شلیک به «کارت هرمز»
در روزهایی که جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه و بخش راهبردی خلیج فارس تحت تاثیر یکی از پیچیدهترین مذاکرات دیپلماتیک تاریخ معاصر قرار دارد، تهران بار دیگر شاهد تلاقی دیدگاههای متضادی است که میتواند سرنوشت «کارت هرمز» و توان چانهزنی ملی را در ترازو قرار دهد.
اخبار حاکی از آن است که متن پیشنویس تفاهمنامه اخیر میان ایران و ایالات متحده، پیش از آنکه به مرحله اجرایی برسد، بیش از ۲۳ بار در ارکان مختلف حاکمیت، از شورای عالی امنیت ملی گرفته تا نهادهای نظارتی و کارشناسی، مورد چکشکاری و بازبینی دقیق قرار گرفته است.
این موضوع را حسن رسولی یکی از فعالان سیاسی مطرح کرده است و میگوید: «پیشنویس تفاهم بین ایران و آمریکا، ۲۳ بار بین بخشهای مختلف حاکمیت مورد چکشکاری و اصلاح قرار گرفته و بعد از ساعتها مباحث جدی درباره نقاط مثبت و منفی آن متن نهایی حاصل شده است.»
این حجم از مداقه نشاندهنده آن است که نظام با رویکردی مبتنی بر «عقلانیت راهبردی» و با در نظر گرفتن تمامی خطوط قرمز، قدم در این مسیر گذاشته است.
با این حال، بروز برخی واکنشهای شتابزده و بیانیههای موازی از سوی تریبونهای غیرمسئول، این پرسش اساسی را در افکار عمومی ایجاد کرده است که چرا در لحظات حساس تصمیمگیری، عدهای با اظهارنظرهای غیرتخصصی، بستر را برای جریتر شدن دشمن فراهم میکنند؟
تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، همواره قدرتمندترین ابزار بازدارندگی ایران بوده است. اما واقعیت اینجاست که این «کارت بازی» تنها زمانی کارایی دارد که در چارچوب یک استراتژی واحد و تحت مدیریت مستقیم متخصصان امر به کار گرفته شود.
هرگونه اظهارنظر پراکنده و تهدیدآمیز که خارج از دایره تصمیمات رسمی حاکمیت باشد، نه تنها کمکی به اقتدار ملی نمیکند، بلکه با ایجاد تصویر «تشتت در حاکمیت»، طرف مقابل را به این باور میرساند که دولت در داخل فاقد پشتوانه لازم برای اجرای تعهدات است. این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای شکستن مقاومت ایران به آن دل بسته است.
بیانیههای موازی
یکی از تنشزاترین رویدادهای روزهای اخیر، انتشار بیانیهای منتسب به «جمعی از اعضای مجلس خبرگان رهبری» بود که در آن بازگشایی تنگه هرمز را «خطایی راهبردی» و «خلاف تعهدات مسئولان» توصیف کرده بودند. در این بیانیه با لحنی تند تاکید شده بود که «تثبیت مدیریت تنگه هرمز و دریافت غرامت خسارتها از مطالبات تخلفناپذیر است».
اگرچه صیانت از حقوق ملی وظیفه همگانی است، اما نحوه انتشار این بیانیه و زمانبندی آن، بلافاصله با واکنش روشنگرانه و انتقادی دبیرخانه مجلس خبرگان مواجه شد. دبیرخانه این مجلس در بیانیهای رسمی تصریح کرد: «رسم مجلس خبرگان رهبری همواره این بوده که بیانیههای رسمی یا از طریق صحن و یا با امضای رئیس و هیاترئیسه منتشر شود؛ اما اینکه عدهای تحت عنوان جمعی از اعضا بیانیه صادر کنند، در طول ادوار این مجلس مرسوم نبوده است.»
هزینههای راهبردی «افراط»
در لایه تحلیلهای راهبردی، احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان «به درازمدت بیاندیشید!»، هشدار تکاندهندهای را مطرح کرده است. او معتقد است که استفاده افراطی از ابزار تنگه هرمز، میتواند این دارایی استراتژیک را بیاثر کرده و آن را به ضد خود تبدیل کند.
زیدآبادی با ابراز نگرانی از اصرار برخی جریانها بر تحمیل باری خارج از ظرفیت بر تنگه هرمز، تاکید میکند که این رویکرد، بازیگران بینالمللی را به سمت «بدیلسازی» و ایجاد مسیرهای جایگزین کشتیرانی در بخش جنوبی تنگه یا دور زدن کامل آن سوق میدهد. او میگوید: «این همان چیزی است که از ارزش و اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در درازمدت میکاهد و به هیچوجه با منافع ایران سازگار نیست.»
این هشدار زمانی جدیتر میشود که به گزارشهای بینالمللی درباره تحرکات عمان و دیگر کشورهای منطقه نگاه کنیم. تلاش برای راهاندازی سیستمهای عوارض جدید یا تغییر قواعد ناوبری، اگر بدون هماهنگی دقیق دیپلماتیک باشد، میتواند منجر به انزوای ایران در مدیریت این آبراه شود.
آیا کسانی که امروز با تفاهمنامه مخالفت میکنند، حاضرند مسئولیت تبعات اقتصادی و نظامی شکست مذاکرات را بپذیرند؟ یا آنکه ترجیح میدهند در فضای غبارآلود، صرفاً به دنبال سهمخواهیهای جناحی باشند؟ محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، مواضع تندروها را با مواضع بنیامین نتانیاهو مقایسه کرده است.و معتقد است که اسرائیل بزرگترین بازنده ثبات در منطقه و موفقیت مذاکرات ایران است و هر کسی که در داخل آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر تخریب تفاهمنامه گام برمیدارد، در واقع در حال تکمیل پازل دشمن است.
صدر تاکید میکند: «تندروها نه شناخت دقیقی از سیاست دارند، نه منافع ملی و نه وضعیت اقتصادی کشور.» این عدم شناخت باعث میشود که آنها متوجه نباشند که امروز، «زمان عمل» است و نه «زمان شعار». تضعیف تیمی که با تایید رهبری وارد کارزار شده، چیزی جز اتلاف وقت دولت و تضعیف تمرکز مسئولان بر مدیریت اوضاع جامعه نخواهد داشت.
اصرار بر رفتارهای افراطی در آبراه هرمز، جهان را به سمت یافتن مسیرهای جایگزین سوق داده و ارزش استراتژیک این دارایی ملی را میکاهد؛ نباید اجازه داد سناریوی شکستخورده تضعیف دیپلماسی، بار دیگر منافع مردم را قربانی رقابتهای جناحی کند
توسعه ایرانی