روبیو در منطقه دنبال چیست؟
اساعت 24 - براهیم متقی در اعتماد نوشته است: آنچه در شرایط موجود زمینه لازم برای حضور و نقشیابی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا برای هماهنگسازی کنش تاکتیکی کشورهای منطقهای با ایران حاصل شده را میتوان ادامه سیاست مقاومت در برابر کنش تهاجمی امریکا و سیاست مبتنی بر دنبالهروی تاکتیکی کشورهای حوزه خلیجفارس دانست.
روبیو در روند مذاکرات و سیاست منطقهای خود با وزرای امور خارجه و رهبران کشورهای منطقهای درصدد برآمد تا انگاره جدیدی را در دستور کار قرار دهد. روبیو به کشورهای منطقهای خلیجفارس یادآور شد که آینده کنش ارتباطی امریکا با ایران دیگر ماهیت تعارضی ندارد.
روبیو بر ضرورتهای دوران گذار و آیندهای کاملا متفاوت در حوزه کنش تعاملی امریکا و ایران اشاره داشت. براساس چنین انگارهای است که میتوان اندیشه «امنیت دستهجمعی را به عنوان یکی از شاخصهای محوری سیاست خارجی و امنیتی امریکا در حوزه خلیجفارس دانست.
موضوع اصلی روبیو هماهنگسازی نیازهای امنیتی و همکاریهای چندجانبه ایران با کشورهای منطقهای است. در چنین شرایطی است که اهمیت «بازگشایی تنگه هرمز» برای اقتصاد جهانی موردتوجه قرار میگیرد.
هرگونه کنش تاکتیکی ایالاتمتحده که در فضای مقاومت ازسوی ایران قرار گرفت، آثار خود را به جای آنکه معطوف به تحقق ایده «تغییر رژیم در ایران» باشد، با نشانههایی از «تغییر الگویی سیاست منطقهای» همراه شده است. عبور از چنین شرایطی را میتوان به عنوان بخشی از راهبرد جدید سیاست جهانی دانست.
سفر روبیو به کشورهای منطقهای بیانگر این موضوع بود که اولا امریکا محور اصلی اقتصاد و سیاست جهانی میباشد. ثانیا ادامه نقش امریکا بدون توجه به منابع اقتصادی و قابلیتهای راهبردی حوزه خلیجفارس به نتیجه مطلوبی منجر نمیشود.ثالثا امریکا در جنگ توانست بخشی از قابلیتهای تاکتیکی ایران را کاهش داده و این امر زمینه ظهور شکل جدیدی از موازنه قدرت منطقهای را اجتنابناپذیر ساخته است. همکاریهای جمعی و منطقهای کشورهای حوزه خلیجفارس میتواند گام جدیدی برای عبور از بحرانهای آینده تلقی شود.
پیام روبیو به کشورهای منطقهای بیانگر این واقعیت است که در عصر جامعه شبکهای امکان کنترل تمامی نشانههای تهدید منطقهای وجود ندارد. گزینه همکاری میتواند نتایج مطلوبتری را برای کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ به همراه داشته باشد.
آنچه در چارچوب ایجاد اتاق اضطراری امنیت منطقهای در دوحه قطر مورد پذیرش ایران و امریکا قرار گرفته را میتوان به عنوان گامی موثر برای مدیریت بحران و امنیتسازی در شرایطی دانست که هنوز زخمهای جنگ و محرومیتهای ناشی از تحریم بر کالبد سیاسی و راهبردی ایران سنگینی دارد. عبور از چنین شرایطی بدون همکاریهای منطقهای و بینالمللی حاصل نمیشود.