کد خبر 662362

خیابان جای بحث درباره مذاکره نیست

ساعت ۲۴ - عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشته است: شعار مخالفت با مذاکره یک ظاهر دارد و دو باطن. ظاهرش همان مخالفت با مذاکره است. ولی باطن اصلی آن شعار علیه مدیریت استثنایی در زمان جنگ است. به عبارت دیگر مگر یک در هزار هم احتمال دارد که هر گونه مذاکره‌ای بدون اجازه مدیریت عالی جنگ و کشور انجام شود؟

اگر امکان دارد که واویلا است و اول باید این مساله را حل کرد و پرسید جنگ چگونه اداره می‌شود که یک عده‌ای می‌جنگند و عده‌ای دیگر خودسرانه مذاکره می‌کنند؟ این نوعی تعریض به عالی‌ترین مقامات است زیرا به معنای آن است که مذاکره بدون اجازه و رضایت و دستور آن انجام می‌شود و در واقع نقد به این جایگاه است.  اگر چنین کاری امکان ندارد، باطن دوم این شعار آشکار می‌شود که با علم و آگاهی مستقیما این شعار علیه مسوولیت اصلی جنگ و صلح داده می‌شود. متاسفانه آوردن سیاست جنگ به خیابان عوارض جدی خود را دارد. خیابان نباید محل مناقشه درباره اصل مذاکره یا مفاد آن باشد.

خیابان فقط در دفاع از کشور و مدیریت جنگ است. چه پیروز شوند و چه پیروز نشوند. همه تصمیمات در سطح شورای عالی دفاع و رهبری گرفته می‌شد.   حتی قطعنامه هم به صورت کاملا ناگهانی پذیرفته شد. سخنران برنامه رادیویی یک ساعت پیش از اخبار ساعت ۱۴، در حال تبیین شعار رسمی جنگ جنگ تا پیروزی بود. پس از آن به یک باره متن اطلاعیه پذیرش قطعنامه خوانده شد. آن مردم متحد بودند و از سیاستگذاران و ساختار حمایت می‌کردند و قطعنامه را پذیرفتند بدون اینکه‌اندکی درباره پذیرش آن اطلاع می‌داشتند.

اگر قرار بود پیش از آن خیابان‌کشی شود که سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. انجام مذاکره و مفاد مورد مذاکره صد در صد منحصرا در اختیار کسانی است که طی سال‌ها و تاکنون این مسیر طولانی را آمده‌اند. قرار نیست کسان دیگری در این مورد دخالت کنند و نمی‌توانند هم دخالت کنند و هر گونه دخالتی ولو رسانه‌ای زیانبار است.

آنان باید درباره اصل مذاکره کردن یا نکردن، مفاد مذاکره و توافق احتمالی بدون هر دخالتی تصمیم بگیرند و این برنامه را پیش ببرند.  البته همه می‌توانند درباره این مسائل نظر کارشناسی و مشورتی بدهند، ولی اگر قرار باشد که سیاست مذاکره و مفاد آن به خیابان کشیده شود، ممکن است دیگرانی هم که نگاه متفاوتی دارند، بخواهند ابراز وجود کنند و به لحاظ منطقی هیچ تقدمی در حق اظهار عمومی این دو رویکرد بر یکدیگر وجود ندارد.

بنابراین نیروی پیش‌برنده جنگ باید در چارچوبی که قبول دارد و حق می‌داند تصمیم بگیرد که مذاکره کنند یا نکنند یا در چه چارچوبی توافق کنند. مسوولیت نتایج هر تصمیمی هم باید روشن باشد. ضرورت تناسب میان قدرت و مسوولیت روشن است.