کد خبر 663132

تایم از دشواری‌های ۶۰ روزه نوشت

نشریه تایم در گزارشی به تاریخ ۱۹ ژوئن و به قلم حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر غیرمقیم شورای خاورمیانه در امور جهانی، به دلالت‌های پنهان و آشکار یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن پرداخت.

این گزارش عنوان کرد: واشنگتن و تهران به صورت الکترونیکی یک یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای را برای توقف خصومت‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و تلاش برای حل و فصل مسائل به هم پیوسته برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌های آمریکا، ظرف ۶۰ روز به امضا رساندند. اما در عمل ایران و آمریکا بر سر چه چیزی توافق کردند؟

توافق بین ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ و آغاز یک فرآیند دیپلماتیک طراحی شده است که می‌تواند بعدا به یک توافق اساسی‌تر منجر شود. توقف خصومت‌ها آسان‌تر بود، اما مذاکرات دیپلماتیک برای حل مسائل گسترده‌تر احتمالا دشوارتر خواهد بود و خطرات بیشتری را برای آینده روابط بین دو کشور، مسائل جنگ و صلح در خاورمیانه و ثبات اقتصاد جهانی در بر خواهد داشت.

بر اساس این تفاهم ۱۴ماده‌ای، ایران و ایالات متحده توافق کرده‌اند که جنگ را در تمام جبهه‌ها (از جمله لبنان) فورا و برای همیشه پایان دهند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. دو کشور همچنین متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و برای رسیدن به توافق نهایی، مذاکره‌ای ۶۰ روزه را آغاز کنند که با رضایت متقابل قابل تمدید است.

واشنگتن همچنین موافقت کرده است که محاصره دریایی ایران را لغو کند و تهران موافقت کرده است که ترانزیت تجاری از طریق تنگه هرمز را به سازوکار قبل از جنگ بازگرداند. این تعهدات در حال حاضر تا حدی به واقعیت تبدیل شده‌اند: تانکرهای حامل نفت خام ایران در حضور کشتی‌های جنگی ایالات متحده از خط محاصره دریایی در خلیج عمان عبور کرده‌اند و کشتی‌های تجاری عبور از تنگه هرمز را آغاز کرده‌اند، اگرچه انتظار می‌رود هفته‌ها طول بکشد تا ترافیک به سطح قبل از جنگ برسد. همچنین، کاهش تحریم‌ها علیه ایران طبق یک جدول زمانی صورت می‌گیرد که واشنگتن و تهران باید بر سر آن توافق کنند. این سازوکار همچنین به حذف اقدامات تنبیهی اعمال‌شده بر این کشور توسط شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز تعمیم داده خواهد شد. از سوی دیگر، ایران مجددا تاکید کرده است که صنایع هسته‌ای غیرنظامی را دنبال خواهد کرد و موافقت کرده است که در مورد آینده غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم با غنای بالا و مسائل مرتبط مذاکره کند.

واشنگتن و تهران همچنین توافق کرده‌اند که در مورد احتمال لغو تحریم‌های اولیه آمریکا علیه ایران بحث کنند. در مورد تنگه هرمز، ایران این آبراه را بازگشایی کرده و در عین حال قصد خود را برای تایید مجدد اقتدار خود در این منطقه نشان داده است.

همچنین، متن توافق، باز شدن تنگه را فقط به کشتیرانی تجاری محدود می‌کند و ترانزیت نظامی را کنار می‌گذارد، تمایزی که ممکن است در ماه‌های آتی اهمیت پیدا کند. مساله برنامه موشکی ایران و حمایت آن از متحدان منطقه‌ای نیز از این توافق حذف شده است.

مجله تایم در ادامه نوشت: اما سه مساله می‌تواند این دستورالعمل‌ها را با مشکل مواجه کند. مورد اول لبنان است. ایران با گره زدن هرگونه توافق نهایی به خروج کامل اسرائیل از لبنان که در متن توافق به عنوان احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان گنجانده شده است، سطح انتظارات را بالا برده و همچنان نیز شاهد تداوم حملات اسرائیل به جنوب این کشور هستیم.

مورد دوم، مساله برنامه هسته‌ای و لغو تحریم‌ها علیه ایران است که از نظر فنی، دشوارترین زمینه است. توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵، سندی طولانی و مفصل بود که محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران را به تفصیل شرح می‌داد.

توافق فعلی فقط به همان سوالات پیشین (غنی‌سازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده) اشاره می‌کند و اصل مطلب را برای بعد مسکوت می‌گذارد و این درست همان جایی است که توافق‌هایی از این نوع معمولا از هم می‌پاشند.

سومین مساله‌ای که می‌تواند این توافق را دچار مشکل کند، پرونده تنگه هرمز است. درخواست تهران مبنی بر به رسمیت شناخته شدن رسمی کنترل موثر ایران بر این آبراه (حتی بدون عوارض ترانزیت) شرایطی را برای حوادث آینده ایجاد می‌کند. برای مثال، کشتی‌هایی که از گزارش دادن به سازمان تازه‌تاسیس تنگه خلیج‌فارس خودداری کنند، ممکن است توقیف شوند و هرگونه توقیف می‌تواند به سرعت تشدید شود. بنابراین، خطرات همچنان بالا باقی می‌ماند.