کد خبر 663540

بن‌بست‌آفرینی در اجرای تفاهمنامه

در روزهایی که جغرافیای سیاسی خاورمیانه در یکی از ملتهب‌ترین دوران‌های تاریخ معاصر خود به سر می‌برد، ایران با پارادوکسی آشکار میان «تصمیمات کلان حاکمیتی» و «تحرکات جریان‌های خودسر» مواجه شده است.

در حالی که گزارش‌های بین‌المللی، از جمله یادداشت باراک راوید در رسانه اکسیوس، از تلاش‌های فشرده میانجی‌های منطقه‌ای همچون قطر، پاکستان، ترکیه و مصر برای احیای تفاهم‌نامه هسته‌ای و جلوگیری از وقوع یک جنگ تمام‌عیار خبر می‌دهند، در داخل کشور جریانی با ادبیاتی رادیکال و اقداماتی خارج از چارچوب، در حال تغییر دادن زمین بازی به نفع دشمنان است. باید به این پرسش کلیدی بپردازیم که چگونه اقدامات نسنجیده، از سنگ‌پرانی به وزیر امور خارجه تا ارائه تحلیل‌های تحریک‌آمیز، می‌تواند وجهه بین‌المللی ایران را از یک قدرت منطقه‌ای صاحب‌منطق به تصویری که رسانه‌های غربی مایل به ترویج آن هستند، تغییر دهد؟

تضعیف نهاد رهبری تحت لوای حمایت

یکی از خطرناک‌ترین ابعاد تحرکات اخیر، تلاش برای القای این حس است که تصمیمات کلان نظام، از جمله موافقت با مذاکرات، تحت فشار به رهبری تحمیل شده است. تحلیلگران هشدار دادند که «تحمیل خواندن تصمیم به مذاکره بیش از آن که دفاع از رهبری باشد، تضعیف تصویر رهبری است». جریانی که مدعی است «پشت خیمه دشمن بودیم اما تیغ بر گردن رهبری گذاشتند و برگشتیم»، در واقع در حال ترسیم تصویری منفعل و تحت فشار از عالی‌ترین مقام کشور است تا خود را به عنوان تنها «ناجی» و «یاور» واقعی معرفی کند.

جریان‌های رادیکال با تحریف رهبری و القای تصویری منفعل از ساختارهای کلان تصمیم‌گیری، عملاً در حال تخریب اعتماد عمومی و تضعیف نهادهای قانونی همچون شورای عالی امنیت ملی هستند؛ این رویکرد که منافع جناحی را بر مصالح ملی مقدم می‌شمارد، با ایجاد دوقطبی‌های کاذب، بزرگ‌ترین مانع برای تحقق عقلانیت راهبردی و تامین خیر عمومی در شرایط حساس کنونی محسوب می‌شود. شهریار زرشناس و دیگر کارشناسان جریان رادیکال در صدا و سیما مدعی هستند که باید هزینه تهدید را بالا برد و «تنگه هرمز را بست». اما سوال اینجاست که آیا این افراد هزینه‌های اقتصادی و بین‌المللی چنین اقداماتی را برای معیشت مردم محاسبه کرده‌اند؟ ن اصر خوش‌چشم که در پیش‌بینی وقایع آینده شهره‌ شهر است! با اشاره به جنگ‌های منطقه‌ای، مسیری را پیشنهاد می‌دهد که عملاً به معنای خروج از تمامی تعهدات بین‌المللی است. این در حالی است که شخصیت بین‌المللی کشوری مثل ایران اقتضا می‌کند که حتی در برابر توهین‌های مقامات آمریکایی، با زبان اقتدار و ادب دیپلماتیک پاسخ دهد، نه با رفتارهای خودسرانه‌ای که آبروی کشور را در سطح جهانی به خطر می‌اندازد.

توسعه ایرانی