کد خبر 662746

واقعیت هست حتی اگر نخواهیم آن را ببینیم

پیامدهای جنگ‌های ۱۲ و ۴۰‌روزه جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل به این زودی‌ها خود را نشان نمی‌دهند. برخی از این پیامدها می‌تواند تا سال‌های سال در متن و حاشیه زندگی ایرانیان امروز و فردا پایدار بمانند و شهروندان از آن‌ها متاثر شوند.

به‌طورمثال هواداران جنگ در ایران باور دارند در این دو جنگ به‌دلیل ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر مهیب‌ترین ارتش دنیا، غرور ملی تازه‌ای پدیدار شده که از مرزها فراتر رفته و برای‌شان نام و نشان آورده است.

این گروه که البته بیشترشان کلیت حکمرانی فعلی را بدون کم‌وکاست می‌دانند، می‌گویند غرورملی بیدارشده مردم در یادها می‌ماند‌. گروه دیگری اما شاید باور داشته باشند ترورهای بزرگ دشمن از میان ارشدترین مدیران که تا سطح رهبری بلامنازع جمهوری اسلامی را نیز پوشش داد یک شکست بزرگ بوده و این به‌ویژه در ترورهای جنگ ۴۰‌روزه ناتوانی ایرانیان در جنگ را نشان می‌دهد و این بخش از جنگ در آینده نیز با ایرانیان خواهد ماند.

در سطحی پایین‌تر اما شهروندانی که کسب‌و‌کارشان را از دست داده و نیز درآمدشان با سقوط روبه‌رو شده و همچنین بنگاه‌هایی که به‌دلایل گوناگون نمی‌توانند ادامه فعالیت دهند نیز پیامدهای جنگ برای‌شان آسیب روحی و مادی دارد.

یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های جنگ‌های دوگانه که با وجود همه پیام‌های دادوستدشده برای دوری از آن هنوز به جایی نرسیده کاهش جدی سطح اشتغال در بخش‌های گوناگون فعالیت‌های اقتصادی است. به‌طور مثال هزاران هزار عرضه‌کننده خدمات فرهنگی در سراسر کشور به‌دلیل ناتوانی مشتریان پیشین برای خرید و احتمال ورشکستگی و جهت متوازن‌سازی دخل و خرج از شمار نیروی کار خود کاسته‌اند.

این مقوله در بنگاه‌های صنعتی سراسر کشور نیز قابل‌اثبات است. هرروز از گوشه و کنار کشور می‌شنویم و می‌خوانیم فلان کارخانه و بهمان کارگاه کوچک و متوسط نیز با اذعان به افت فروش، تولید خود را کاهش داده و شماری از نیروی انسانی را تعدیل کرده یا می‌خواهند تعدیل کنند. ادامه این وضعیت به بیکاری گسترده جمعی بزرگ و ناشناس می‌رسد که جمع کردن آن به نیروی فوق‌العاده‌ای نیاز دارد.

در چنین شرایطی برخی مدیران بازتاب دادن خبرهایی درباره گسترش بیکاری را ناامید‌سازی برداشت کرده و خیز برمی‌دارند تا رسانه‌ها را تضعیف و آن‌ها را از پرداختن به این موضوع‌ها منع کرده و تحکیم می‌کنند که این بازتاب دادن ناامید‌سازی است.

در چنین شرایطی چه اتفاق می‌افتد؟ نهی‌کنندگان و دستوردهندگان به اینکه بازتاب دادن گسترش بیکاری و بدبختی تصور می‌کنند اگر چشم‌های خود را به این مقوله با هر توجیهی ببندند آن مساله حل می‌شود یا به باد فراموشی سپرده می‌شود. اما تجربه نشان می‌دهد این واقعیت‌ها نابودشدنی و فراموش‌شدنی نیستند و سرچشمه رفتارهای دیگر خواهند شد.

این روزها برخی رسانه‌ها خبرهای پرشماری از گوشه و کنار شهرهای ایران درباره روند فزاینده بیکار کردن نیروی کار منتشر می‌کنند و دل آدمی را به درد می‌آورند. پیامدهای جنگ‌های تازه را نمی‌توان با ندیدن کنار گذاشت. مدیران و اداره‌کنندگان جنگ باید نگاهی همه‌سویه به داستان جنگ داشته باشند و شکست و پیروزی را با شاخص‌های درهم آمیخته مثل رشد تورم شتابان، سقوط رشد و دردی که خانواده‌ها می‌کشند، تعریف کنند.