کاهش قدرت خرید و سبدی که آب میرود
ساعت 24 -هرچند گرانی اصلیترین دلیل تغییر رفتار خریداران است، اما پاسخها به یک نظر سنجی نشان میدهد ریشه مشکل تنها در قیمتها نیست. بسیاری از افراد به «آینده نامعلوم» و بیثباتی اقتصادی اشاره کردهاند. گروهی دیگر نیز پای شرایط روانی را به میان کشیدهاند. استفاده از عباراتی نظیر «حسوحال خرید ندارم»، «افسردگی جمعی» یا «انگار روحم پیر شده»، زنگ خطری جدی برای سلامت روان جامعه است.
نرخ تورم نقطهبهنقطه ۸۸.۶ درصدی خردادماه 1405، اقتصاد ایران را به سطحی از افزایش قیمتها رسانده که برای یافتن نمونهای مشابه باید به سالهای ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ و دوران جنگ جهانی دوم بازگشت. همان سالیانی که تورم سالانه به ترتیب ۹۶ و ۱۱۰.۵ درصد ثبت شده بود.
در کنار این موارد، کاهش قدرت خرید نیز پررنگ است. سربازی در این باره نوشته است: «کاهش درآمد برای من مهمترین عامل است و باید با همان حقوق سربازی روزگار بگذرانم.»
گروهی نیز به تغییر اولویتها و کاهش احساس نیاز به مصرفگرایی اشاره کردهاند. با این حال، تحلیل مجموع نظرات نشان میدهد آنچه امروز بهعنوان «تغییر سبک زندگی» مشاهده میشود، غالباً یک انتخاب آگاهانه نیست؛ بلکه سازگاری اجباری با تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده است.
وقتی حداقل هزینه تامین سبد غذایی یک خانوار سهنفره به بیش از ۲۲ میلیون تومان میرسد و بخش عمدهای از درآمد خانوارهای حداقلبگیر را میبلعد، دور از ذهن نیست که مخاطبان از حذف کتاب، لباس، تفریحات و حتی کاهش مصرف گوشت و میوه سخن بگویند.
در میان پاسخها، عدهای هم گفتهاند که در نتیجه همین شرایط اقتصادی، اولویتهای خریدشان تغییر کرده و احساس نیازشان به بسیاری از کالاها کمتر شده است.
یکی از آنها نوشته: «مصرفگراییام کمتر شده و دیگر مثل قبل احساس نیاز به خرید ندارم»؛ بنابراین با رجوع به پاسخها میتوان به این نتیجه رسید آنچه بهعنوان «تغییر سبک زندگی» دیده میشود، غالبا انتخابی آگاهانه نیست، بلکه ناشی از سازگاری اجباری با تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده است.
پس اگر حداقل هزینه تامین سبد غذایی خانوار سهنفره به بیش از ۲۲ میلیون تومان رسیده و بخش عمده درآمد یک خانوار حداقلبگیر را شامل میشود، طبیعی است که بسیاری از مخاطبان فرارو از حذف کتاب، لباس، کافه، تنقلات و حتی کاهش مصرف میوه و گوشت حرف بزنند.