تنهایی استراتژیک؛ تقدیر یا انتخاب؟
ساعت 24 - در سالهای اخیر درباره «تنهایی استراتژیک ایران» سخن گفته شده است. دربرلبه تنهایی آقای ولی نصر نیز به «تحمیل تنهایی» در اتخاذ استراتژیهای امنیت ملی بهعنوان یک عنصر اصلی تاکید شده است. اما من بهرغم پذیرش نقش تنهایی، با این فرض که «ایران محکوم به تنهایی است»، موافق نیستم.
درست است که ژئوپلیتیک خصلتهایی تحمیلکننده بر استراتژیهای امنیت ملی دارد، اما شیوه بازی در زمینه ژئوپلیتیک نیز یک انتخاب است. مشکل در چند دهه اخیر آنجاست که در برخی تحلیلها، سیاست خارجی ایران در یک دوگانه سادهسازیشده قرار میگیرد: یا باید در نقطه تخاصم کامل با غرب ایستاد یا در نقطه وابستگی و تسلیم. در حالی که واقعیت سیاست بینالملل بسیار پیچیدهتر از این دوگانههاست و میان این دو نقطه، طیفی از موقعیتهای ممکن وجود دارد. تنهایی نیز در همین چارچوب قابل فهم است. تنهایی میتواند انتخاب باشد؛ همانگونه که تنهانبودن نیز یک انتخاب است. حتی قدرتهای بزرگ هم با انتخابهای غلط از شرایط «تنهاماندن» مصون نیستند. تجربه دولت ترامپ نشان داد که ایالات متحده نیز در برخی مقاطع در شورای امنیت نتوانسته حمایت گستردهای به دست آورد. بنابراین تنهایی در نظام بینالملل یک وضعیت مطلق نیست، بلکه پدیدهای نسبی و وابسته به شرایط تاریخی و انتخاب سیاستهاست. ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد. اما ژئوپلیتیک صرفا یک سرنوشت تحمیلی نیست؛ نحوه مواجهه با آن، انتخابی است که در عرصه سیاستگذاری انجام میشود. از این منظر، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا ایران محکوم به تنهایی است یا نه؟ بلکه پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان در دل همین شرایط پیچیده، انتخابهایی هوشمندانهتر برای آینده کشور رقم زد؛ زیرا در نهایت، آنچه مسیر ملتها را تعیین میکند، نه صرفا جغرافیا، بلکه ترکیبی از تاریخ، آگاهی و انتخابهای سیاسی است. علی ربیعی – شرق