برگشت به سیاستگذاری دهه 1350
ساعت 24 - بررسی ادبیات انتقادی از سیاستگذاریهای رژیم پیشین از سوی انقلابیون و نیز از طرف کارشناسان و اقتصاددانان هوادار انقلابیون نشان میدهد آنها واردات فزاینده کالاهای اساسی در سالهای۱۳۵۰ را از ضعفهای اساسی سیاستگذاری میپنداشتند. ادبیات انتقادی با مضمون یادشده بهسیاستگذاران میتاختند که چرا دلارهای بهدستآمده از صادرات نفت به جیب شرکتهای بزرگ تولید کالاهای اساسی غربی ریخته و کشور به واردات مواد غذایی وابسته شد.
انتقاد میشد که چرا سیاست خودکفایی در تولید گندم، برنج، شکر، روغن، ذرت و سویا اتخاذ نشده است. در سالهای پس از وفور درآمد ارزی در سال۱۳۵۳ بهاندازهای کالا وارد بندرها شده بود که زیرساختهای موجود اجازه تخلیه آنها را نمیداد و کشتیها هفتهها در بندرهای ایران میماندند و دموراژ میگرفتند.
حالا و پس از سپری شدن ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی رییس انجمن غلات ایران گفته است: حجم ورود محمولهها و کشتیهای حامل کالاهای اساسی به کشور بهاندازهای افزایش یافته است که در انبارها برای تخلیه آنها با محدودیت مواجه شدهایم.
از نظر تامین جو و کنجاله هیچ مشکلی وجود ندارد و در بخش ذرت نیز کمبودی نخواهیم داشت. همچنین محمولههای بیشتری از این کالاها نیز در مسیر ورود به کشور قرار دارد. روغن نیز بهاندازه کافی از مبادی وارداتی وارد کشور شده است و در مجموع، در تامین کالاهای اساسی هیچ مشکلی وجود ندارد و روند واردات همچنان ادامه دارد.
به نظر میرسد گفتوگو با این مدیر بخشخصوصی با این هدف انجام شده که به شهروندان اطمینان داده شود تامین مواد غذایی در شرایط جنگ مرموز کنونی از استمرار برخوردار است. گفتههای رییس انجمن غلات اما با آرزوها و خواستههای انقلابیون سالهای نزدیک به انقلاب اسلامی۱۳۵۷ و نیز بنیانگذار انقلاب و مدیران دهه ۵۸ تا ۶۸ تناقض دارد
به این معنی که با همه دلارپاشیهای رخداده در سالهای پس از انقلاب و با همه شعارهایی که برای خودکفایی داده شد اما هنوز در کمرکش خودکفایی قرار داریم. اگر این را باور داریم که واردات انبوه مواد غذایی بهویژه با دلارهای ترجیحی آسانترین کار اقتصادی در دنیای امروز است پس انتقادهای گسترده انقلابیون بهویژه انقلابیون چپگرا درباره دوره رژیم گذشته را باید انتقادهایی غیرکارشناسی بدانیم.
واقعیت این است که دنیای امروز بیش از هر دوره دیگری درهمتنیدهشده و این درهمتنیدگی در همه بسترها و زمینهها رخ داده است. به این ترتیب ایبسا واردات انبوه موادغذایی از سوی بازرگانان ایرانی از کشورها و شرکتهایی باشد که مالکان آنها ملیت آمریکایی- اروپایی دارند بازهم بر ابعاد تناقض اضافه میشود.
این نوشته قصد نکوهش واردکنندگان را ندارد اما باور دارد دادن ارز ارزان ۲۸۵۰۰تومانی یا نرخهایی بالاتر اما با فاصله با ارز بازار آزاد اتفاقا ریشه کشاورزی را در ایران خشک کرده و خواهد کرد و این اتفاق افتاده یک تناقض بزرگ است. اقتصاد یک عینیت استوار است و سیاستمداران تصور میکنند آن را میتوانند تسخیر کنند.