کد خبر 663294

آیا وارد دوره «پساتفاهم» شده‌ایم؟

ساعت 24 - در ادبیات روابط بین‌الملل، امضای یک تفاهم‌نامه و آغاز مذاکرات رسمی معمولا به منزله ورود طرف‌ها به مرحله‌ای تازه از مناسبات تلقی می‌شود؛ مرحله‌ای که از آن با عنوان «پساتفاهم» یاد می‌شود؛ دوره‌ای که اگرچه اختلافات همچنان پابرجاست، اما منطق دیپلماسی بر منطق تقابل غلبه پیدا می‌کند و سازوکارهای سیاسی، جایگزین واکنش‌های نظامی می‌شوند.

شاید به همین دلیل بود که پس از امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن و آغاز نخستین دور مذاکرات در سوئیس، بخشی از ناظران و تحلیلگران با یک خوش‌بینی محض از شکل‌گیری فضای جدیدی سخن گفتند و این تحولات را آغاز عبور از مرحله رویارویی به مرحله مدیریت اختلافات ارزیابی کردند.

ولی رخدادهای بامداد شنبه، این خوش‌بینی را با واقعیتی سخت و انکارناپذیر مواجه کرد. تبادل آتش میان ایران و آمریکا، آن هم فقط چند روز پس از امضای تفاهم و مذاکرات سوئیس، حکایت از آن دارد که فاصله میان متن توافق و واقعیت میدان، بسیار بیشتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسید.

زمانی که نخستین اختلاف تفسیری درباره نحوه اجرای تفاهم، ظرف چند ساعت به عملیات نظامی متقابل منتهی می‌شود، نمی‌توان با اطمینان از ورود به دوره «پساتفاهم» سخن گفت. واقعیت آن است که تهران و واشینگتن هنوز نتوانسته‌اند منطق امنیتی حاکم بر روابط خود را به منطق سیاسی تبدیل کنند.

دیپلماسی آغاز شده، اما بازدارندگی نظامی همچنان زبان اصلی گفت‌وگو میان دو طرف است. طرفین‌ نه از مواضع امنیتی خود عقب‌نشینی کرده‌اند و نه سازوکارهای قابل اتکایی برای مدیریت بحران ایجاد کرده‌اند. در چنین شرایطی، هر حادثه میدانی، هر سوءبرداشت و هر تفسیر متفاوت از مفاد تفاهم می‌تواند بار دیگر مسیر مذاکرات را تحت‌الشعاع قرار دهد. از این منظر، شاید مهم‌ترین پیام تحولات شنبه آن باشد که هنوز برای سخن‌گفتن از «دوره پساتفاهم» زود است.

آتش بامداد شنبه در واقع سیلی واقعیت بر صورت خوش‌بینی‌های شتاب‌زده بود؛ هشداری که تاکید دارد امضای تفاهم، الزاما به معنای عبور از منطق تقابل نیست. تا زمانی که اعتماد متقابل جایگزین سوءظن ساختاری نشود، نمی‌توان گفت تهران و واشینگتن وارد عصر «پساتفاهم» شده‌اند، بلکه آن‌ها همچنان در مرحله‌ای قرار دارند که تفاهم، خود هنوز نیازمند آزمون‌های دشوار برای اثبات بقاست.

شرق