کد خبر 662711

آسیب‌های توافق دومرحله ای

ساعت 24- پس از انتشار خبر تعهد طرفین به رفع انسداد تنگه هرمز و برداشتن محاصره دریایی و موافقت آمریکا با رفع بلافاصله موجی از انتقادها علیه ترامپ عمدتا از سوی جمهوری‌خواهان و اندیشکده‌های همسو شروع شد. سناتورها لیندزی گراهام، تد کروز، روجر ویکر، تام تیلیس و مایک پمپئو، رئیس سیا در دولت قبلی ترامپ، شدیدا توافق با ایران را مورد انتقاد قرار دادند.

با توجه به نیاز روانی ترامپ به اینکه حداقل از سوی خودی‌ها همیشه مورد تمجید باشد و اینکه او هیچ فکر منسجم و راهبردی ندارد و در لحظه زندگی می‌کند و شخصی تصمیم می‌گیرد، محتمل است که این انتقادها و پیش‌بینی موج‌های بعدی، دلیل اصلی تردید او بوده باشد.

اشاره مجدد ترامپ به اینکه توافق او با ایران مشابه توافق اوباما نخواهد بود، گویای واهمه شدید او از مقایسه‌شدن با اوباماست؛ خاصه آنکه صحبت از رفع تحریم نفتی بدون توافقی در مورد هسته‌ای هم در میان است. دموکرات‌ها هنوز واکنش چندانی نشان نداده‌اند، اما محتمل است که آن‌ها و رسانه‌های جریان اصلی منتظر اعلام رسمی چنین توافقی هستند تا به‌اصطلاح پوست ترامپ را بکنند. در این میان، بعضی اعلام پیروزی‌های زودرس از سوی برخی در ایران نیز ممکن است مزید بر علت بوده باشد.

 تا آنجا که به ایران مربوط می‌شود، تفاهمی با چنین محتوایی اگر نهایی شود، بردی برای ایران است؛ خاصه اگر قرار به رفع تحریم نفتی، هرچند موقت، بدون دادن امتیاز هسته‌ای باشد. اما اگر نگاهی کلی‌نگر داشته باشیم، به نظر می‌رسد استراتژی عمومی مقامات ما دارای ابهاماتی است. سوال اصلی به دومرحله‌ای‌ بودن توافق بر‌می‌گردد. اینکه چرا به‌ناگاه بعد از مذاکرات اسلام‌آباد چنین تصمیمی گرفته شد، خیلی روشن نیست یا اگر روشن باشد، منطق آن نامعلوم است.

مدت‌هاست مشکل اصلی کشور ما تعلیق و بلاتکلیفی است که برای شرایط اقتصادی و اجتماعی خسارت‌بار است. توافق دومرحله‌ای قادر به رفع این مشکل اصلی نیست. این فرض احتمالی که با خاتمه کامل جنگ در مرحله اول تعلیق رفع می‌شود، فرض درستی نیست؛ چون اولا طرف مقابل هر لحظه که اراده کند، می‌تواند تفاهم حاصله را نقض کند. ثانیا مسئله این است که تثبیت تفاهم اولیه مشروط و موکول به تحقق توافق دوم و به‌ویژه در مورد مسائل هسته‌ای خواهد بود.

با چنین پیش‌شرطی تفاهم اولیه نمی‌تواند نتیجه مطلوبی از جهت رفع بلاتکلیفی داشته باشد. به باور نگارنده، اقدام مناسب‌تر این بود که از ابتدا طرفین می‌پذیرفتند که همه امور را طی یک دوره زمانی لازم و در قالب یک بسته کامل مذاکره کنند و به توافقی جامع و فیصله‌بخش برسند و تکلیف کشور و مردم را بعد از نزدیک به 25 سال بلاتکلیفی روشن کنند.

 این چارچوب تفاهم صرف‌نظر از اینکه به نتیجه برسد یا نرسد، روشن می‌کند حداکثر انتظار ترامپ دریافت امتیازی در حوزه غنی‌سازی است که بیشتر از برجام باشد. اکنون روشن است همان‌طور که از ابتدا معلوم بود، ترامپ نه‌تنها دنبال موشک و محور مقاومت نیست، بلکه به طریق اولی «جنگ وجودی» و «جنگ تسلط» با ما را هم در دستور کار ندارد.

کورش احمدی- دیپلماسی ایرانی