کد خبر 663331

رد پای منافع اسراییل در تحرکات ضد مذاکره

ساعت 24 -ماشالله شمس الواعظین عضو تیم رسانه‌ای دولت چهاردهم در گفت وگو با روزنامه شرق درباره مسایل روز گفته است: باور من، کارشکنی در برابر دیپلماسی کشور در دوران پس از جنگ یا در جریان مذاکرات مرتبط با جنگ، دقیقا معادل آن است که کسی در زمان جنگ، در مسیر حرکت یک تانک مانع ایجاد کند. هیچ تفاوتی میان این دو وجود ندارد.

دیپلماسی نیز نوعی جنگ است؛ با این تفاوت که با زبان نرم پیش می‌رود، در حالی که جنگ نظامی با زبان سخت و خشونت‌آمیز دنبال می‌شود. از این حیث، هر دو در امتداد یکدیگر قرار دارند.

از همین رو، بار دیگر شورای عالی امنیت ملی را، از منظر منافع ملی کشور، به هوشیاری و اقدام جدی فرامی‌خوانم تا نسبت به همه جریان‌هایی که در دوران جنگ‌های میهنی، برخلاف مصالح ملی حرکت می‌کنند، هشدار دهد. نکته دیگری نیز وجود دارد.

چرا تصور می‌کنیم دشمن ما، به‌ویژه اسرائیل، تنها در میدان جنگ فعال است؟ چرا فقط در روزهای جنگ، حضور و نقش آن را پررنگ می‌بینیم، اما به محض آغاز مذاکرات، گویی تصور می‌کنیم فعالیت‌های آن متوقف شده است؟ در حالی که موساد همچنان فعال است؛ با این تفاوت که دیگر فعالیتش صرفا نظامی نیست، بلکه در عرصه سیاسی، امنیتی و روانی نیز ادامه دارد. ایجاد شکاف در صفوف داخلی، مخالفت‌سازی و تضعیف وحدت ملی نیز بخشی از همین فعالیت‌هاست.

به اعتقاد من، امروز دیگر نیازی نیست به دنبال موقعیت جغرافیایی موساد بگردیم؛ موساد در متن معادلات و مناسبات سیاسی عمل می‌کند. نشانه فعالیت آن نیز ایجاد شکاف و گسل در مواضع ملی نسبت به جنگ و مذاکرات است.

اجازه دهید برای روشن‌ترشدن موضوع، مثالی بیان کنم و خواهشم این است که جزئیات آن را نیز منتشر کنید. آنچه امروز در لبنان رخ می‌دهد، نمونه روشنی از همین مسئله است. اسرائیل در آغاز، شعار خلع سلاح حزب‌الله و حتی تصرف بیروت را مطرح می‌کرد، اما اکنون مستقیم با دولت مرکزی لبنان وارد مذاکره شده و توافق را امضا کرده است.

هدف اصلی نیز صرفا تثبیت حضور امنیتی خود در جنوب لبنان و قطع نفوذ ایران در معادلات سیاسی این کشور است. خود اسرائیل نیز این هدف را آشکارا اعلام کرده است. بنابراین وقتی نقش و مداخله اسرائیل را در تحولات لبنان به‌روشنی مشاهده می‌کنیم، چگونه ممکن است همان نقش را در قبال فضای سیاسی و مذاکرات ایران نادیده بگیریم؟

 منتها نقد هم آداب دارد، وگرنه در دوران پس از جنگ، همه نیروهای سیاسی حق دارند پس از پایان شرایط بحرانی، به مواضع و رقابت‌های سیاسی معمول خود بازگردند؛ این حق طبیعی آنان است، کما‌اینکه ما هم می‌توانیم نقد کنیم. مسئله فقط تندروها نیست؛ همه اعم از اصلاح‌طلبان، مستقلین و همه دلسوزان باید حرف بزنند.

همه باید نقد کنند، منتها در چارچوب و در کمال احترام و بدون توهین و تحقیر و تهدید. نمی‌شود یک عده تندرو به نام انقلاب در شرایط جنگی و غیرجنگی همیشه تهدید کنند، تحقیر کنند، توهین کنند و روی موج جامعه سوار شوند بدون آنکه بازخواست و محاکمه شوند و مسئولیت گفته‌های خود را بپذیرند.

اما فعلا ما در زمان جنگ هستیم و در زمان جنگ هم، اولویت با حفظ منافع ملی است. همان‌گونه که در حوزه اقتصاد، از مردم می‌خواهیم در برابر مشکلات و گرانی‌ها صبور باشند و فرصت دهند تا مسائل مدیریت شود، در حوزه راهبردهای نظامی و مذاکرات نیز باید همین منطق حاکم باشد.

شورای عالی امنیت ملی و دیگر نهادهای مسئول باید از نیروهای سیاسی، نمایندگان مجلس و جریان‌های مختلف بخواهند که شکیبایی پیشه کنند، از حاشیه‌سازی بپرهیزند و اجازه دهند هیئت مذاکره‌کننده با آرامش ماموریت خود را انجام دهد.

همواره شاهدیم که هنگام مسابقات فوتبال، همه مردم از تیم ملی حمایت می‌کنند و حتی نتیجه مساوی را نیز با تشویق همراه می‌‌کنند؛ اما تیم مذاکره‌کننده، پیش از آنکه نتیجه‌ای حاصل شود، از سوی برخی جریان‌ها محکوم می‌شود. واقعا روشن نیست علت این برخورد چیست.

من، با پوزش از مخاطبان روزنامه «شرق»، صریحا می‌گویم که در لابه‌لای این تحرکات، نشانه‌هایی از منافع و اهداف اسرائیل را مشاهده می‌کنم و معتقدم باید با جدیت از گسترش چنین روندی جلوگیری شود. نباید تصور کرد که با خاموش‌شدن توپخانه‌ها و توقف حملات نظامی، دشمن نیز به مرخصی رفته است.

جنگ نظامی ممکن است متوقف شده باشد، اما تلاش برای کاهش دستاوردهای ایران در مذاکرات و ایجاد اختلاف و چنددستگی در داخل کشور همچنان ادامه دارد. یکی از نشانه‌های این مداخله نیز همین دامن‌زدن به مباحث اختلاف‌برانگیز در فضای سیاسی کشور است.

‌ در ادبیات سیاسی جمله‌ای مشهور وجود دارد که می‌گوید: «در تاخیر، آفت نهفته است». یکی از خطاهای ما این است که گاه تصور می‌کنیم اگر در تصمیم‌گیری یا اقدام تاخیر کنیم، طرف مقابل دست روی دست خواهد گذاشت و منتظر حرکت ما خواهد ماند؛ در حالی که چنین نیست.  طرف مقابل نیز فعال، هوشیار و مشغول مدیریت صحنه است و حتی گاهی از همین تاخیرهای ما بهره‌برداری می‌کند. از این‌رو، انتقال سریع از فاز نظامی به مرحله تثبیت دستاوردهای سیاسی جنگ، برای ما یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت قطعی است.

اگر نتوانیم دستاوردهای نظامی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل و تثبیت کنیم، این نگرانی جدی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ایران، یعنی کارت راهبردی تنگه هرمز و دیگر مولفه‌های بازدارندگی، به‌ تدریج از دست کشور خارج شود.

این مسئله نگران‌کننده است و اسرائیل نیز آشکارا در همین مسیر حرکت می‌کند. حتی شخص نتانیاهو بارها به صراحت اعلام کرده است که هدف او خارج‌کردن ظرفیت‌های جبهه مقاومت از حوزه نفوذ ایران و سلب این اهرم‌های قدرت از جمهوری اسلامی است.