امیدواری به توافقات، کمتر شده است
ساعت 24 - محمد خواجویی تحلیل گر مسایل بین المللی به ایلنا گفت به نظر میرسد ترامپ درصدد این بود که به نوعی بتواند پاسخی به انتقادهایی بدهد که مطرح شده بود. اما مسئله این است که سختتر شدن موضع آمریکا، با توجه به اینکه در ایران هم، بعد از این جنگ، در تلاش هستند که یک پایانبندی رقم بخورد که یک تصویر پیروزی برای ایران داشته باشد.
با توجه به مواضع سرسختی که آمریکا اتخاذ کرده، طبیعتاً در ایران هم نشانههایی دال بر اینکه بخواهد نرمش و امتیاز بزرگی در زمینه هستهای به آمریکا داده شود، وجود ندارد؛ بهویژه اینکه در ارتباط با مسائل مربوط به آزاد شدن اموال بلوکهشده ایران هم، آمریکاییها برخورد خیلی سفتوسختی را نشان دادند و همین اخبار و شواهد نشان میداد که امیدواری به روند توافقات، برخلاف تحولات و برخلاف فضایی که ده روز پیش وجود داشته، کمتر شده است.
این تحلیلگر مسائل بین الملل گفت: یکی دیگر از عواملی که منجر به این شد که امیدواریها در ارتباط با توافق کاهش پیدا کند، روندی بود که در لبنان آغاز شد. از هفته گذشته که گمانهزنیها در ارتباط با پیشنویس توافق پیشینِ توافق ایران و آمریکا مطرح شد و گزارشهایی منتشر شد، به موازات آن شاهد افزایش قابل توجه حملات اسرائیل در لبنان بودیم.
اسرائیل حوزه عملیاتی خودش را حتی فراتر از رود لیتانی تا رود زهرانی در جنوب لبنان قرار داد، یک عمق ۴۰ کیلومتری در جنوب لبنان را زیر حملات گسترده خودش قرار داده بود، به شهرها و روستاهای این مناطق دستور تخلیه صادر کرده بود و حتی در روزهای گذشته هم صحبت از این شده بود که قرار است حملاتی را متوجه حومه جنوبی بیروت داشته باشد که البته گویا با رایزنیهایی که صورت گرفته، فعلاً در این مرحله متوقف شد. ادارک اسرائیل این است که تقابلش با محور مقاومت هنوز تکمیل نشده است
خواجویی با بیان اینکه این اقدامات اسرائیل، در سه هدف قابل تعریف است، گفت: اول اینکه اسرائیل به دنبال این است که فضای جنگی در منطقه را همچنان حفظ کند، به این دلیل که اسرائیل هنوز این ادراک را دارد که تقابلش با محور مقاومت هنوز تکمیل نشده و هنوز به آن هدف نهایی، یعنی تغییر در نظم امنیتی منطقه، نرسیده است.
به همین خاطر نیاز دارد فضای جنگی را حفظ کند و نتانیاهو هم به این فضای جنگی نیاز دارد؛ بهویژه برای داخل خود اسرائیل و با توجه به نزدیک بودن انتخابات، این موضوع در این سطح پیوند هم میخورد با مذاکرات ایران و آمریکا. با توجه به اینکه یکی از بندهایی که ایران همیشه اصرار داشته در توافق آتشبس و در توافق پایانبندی جنگ با آمریکا درج و به آن توجه شود، موضوع آتشبس در لبنان هم هست، تلاش نتانیاهو و اسرائیل این بوده که با این اقدامات، حملاتی که از هفته پیش شدت گرفت، به نوعی پرونده لبنان را از پرونده ایران جدا کند و قدرت چانهزنی ایران را به نوعی کاهش بدهد.
