سناریوی توازن وحشت و تفاهم
ساعت 24 - واشنگتن با نگاهی به کارنامه جنگهای گذشته و تحلیل فلجکننده شورای آتلانتیک درباره ناتوانی لجستیکی ارتش خود، به این نتیجه میرسد که هزینه حفظ هژمونی مطلق در خلیجفارس، از سود آن فراتر رفته است.
در این مسیر، امریکا دست به یک عقبنشینی واقعگرایانه میزند؛ ناوهای بزرگ خود را از رینگ اول خط مقدم خارج کرده و به بازدارندگی از راه دورتن میدهد. در مقابل، کنترل ناوبری و طرح تفکیک ترافیک دریایی ایران در تنگه هرمز را به صورت دوفاکتو (عملی) میپذیرد.
در این فرمول، ایران و عمان به عنوان دو کشور همجوار تنگه، یک «صندوق مشترک مدیریت ایمنی دریانوردی هرمز» تشکیل میدهند. کشتیهای تجاری موظف به پرداخت هزینه خدمات ناوبری و بیمه ریسک به این صندوق بومی میشوند.
سهم ایران صرف تثبیت کنترل و سهم عمان صرف لجستیک میشود؛ اما امریکا هزینه خود را نه به صورت درصد مستقیم از عمان، بلکه در قالب «قراردادهای خرید تسلیحاتی، تامین تجهیزات پایش دریایی مدرن و حقحفاظت نانوشته» که عمان از محل آن درآمدها به شرکتهای دفاعی امریکایی پرداخت میکند، برداشت خواهد کرد.
این یعنی کاخ سفید بدون ایستادن در خط مقدم، از شاهرگ هرمز سهمخواهی اقتصادی میکند، ایران به حاکمیت مقرراتیاش میرسد و عمان نیز نقش واسط و تعادلبخش را حفظ میکند.
کانالهای دیپلماتیک دوباره فعال میشوند تا نه برای صلح، بلکه برای «مدیریت خطوط قرمز جدید» توافق کنند. تفاهم اسلامآباد در این سناریو زنده میماند، اما با مختصاتی که تهران آن را دیکته کرده است.