کد خبر 663450

پس لرزه‌های دهشتناک روانی جنگ

در حالی که پیامدهای مادی جنگ از جمله تخریب صنایع فلزی و پتروشیمی ومیز زیر ساخت‌های کشور تا اندازه‌ای روشن است اما پیامدهای روحی - روانی جنگ را نمی توان به سادگی اندازه گرفت. دراین باره دولت ودیگر نهادهای حاکمیتی اطلاعات چندانی ندارند یا دارند و افشا نمی کنند.

 علیرضا شریفی یزدی جامعه شناس در این باره گفته است: : «ظرف مدت یک ماه و نیم جنگ بیش از سه میلیون شغل از دست رفته و بیش از ۲۰۰ هزار نفر نیز در فضای مجازی به دلیل قطع اینترنت شغل و کار خود را از دست داده‌اند. در چنین شرایطی بالا بودن میزان اختلالات روانی امری کاملا طبیعی است که مهم‌ترین آن‌ها، به نظر من، اضطراب، ناامیدی و سرخوردگی است. همچنین‌ عدم اعتماد به آینده که به تبع آن افسردگی شکل می‌گیرد. نوع دیگری از خشم را برخی افراد به صورت مهاجرت، برخی به شکل آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد و موارد مشابه بروز می‌دهند. »

از نگاه این جامعه‌شناس: «وقتی به افراد فشار وارد می‌شود، در گام نخست ممکن است به تاب‌آوری منجر شود؛ یعنی آستانه تحمل مردم افزایش پیدا کند و در برابر مشکلات راحت‌تر بتوانند خود را جمع‌وجور کنند. پس از آن نیز ممکن است پساتاب‌آوری افزایش پیدا کند و در واقع نوعی تکامل، تطور و پیشرفت در شرایط روحی و روانی افراد ایجاد شود. اما این وضعیت تا یک جایی ظرفیت دارد. .» فشار اجتماعی و سرریز خشونت به خانواده‌ها

به گفته او: «ناکامی، خشم، سرخوردگی، عدم اطمینان نسبت به آینده، ناامنی شغلی و ناامنی مالی ناشی از تورم‌های شدید و حتی ابرتورم‌هایی که در جامعه وجود دارد، طبیعتا آستانه تحمل را در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی کاهش می‌دهد. نشانه‌هایی که اکنون به وفور مشاهده می‌شود، باعث افزایش خشونت‌های خانگی می‌شود. در سطح جامعه نیز موجب افزایش خشونت میان مردم، میان مراجعه‌کننده و کارمند، مراجعه‌کننده و صاحب شغل و امثال آن می‌شود. »

از سویی دیگر به گفته او:‌ «کسانی که در معرض اختلالات روانی قرار دارند، ممکن است به سمت اعتیاد نیز سوق پیدا کنند. اختلالات روانی انواع مختلفی دارند؛ از افسردگی، اضطراب، وسواس فکری، خشم فروخورده، خشم ناشی از سرخوردگی، ناامیدی و موارد مشابه گرفته تا اختلالات شخصیت. برخی انواع خاص اختلالات شخصیت، مانند شخصیت مرزی (BPD)، بیشتر در معرض گرایش به اعتیاد قرار دارند. همچنین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی (بای‌پولار) نیز احتمال بیشتری برای سوق پیدا کردن به سمت اعتیاد دارند. »

این روانشناس اجتماعی معتقد است: «اعتیاد خود چرخه‌ای از فساد اجتماعی ایجاد می‌کند. در بسیاری از موارد، اعتیاد موجب افزایش سرقت در جامعه، افزایش خشونت‌های عریان، افزایش طلاق و سایر پیامدهای منفی می‌شود. در مورد زنان نیز این چرخه فساد می‌تواند به پدیده‌هایی دیگر مانند زنان خیابانی و مسائل مرتبط با آن منجر شود. در مجموع، یک چرخه معیوب و نوعی مثلث میان برخی آسیب‌ها شکل می‌گیرد. معمولا پدیده فرد آسیب‌دیده، اعتیاد و سرقت در قالب یک مجموعه درهم‌تنیده ظاهر می‌شوند که نظریه‌های متعددی نیز درباره آن وجود دارد. »