که آیا کسری بودجه عامل رشد نقدینگی است یا بانک‌ها عامل این رشد هستند؟ این هم به نظر می‌رسد یک بحث فرعی باشد.

غافل از اینکه باید جایگاه سیستم بانکی را داخل یک سیستم بزرگتر، که انباشت سرمایه است، درک کنیم. بانک‌ها نه علت بلکه ابزاری برای صاحبان سرمایه و سوداگران مالی هستند تا سود آن‌ها محقق شود؛ اگر بانک‌ها نباشند عملا سیستم سود و تحقق ارزش افزوده متوقف می‌شود. بنابراین بحث عاملیت را باید از سیستم انباشت سرمایه و سودجویی دید که خود را در نقدینگی، و بالاخره در تورم نشان می‌دهد.

بانک مرکزی ایران کوچکترین نقشی در کنترل نقدینگی کشور و ثبات تورم نداشته و ندارد و با حاکم بودن فضای کنونی، در آینده نیز نخواهد داشت. بانک مرکزی اصلا نمی‌تواند در مقابل نوسانات ذخایر بانک‌ها، که به نوعی همان پایه پولی است، مراقبت کند زیرا نرخ‌های بهره از این موضوع به شدت متاثر می‌شوند. پس بانک مرکزی نمی‌تواند بگوید می‌تواند پایه پولی را تغییر دهد تا نقدینگی کم و زیاد شود و این سوءتفاهمی است که در ادبیات اقتصادی نئوکلاسیک یا پولیون، از بحث‌های بانکداری وجود دارد

ب