یک اشتباه جنگ تمام عیاررا برمی گرداند
ساعت 24 - پس از پایان جنگ، ایران و آمریکا یادداشت تفاهمی امضا کردند که قرار بود تنشها را کاهش دهد. یکی از بندهای مبهم این توافق به نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز مربوط میشد. ایران این بند را بهگونهای تفسیر کرد که تمام عبور و مرور دریایی باید بر اساس سازوکارهای ایرانی انجام شود، اما آمریکا برداشت کاملا متفاوتی داشت و تاکید کرد که هیچ کشوری حق ندارد آزادی کشتیرانی را محدود کند.
تنش زمانی بالا گرفت که ایران به کشتیهایی که از مسیر آبهای عمان عبور میکردند و از کنترل ایران خارج بودند، حمله کرد. واشنگتن این حملات را اقدامی غیرمتعارف خواند و بار دیگر مجوز فروش نفت ایران را که موقتا برای پیشبرد مذاکرات صادر شده بود، لغو کرد. در نتیجه، تحریمهای نفتی دوباره بازگشتند و امید تهران برای کاهش فشار اقتصادی بار دیگر با ابهام روبهرو شد.
هر دو طرف خود را پیروز میدانند
یکی از دلایل ادامه این بحران این است که هم ایران و هم آمریکا خود را برنده جنگ میدانند.
هالی داگرس، پژوهشگر موسسه واشنگتن میگوید هر دو طرف تصور میکنند در این نبرد پیروز شدهاند. به باور او، ایران اکنون با استفاده از فشار بر تنگه هرمز تلاش میکند ترامپ را وادار به عقبنشینی کند؛ زیرا معتقد است جنگ در داخل آمریکا محبوب نیست و هرگونه اختلال در صادرات انرژی، فشار اقتصادی و سیاسی زیادی بر واشنگتن وارد خواهد کرد.
نویسنده مدعی شد: از نگاه تهران، این یک بازی بر لبه پرتگاه است؛ بازیای که در آن ایران تصور میکند دست بالاتر را در اختیار دارد و میتواند بدون ورود به جنگی تمامعیار، امتیازهای بیشتری بگیرد.
در این میان، حتی منتقدان ایران نیز اذعان میکنند که آمریکا تاکنون نتوانسته راهحلی عملی برای پایان دادن به بحران تنگه هرمز ارائه دهد. واشنگتن اگرچه حملات هوایی خود را از سر گرفته، اما هنوز نتوانسته آزادی کامل کشتیرانی را در این آبراه تضمین کند.
نویسنده مدعی شد: از سوی دیگر، ایران نیز سطح درگیری را کنترلشده نگه داشته است. حملات اخیر بیشتر متوجه پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن بوده و شدت آنها بهاندازهای نبوده که به جنگی تمامعیار تبدیل شود. همچنین تهران تاکنون از حمله مستقیم دوباره به عربستان سعودی و امارات متحده عربی خودداری کرده است.
ممکن است از کنترل خارج شود
کارشناسان هشدار میدهند که حفظ این سطح از تنش بسیار دشوار است.مارک پولیمروپولوس، مقام پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معتقد است که رهبران ایران به این جمعبندی رسیدهاند که دونالد ترامپ تمایلی به آغاز یک جنگ گسترده دیگر ندارد و به همین دلیل، فشارها را بهتدریج افزایش خواهند داد، اما همین محاسبه میتواند به بزرگترین اشتباه دو طرف تبدیل شود.
او هشدار میدهد که کافی است یکی از حملات به کشته شدن شمار قابل توجهی از نیروهای آمریکایی منجر شود؛ در آن صورت، واکنش واشنگتن میتواند بسیار شدیدتر از چیزی باشد که تهران انتظار دارد.
به بیان دیگر، هر دو طرف در حال آزمودن خطوط قرمز یکدیگر هستند؛ بازیای که ممکن است با یک اشتباه محاسباتی به جنگی گستردهتر تبدیل شود.
واکنش کشورهای عربی چه خواهد بود؟
در چنین شرایطی، کشورهای عربی خلیج فارس با یک معادله دشوار روبهرو هستند.
از یک سو، اعتماد آنها به توان آمریکا برای تضمین امنیت منطقه نسبت به گذشته کاهش یافته است. جنگ اخیر این پرسش را ایجاد کرده که آیا واشنگتن در صورت وقوع بحران حاضر است تا همانند گذشته از متحدانش دفاع کند یا خیر.از سوی دیگر، این کشورها گزینهای جایگزین برای آمریکا نیز در اختیار ندارند.
حمد الثنیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت معتقد است که با وجود همه تردیدها، ایالات متحده همچنان مهمترین شریک امنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باقی خواهد ماند. او میگوید روابط امنیتی همیشه بدون تنش نیست، اما داشتن یک شریک قدرتمند، حتی اگر اختلافهایی با او وجود داشته باشد، بسیار بهتر از نداشتن هیچ شریک امنیتی است.
در عین حال، او تاکید میکند که کشورهای عربی نباید تنها به آمریکا تکیه کنند. به باور او، افزایش همکاریهای دفاعی میان کشورهای شورای همکاری، سرمایهگذاری بیشتر در توان بازدارندگی و هماهنگی امنیتی منطقهای، تنها راه مقابله با تهران است.
آینده خاورمیانه در گرو نتیجه جنگ
نویسنده در پایان نوشت: آینده خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به نتیجه این رویارویی گره خورده است.
در چنین شرایطی ایران تلاش میکند تا نتیجه جنگ اخیر را نه فقط یک موفقیت نظامی، بلکه آغاز نظم جدیدی در منطقه معرفی کند؛ نظمی که در آن ایران بازیگر اصلی خلیج فارس باشد و کشورهای عربی ناچار شوند واقعیت برتری تهران را بپذیرند.
اما اینکه این پروژه به موفقیت برسد یا نه، هنوز مشخص نیست.
ایران همچنان با مشکلات اقتصادی، فشار تحریمها، اختلافهای داخلی و فرسایش توان نظامی روبهرو است و آمریکا نیز اگرچه از ورود به جنگی گسترده پرهیز میکند، اما همچنان مهمترین قدرت نظامی حاضر در منطقه محسوب میشود.
در چنین فضایی، خلیج فارس وارد دورهای از بیثباتی مزمن شده است؛ دورهای که در آن نه صلحی پایدار برقرار است و نه جنگی تمامعیار رخ میدهد، اما هر حمله محدود، هر سوءبرداشت سیاسی و هر اشتباه محاسباتی میتواند بحران را وارد مرحلهای تازه کند.
به همین دلیل، آینده ژئوپلیتیکی منطقه بیش از آنکه به یک نبرد نظامی بزرگ وابسته باشد، به توان بازیگران در مدیریت همین تنشهای دائمی بستگی خواهد داشت. تنگه هرمز به موجب این تنشها، اکنون به یکی از خطرناکترین نقاط جهان تبدیل شده است.
یاروسلاو تروفیموف در والاستریت ژورنال- دنیای اقتصاد