تجمعات خیابانی محل تسویه حسابهای سیاسی شد
ساعت 24وقتی افراد به جای بحث درباره یک موضوع، یکدیگر را هدف قرار دهند، شکاف اجتماعی شکل میگیرد. وقتی نیروهای وفادار به یک کشور به جای تمرکز بر تهدیدهای بیرونی، درگیر تقابلهای درونی شوند، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ و هنگامی که سرمایه اجتماعی تضعیف شود، قدرت ملی نیز آسیب میبیند.
روزنامه جوان نوشت: راهپیماییها و اجتماعات مردمی را نباید صرفاً یک تجمع خیابانی تلقی کرد. این اجتماعات در واقع نمایش عمومی قدرت ملی هستند.
به همین دلیل است که دشمن از این اجتماعات نگران است. نگرانی اصلی دشمن تعداد افراد حاضر در خیابان نیست. نگرانی او تصویری است که از این حضور شکل میگیرد. دشمن میداند تا زمانی که این پیوند میان مردم و نظام سیاسی حفظ شود، فشارهای خارجی نمیتواند به اهداف نهایی خود برسد. تحریمها زمانی موثر میشوند که سرمایه اجتماعی تضعیف شده باشد. عملیات روانی زمانی نتیجه میدهد که اعتماد عمومی آسیب دیده باشد. فشارهای سیاسی زمانی کارآمد میشوند که جامعه دچار شکاف و چنددستگی شده باشد.
به همین علت، راهبرد دشمن نیز تغییر کرده است. زمانی تلاش میکرد مردم را از صحنه خارج کند. امروز تلاش میکند مردمی را که در صحنه حضور دارند، در برابر یکدیگر قرار دهد. هدف جدید، کاهش جمعیت حاضر در اجتماعات نیست؛ هدف، شکستن کارکرد این اجتماعات است. اجتماعاتی که باید نماد وحدت باشند، به میدان اختلاف تبدیل شوند. راهپیماییهایی که باید نمایشگر انسجام ملی باشند، به بستری برای منازعه داخلی تبدیل گردند. این همان نقطهای است که قدرت ملی را از درون دچار فرسایش میکند. برای تحقق این هدف نیز از هر موضوعی میتوان بهره گرفت. موضوع مهم نیست. کارکرد آن مهم است. یک روز مسئله فرهنگی بهانه میشود. روز دیگر مسئله اقتصادی. زمانی اختلافات سیاسی. زمانی موضوع انتخابات. زمانی نیز مذاکرات و توافقات خارجی. آنچه برای طراحان این پروژه اهمیت دارد، اصل موضوع نیست؛ بلکه تبدیل اختلافنظرهای طبیعی به شکافهای اجتماعی است.
اختلافنظر در هر جامعهای وجود دارد. وجود موافق و مخالف یک سیاست، نشانه پویایی جامعه است. اما هنگامی که اختلاف کارشناسی به مرزبندی هویتی تبدیل شود، مسئله تغییر ماهیت میدهد. وقتی افراد به جای بحث درباره یک موضوع، یکدیگر را هدف قرار دهند، شکاف اجتماعی شکل میگیرد. وقتی نیروهای وفادار به یک کشور به جای تمرکز بر تهدیدهای بیرونی، درگیر تقابلهای درونی شوند، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ و هنگامی که سرمایه اجتماعی تضعیف شود، قدرت ملی نیز آسیب میبیند.
امروز موضوع مذاکرات یکی از مهمترین بسترهای این عملیات روانی است. برخی میکوشند موافق و مخالف مذاکره را در دو جبهه متقابل تعریف کنند. گویی یکی نماینده انقلاب است و دیگری نماینده عقبنشینی. گویی یک طرف مدافع کشور است و طرف دیگر مخالف منافع ملی. نتیجه چنین رویکردی، نه تقویت کشور بلکه ایجاد شکاف در درون جبههای است که باید در برابر فشارهای خارجی متحد باشد.
بزرگترین خطای راهبردی آن است که اجتماعات مردمی که برای دفاع از انقلاب اسلامی، امنیت ملی و منافع کشور شکل گرفتهاند، به صحنه تسویهحسابهای سیاسی تبدیل شوند. فلسفه این اجتماعات، نمایش اتحاد است نه نمایش اختلاف. هدف آنها تقویت همبستگی است نه تولید شکاف. ماموریت آنها جلوگیری از فتنه و آشوب است نه فراهم کردن زمینههای آن.