وی با تاکید براینکه این یکی از اهداف نتانیاهو بود، ادامه داد: موضوع دوم هم برمیگردد، به یکسری اهداف تاکتیکی که اسرائیل دارد. با توجه به اینکه در روزها و هفتههای اخیر، ضرباتی که حزبالله لبنان از طریق پهپادهای هوشمند به نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان و همینطور به شهرکهای شمال اسرائیل وارد کرده، قابل توجه بوده، اسرائیل تلاش کرد که با پیشروی به عمق خاک لبنان، تا حدودی فشار روی حزبالله را تشدید کند تا مانع از این نوع حملات شود؛ که البته تردیدهای زیادی وجود دارد که آیا این اقدامات اسرائیل میتواند بازدارنده باشد یا نه.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: مسئله سوم هم که بهعنوان هدف اسرائیل از تشدید این حملات میتوانیم یاد کنیم، مسئله مذاکرات با طرف لبنانی است، اخیرا دور چهارم این مذاکرات قرار بود با میانجیگری آمریکا برگزار شود. با توجه به اینکه، به هر حال طرف لبنانی هم چندان برگ برندهای روی میز مذاکره ندارد، اسرائیل به دنبال این است که از طریق اقدامات تنشزا، به نوعی بتواند دست برتر خودش را در مذاکرات دو طرف حفظ کند و از این طریق فشارها را بر دولت لبنان برای اجرای طرح خلع سلاح حزبالله، به نوعی افزایش دهد. در بازه زمانی دو الی سه ماه آینده، به شرایط جنگ ۴۰ روزه با آن الگوی درگیری برنمیگردیم
خواجویی در پاسخ به این سوال که با توجه به این شرایط آیا احتمال حمله مجدد در روزهای آینده وجود دارد، گفت: تلقی من این است که ما باتوجه به شرایط، در بازه زمانی دو الی سه ماه آینده، به شرایط جنگ ۴۰ روزه با آن الگوی درگیری برنمیگردیم. از نظر نظامی، اهداف نظامی که در آن جنگ مورد هدف قرار گرفت، به یک وضعیت اشباع رسیده بود.
از سوی دیگر آمریکا با وجود اینکه این حملات را ترتیب داد، اما از نظر راهبردی به یک دستاورد مشخصی نرسید؛ هم ساختار سیاسی در ایران حفظ شد، هم مسئله هستهای و اورانیومهای غنیشده همچنان در ایران محفوظ ماندند، و همینطور یک معادلات جدیدی، مثل معادله تنگه هرمز، از دل جنگ شکل گرفته است. و با توجه به هزینهای که شرایط این جنگ روی اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا داشته، دولت آمریکا هم بهشدت تحت فشار قرار گرفته که چرا اساساً وارد این جنگ شد، خیلی بعید میدانم که آمریکا دوباره به الگوی سابق برگردد.
وی ادامه داد: پیشبینی بیشتر این است که این نبرد فرسایشی و حساب دو طرف در عنصر گذر زمان برای فرسایش طرف مقابل، بهعنوان الگوی تقابل دو طرف، ظرف روزها و هفتههای آینده باشد؛ یعنی تلقی آمریکاییها این است که از طریق تحمیل این محاصره دریایی و همینطور ضربات گاه و بیگاهی که به جنوب ایران وارد میکند و ضرباتی که به اقتصاد ایران وارد میشود، به نوعی ایران تحت فشار قرار بگیرد و این وضعیت منجر به این باشد که ایران توافقی را که مورد نظر آمریکا است، امضا کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: ایران هم متقابلاً تحلیلش بر این است که در وضعیت کنونی، بیشتر طرف مقابل را، با اقتصاد جهانی گرفته تا اقتصاد داخلی آمریکایی، تحت فشار قرار دهد و گذر زمان میتواند به نفع ایران باشد و در نهایت باعث این شود که آمریکاییها در مجموع از آن مواضع حداکثریشان کوتاه بیایند. بنابراین الگوی تقابل آینده، الگوی درگیریهای محدود و عمدتاً مبتنی بر تقابلها در دریا خواهد بود و من خیلی بعید میدانم که مجدداً الگوی جنگ تکرار شود.