جامعه ایران ؛ زندگی در بن بست
ساعت 24 - آمارها و اعداد منتشر شده نشان میدهد که تشکیل زندگی جدید و ازدواج در جامعه ایران به بن بست نزدیک شده است و بسیاری از کسانی که در زندگی مشترک قرار دارند نیز به دلایل تورم و ناامنی از وضعیت آینده خود، زندگی نجیبانهای با فقر دارند.
چند تا از آمارهایی که نشانهای است از بن بست در تشکیل زندگی جدید و نابودی طراوات در زندگی ایرانیان، و به نقل از مراکز و مقامات رسمی منتشر شده را اینجا مرور میکنیم: مکث اول: بحران جمعیت ازدواج و فرزندآوری دیگر "امر طبیعی و عادی" نیست و با شعار و تبلیغات نمیشود آن را سامان داد
• رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت: بر اساس آمارها، در کشور حدود ۷.۵ میلیون مرد و ۴.۵ میلیون زن بالای ۲۰ سال وجود دارند که هرگز ازدواج نکردهاند. حدود ۸۲۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال و ۳۴۰ هزار زن بالای ۴۵ سال در کشور هرگز ازدواج نکردهاند که در مجموع نزدیک به یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر را شامل میشود.
• معاون بهداشت وزارت بهداشت: اگرچه پنجره جمعیتی ایران هنوز باز است اما زمان زیادی باقی نمانده و پیشبینی میشود طی ۱۵ تا ۲۰ سال آینده این فرصت از دست برود. با بسته شدن پنجره جمعیتی، سهم سالمندان در کشور افزایش پیدا میکند و جبران این وضعیت بسیار دشوار خواهد بود. تنها راه جلوگیری از این روند، افزایش جمعیت زیر ۱۵ سال از طریق تسهیل ازدواج و فرزندآوری است و اگر بخشی از حدود ۱۲ میلیون جوان مجرد کشور وارد زندگی مشترک شوند و فرزندآوری داشته باشند، نرخ باروری کشور میتواند دوباره افزایش پیدا کند.
ساس آمار سازمان ثبت احوال، تعداد ازدواج در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۳۱ هزار مورد و نصف میزان سال ۸۹ رسیده است؛ به عبارتی ما کاهش ۵۰ درصدی در میزان ازدواجها را تجربه کردهایم. حدود ۳۲ درصد جمعیت ایران تا سال ۱۴۳۰ سالمند میشوند. حدود ۷۲ درصد ولادتهای ایران، فرزندان اول و دوم هستند. . در ۷۵ سال آینده جمعیت کشور به حدود ۳۱ میلیون نفر میرسد.
تصویر دقیق و تلخی که در این آمارهای رسمی وجود دارد، به مسئولان هشدار میدهد که برای فرار از " بن بست زیستی امروز جامعه ایران" باید از سطح آمارها فراتر رفت و به دلایل ساختاری آن متمرکز شد و به وضعیت زیرین اجتماعی و اقتصادی جامعه توجه کرد.باید همه نگران شکاف ساختاری ایجاد شده باشند. آمارهای منتشر شده نشان میدهد ۱۳ تا ۱۸ میلیون مجرد داریم، اما میزان ازدواج ۵۰ درصد کاهش یافته است. این پارادوکس کلیدی یکی از دردناک ترین تصویرهایی است که از جامعه ایران بروز کرده است.
امروز بنظر میرسد جوان ایران به جای زندگی در "جامعه امید" به زندگی در "جامعه احتیاط" تغییر جهت داده است. او در تصمیمات زیستی سختی که پیش روی خود دارد از عبارت "نکنم بهتر است" به جای "بکنم شاید بشود " استفاده میکند و برای انجام ندادن بسیاری از امور مانند ازدواج وفرزند آوری به قطعیت رسیده است.ساختار اگر میخواهد از مثلث دلهره آور بن بست زیستی( جوانان مجرد + میانسالانی که در آستانه بازنشستگی قرار دارند + جامعه سالمند بدون نسل جوان) خود را و مردمانش را نجات دهد میبایست پایههای رفاه اجتماعی و امنیت را در سیاست گذاریهای خود بازتعریف کند و بتواند جامعه را در این وضعیت سخت بیرون بیاورد.
برای اینکه "زندگی از بن بست" خارج شود ما باید از بحران جنگ و تهدید بیرون بیاییم و به کشوری در حال توسعه تبدیل شویم. شاخصهای زیادی نشان میدهد که ایران امروز نه تنها توسعه یافته نیست بلکه در مسیر توسعه نیز قرار ندارد. برای همین است که وقتی به آمارهای تمرکز رشد جمعیت جهان در مناطق در حال توسعه بهویژه آسیا و آفریقا نگاه میکنیم وضعیت کشور ما ناامید کننده تر از بسیاری از کشورهای دیگر است.
وقتی در حداقل وضعیت، مانند یک کشور در حال توسعه نیستیم، نمی توان انتظار کاهش ریسکهای تصمیمات زیستی جوانان را داشته باشیم. بدون توسعه پایدار " جامعه احتیاط" به وضعیت مسلط و غالب باقی خواهد ماند و بحران جمعیتی و زیستی ایران عمیق تر خواهد شد.
خبرانلاین