در حالی که اگر هدف، بیرون کشیدن ارز از گاوصندوق‌ها و هدایت آن به بازار رسمی است، باید به‌تدریج امکان ورود سرمایه‌گذاران خرد با مبالغ پایین‌تر هم فراهم شود؛ البته نه از روز اول، بلکه بعد از آنکه فاز پایلوت از نظر فنی، حقوقی و نظارتی با موفقیت پشت سر گذاشته شد. همزمان، صندوق‌ها باید بازدهی رقابتی و نقدشوندگی قابل اتکا داشته باشند؛ چون دارنده ارز خانگی زمانی ریسک خروج از بازار نقدی را می‌پذیرد که احساس کند در ازای آن، هم سود معقول می‌گیرد و هم هر زمان خواست می‌تواند از صندوق خارج شود.

از منظر اقتصاد کلان ایران، سرنوشت این صندوق‌ها در نهایت به یک متغیر کلیدی گره خورده است: اعتماد به ثبات قواعد بازی ارزی. اگر سرمایه‌گذار تصور کند که سیاست‌گذار در دوره‌های فشار ارزی ممکن است قواعد را تغییر دهد، محدودیت بگذارد یا دسترسی به ارز را سخت کند.

. اما اگر دولت بتواند این ابزار را با ثبات مقررات، شفافیت ارزی، اتصال واقعی منابع به پروژه‌های مولد و گزارش‌دهی مستمر از محل مصرف ارزها همراه کند، صندوق‌های ارزی می‌توانند به‌تدریج از یک ابزار کوچک و آزمایشی به یک کانال مهم برای جذب ارزهای راکد و تامین مالی تولید تبدیل شوند. به همین دلیل، در شرایط فعلی مهم‌ترین کارکرد این صندوق‌ها نه‌اندازه کوچک اولیه آن‌ها، بلکه توانایی‌شان در ساختن اعتماد برای مراحل بعدی توسعه است.