اولین و مهمترین سوالی که به ذهن میرسد این است که آیا این یادداشتتفاهم برای دو طرف یک تنفس موقت و تجدیدقوا برای ادامه درگیری است یا واقعا ممکن است که دو طرف به سمت حل مشکلات تاریخی خود حرکت کنند. هم در آمریکا و هم در ایران گروههایی وجود دارند که از حل این مساله و بحران استقبال میکنند، اما در عین حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که معمولا زور و قدرت نیروهای مخالف در هر دو طرف بیشتر بوده است.
لذا باید این سوال را مطرح کرد که آیا امکان تبدیل شدن این یادداشتتفاهم به یک توافق پایدار و جامع در بلندمدت وجود دارد یا خیر؟ با توجه به تجربه دو دهه اخیر و آرایش سیاسی نیروها در ایران و آمریکا، به نظر میرسد که فعلا برای پاسخ دادن مثبت به این سوال باید صبر کرد؛ چرا که هنوز جواب این مساله روشن نیست.
سوال دوم این است که آمریکا به چه میزان تغییرات در ایران و سیاست خارجی آن رضایت خواهد داد و در واقع برنامه بلندپروازانه خودش را که عمدتا تحتتاثیر فشار لابی یهود بود کنار خواهد گذاشت یا خیر. وجه دیگر این ماجرا آن است که جمهوری اسلامی ایران تا کجا حاضر خواهد بود که سیاست خارجی خود و جهتگیریهای آن را تغییر دهد.
این دو سوال در ارتباط با همدیگر معنا پیدا میکنند. کما اینکه تجربه برجام نشان میدهد که ایران و آمریکا بهرغم پیشرفتهایی که در روابط دوجانبه داشتند، اما در نهایت به دلیل روی کار آمدن نیروهای تندرو و همچنین خرابکاریهای اسرائیل نتوانستند توافق برجام را به پله اول برای ایجاد تغییرات بزرگ در سیاست خارجی تبدیل کنند. به نظر میرسد که وضعیت کنونی هم کم و بیش مشابه گذشته است و همچنان نیروهایی که خواهان ایجاد تغییرات استراتژیک در روابط ایران و آمریکا هستند در سیاست داخلی قدرت چندانی ندارند.
پرسش سوم به واکنش اسرائیل بازمیگردد. میدانیم که انتخابات کنست یا پارلمان اسرائیل در ماه اکتبر برگزار خواهد شد و نتانیاهو با شکستی که در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا متحمل شده است، احتمالا دست به ماجراجوییهای زیادی خواهد زد.
کما اینکه این رژیم طی روزهای اخیر نیز تلاش کرد که در لحظات آخر از امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا جلوگیری کند. در واقع، اگر ایران بتواند از طریق ترامپ، نتانیاهو را مهار کند، به موفقیت بسیار بزرگی در این بحران دست پیدا کرده است؛ چرا که معمولا بازیهایی که در آنها سه بازیگر با منافع متضاد وجود دارند به ندرت میتوانند به نقطه تعادل پایداری برسند.
همچنین باید دید آیا نقش ویژهای که متحدان جدید آمریکا در خاورمیانه، یعنی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و مشخصا امارات و عربستان و قطر، ایفا کردند همچنان ادامه خواهد داشت یا خیر.
در بحران اخیر و در امضای یادداشتتفاهم میان آمریکا و ایران، این کشورها نشان دادند که لابی قدرتمندی در واشنگتن دارند و میتوانند در واقع از تشدید تنش میان ایران و آمریکا جلوگیری کنند.
باید منتظر باشیم و ببینیم که آیا این کشورها و مخصوصا امارات و قطر همچنان حاضر به ایفای چنین نقشی خواهند بود و آیا اسرائیل این امکان را به آنها خواهد داد که این نقش را ایفا کنند یا خیر؟
نظرات کاربران