اژدهای دامپینگ و بخشندگی پایان پذیر جهان
ساعت 24 - برای سالها بسیاری از اقتصاددانان تصور میکردند رشد طبقه متوسط چین بهموتور جدید تقاضای جهانی تبدیل خواهد شد اما آنچه امروز مشاهده میشود اقتصادی است که بیش از آنکه بر مصرف داخلی تکیه داشته باشد بر صادرات، یارانههای دولتی و گسترش ظرفیت تولید متمرکز شده است.
نتیجه این رویکرد فشار بر صنایع کشورهای مختلف، تشدید تنشهای تجاری و درعینحال شکلگیری مشکلات ساختاری در خود اقتصاد چین بوده است. اکنون نهتنها کارگران در اروپا، آمریکا و کشورهای در حال توسعه تحت تاثیر سیل کالاهای ارزان چینی قرار گرفتند بلکه خانوارهای چینی نیز هزینه این مدل توسعه را ازطریق مصرف ضعیف، فرصتهای شغلی محدود و کاهش کیفیت زندگی پرداخت میکنند.
اولویت اصلی رهبری چین افزایش رفاه مصرفکنندگان داخلی نبوده بلکه دستیابی بهبرتری در صنایع راهبردی است. خودروهای برقی، رباتهای انساننما و سایر فناوریهای پیشرفته در مرکز این راهبرد قرار دارند.
این رویکرد بخشی از استراتژی بلندمدت پکن برای تثبیت جایگاه خود در زنجیره ارزش جهانی است. رهبران چین معتقدند موفقیت ۱۲سال گذشته نشان داده این مدل کارآمد بوده و دلیلی برای تغییر آن وجود ندارد.
در همین چارچوب چین تلاش کرده وابستگی سایر کشورها بهزنجیرههای تامین خود را افزایش دهد. هدف از این سیاست ایجاد اهرم فشاری است که در شرایط تنشهای سیاسی و اقتصادی بتواند مورد استفاده قرار گیرد.
نمونهای از این رویکرد در محدودیت صادرات عناصر نادر خاکی بهآمریکا مشاهده شد؛ اقدامی که با هدف افزایش فشار بر واشنگتن در مناقشات تجاری انجام شد. سیاستگذاران چینی ابزارهای جدیدی برای برخورد با شرکتهایی ایجاد کردند که قصد انتقال زنجیره تامین خود بهخارج از چین را دارند. آغاز واکنش جهانی بهمدل اقتصادی چین
باوجود قدرت صنعتی گسترده چین برخی کشورها بهتدریج در حال واکنش بهاین روند هستند. اتحادیه اروپا قوانینی را تصویب کرد که هدف آن کاهش وابستگی بهچین و توسعه تولید تجهیزات انرژی سبز در داخل اروپا است.
در آمریکا نیز نگرانیها نسبتبه پیامدهای ظرفیت مازاد صنعتی چین افزایش یافته است. دولت بایدن پیشتر تعرفههای سنگینی بر خودروهای برقی، تراشهها و برخی کالاهای چینی اعمال کرده و همزمان حمایت از صنایع راهبردی نظیر تولید نیمههادیها را افزایش داده بود. درمقابل رویکرد دولت ترامپ پیچیدهتر توصیف میشود. ازیکسو تلاشهایی برای کاهش وابستگی آمریکا بهمنابع معدنی چین انجام شده و ازسویدیگر مذاکراتی برای گسترش مبادلات تجاری میان دوکشور دنبال شده است. همین مساله موجب شده سیاست واشنگتن در قبال چین تا حدی متناقض بهنظر برسد.
باوجود تصور رایج درباره قدرت بیپایان صنعت چین این مدل بهیک پیشفرض کلیدی وابسته است؛ اینکه سایر کشورها همچنان حاضر باشند بازارهای خود را بهروی کالاهای چینی باز نگه دارند.
اما هرچه نگرانیها درباره ازدسترفتن مشاغل و ظرفیتهای صنعتی افزایش مییابد احتمال شکلگیری موانع تجاری جدید نیز بیشتر میشود. درصورت گسترش تعرفهها و محدودیتهای تجاری بسیاری از کارخانههای چینی برای بقا بهحمایتهای مالی بیشتری نیاز خواهند داشت و فشار مضاعفی بر بودجه دولت وارد خواهد شد.
از این منظر وابستگی روزافزون رشد اقتصادی چین بهتقاضای خارجی میتواند بهیک نقطه آسیبپذیر مهم تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که روابط ژئوپلیتیکی جهان نیز رو بهتنش بیشتر حرکت میکند.