کد خبر 663191

اگر مذاکرات به نتیجه نرسد. ..

ساعت 24-کوروش احمدیدیپلمات پیشین ایران در دنیای اقتصاد نوشته است: اکنون یک پرسش مهم آن است که آیا این یادداشت‌تفاهم به یک توافق جامع منجر خواهد شد یا صرفا برای مدیریت فعلی تنش‌ها است یا اینکه ممکن است به صورت گام‌به‌گام به نتایجی منتهی شود.

هر چند پیش‌بینی فرجام مذاکراتی که در سوئیس آغاز شده بسیار دشوار است. زیرا اختلافات بین طرفین زیاد است و اگر بنا باشد که طرفین همچنان در همان محدوده‌ها و چارچوب‌های گذشته باقی بمانند، ممکن است شانس بالایی برای دستیابی به توافق نداشته باشیم.  یعنی اگر ایران روی برنامه هسته‌ای، مساله غنی‌سازی و میزان مواد غنی‌سازی شده متوقف بماند و این تصور وجود داشته باشد که عقب‌نشینی در آن‌ها به منزله شکست است، کار دشوار می‌شود؛ به‌ویژه آنکه جریان‌هایی در داخل نیز روی این موضوع بسیار جدی و مصمم هستند که ایران نباید در این حوزه‌ها عقب‌نشینی کند یا دست‌کم عقب‌نشینی معناداری در این موارد صورت گیرد.

از طرف دیگر، اگر آمریکا نیز بخواهد در مورد همان موارد همیشگی مثل غنی‌سازی صفر و خارج کردن مواد غنی‌شده از ایران اصرار کند، ممکن است واقعا نتیجه‌ای حاصل نشود. مگر آنکه طرفین حاضر به تعدیل مواضع خود شده، انعطاف نشان دهند و از دو منتهی‌الیه طیف فاصله گرفته و به سمت وسط طیف حرکت کنند.  یک مانع ذهنی بسیار مهم که در طرف آمریکایی وجود دارد، این است که مذاکرات باید حاصلی داشته باشد و توافقی به دست بیاید که ترامپ بتواند آن را به عنوان توافقی که بهتر از توافق برجام زمان اوباما است، معرفی کند.   در طول ۱۰ تا ۱۲سال گذشته، ترامپ به شدت علیه اوباما، علیه آزادسازی بخشی از سپرده‌ها و دارایی‌های ایران توسط او و علیه مفاد برجام صحبت کرده و اکنون ممکن است در اسارت همین ذهنیات و مواضع قبلی خود باشد که این یکی از عوامل مهم سرسختی طرف آمریکایی خواهد بود.

البته باید در نظر داشت که طیف گسترده‌ای در آمریکا از برخی اعضای حزب جمهوری‌خواه و اندیشکده‌ها و افراد مختلف که علیه ایران هستند و مواضع سفت و سختی دارند، در این چند روز که از امضای تفاهم می‌گذرد با یکدیگر متحد شده و یک‌صدا از شکست ترامپ در رسیدن به اهدافش در جنگ سخن می‌گویند.  حرف آن‌ها از این جهت درست است که آمریکا به‌عنوان یک قدرت بزرگ در جنگی علیه یک کشور متوسط نتوانست به اهدافش برسد و شکست خورد؛ اما اکنون سطح بالای تبلیغاتی که در آمریکا، اسرائیل و حوزه بین‌الملل در خصوص این موضوع و نیز آنچه «شکست ترامپ در یادداشت تفاهم» می‌نامند، صورت می‌گیرد، برای ترامپ که سوابق، موقعیت و میراثش برای او در درجه اول اهمیت قرار دارد، بسیار گران تمام می‌شود و ممکن است به بروز واکنش تندی از سوی او منجر شود.

ریسک مهم دیگر که کمتر از بقیه نیست، ریسک ربط دادن قضیه لبنان به مذاکرات ایران و آمریکا است که اقدامی پرریسک در این یادداشت تفاهم است. نتانیاهو اکنون فرصتی یافته تا با آتش‌بس‌های قلابی در لبنان و شروع و تعلیق حملات، یک وضعیت متزلزل ایجاد کند و از این طریق بر مذاکرات اثر بگذارد.   باید توجه داشت که انتخابات اسرائیل نیز در پیش است و سرنوشت نتانیاهو در آن تعیین می‌شود. این انتخابات برای او از نظر سیاسی حکم مساله مرگ و زندگی را دارد و اگر شکست بخورد، این فقط یک باخت سیاسی نیست، بلکه تمام میراث بیست و چند ساله نخست‌وزیری‌اش بر باد می‌رود و به‌عنوان یک سیاستمدار شکست‌خورده از صحنه خارج می‌شود. ضمن اینکه پرونده‌های فسادش هم در جریان است و ممکن است در صورت کنار رفتن از نخست‌وزیری، مقصد بعدی او زندان باشد. به همین دلیل نتانیاهو در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارد و ممکن است در این فاصله سه، چهار ماهه تا انتخابات اسرائیل، حداکثر اخلال را در مذاکرات ایران و آمریکا انجام دهد و تلاش کند تا دوباره واشنگتن را با خود علیه تهران همراه کند.

واقعیت این است که انتظارات رئیس‌جمهور آمریکا از جمله فروپاشی نظام ایران در جنگ طی دو، سه روز محقق نشد و جنگ ادامه پیدا کرد، پس از آن از گزینه نظامی فاصله گرفت. ترامپ به این مساله هم واقف است که اگر ایران قصد بستن تنگه هرمز را داشته باشد، باز کردن آن از راه نظامی تقریبا غیرممکن است؛ چرا که صرف اعلام تهدید باعث می‌شود، بیمه‌ها عقب‌نشینی کنند و تنگه به این ترتیب بسته می‌شود.  لذا بعید می‌دانم هدف او فریب ایران با مسائلی مثل نفت و جام جهانی و امثال اینها باشد. به نظر می‌رسدترامپ از گزینه جنگ فاصله گرفته، هرچند در شرایط متحول بعدی، ممکن است تحولات جدیدی روی دهد و جنگ دوباره به یک گزینه تبدیل شود. اما با داده‌های کنونی، گزینه از سرگیری محاصره دریایی ممکن است همچنان در زمره گزینه‌های مدنظر او باشد. ، ممکن است فشار اقتصادی جدی را در دستور کار قرار دهد که احتمالا همراه با محاصره دریایی خواهد بود.