ترس از ناشناختههای سیاسی همیشه بدنیست
ساعت 24 -هراس از ناشناختهها و رخدادهای احتمالی که از قدرت و نیز از میزان آسیبزنندگی آنها آگاهی نداریم را باید نشانه استفاده از خرد بدانیم و برای پیامدهای آن آماده باشیم یا اینکه بدون ترس آنها را یکسره نادیده بگیریم.
اگر یک نظرسنجی کارشناسی- علمی صورت گیرد بیشتر آدمها میگویند ترسیدن پدیده یکسره نکوهشآوری نیست و باید به فرمان خرد آن را یک پدیده خیر هم بدانیم. گروهی از آدمها که کمشمارترند اما ترس را یکسره بد دانسته و نهتنها خود از روبهروشدن با پدیدههای ناشناس ترسآور نمیهراسند بله دیگران را به راه خود فراخوانده و اکثریت را ترسو و بزدل میخوانند و خواستار دورریختن ترسوها هستند.
ماجراجویان به ویژه در برخورد با مدیران و سیاستگذاران بخشهای گوناگون جامعه بر عنصر ترسو بودن میتازند و میگویند باد به دل ماجرا زد و از مدیران بهزعم آنها ترسو دوری کرد.
این روزها داستان نه جنگ، نه صلح بلکه جنگ محدود در جنوب ایران ماجراجویان را به میانه یک پدیده ناشناس پرتاب کرده است. آنها با این استدلال که باید سر دشمن را با سنگ له کرد و قلب او را بیرون کشید تا دیگر به جمهوری اسلامی یورش نیاورد هر راه دیگر را راه ترسوها معرفی میکنند.
این گروه که حالا آشکار شده است کمشمار اما پرسروصدا هستند دیپلماسی و راه تفاهم و توافق را نمیپسندند اصرار دارند باید جنگ را گستردهتر کرد و حتی توصیه میکنند جمهوری اسلامی باید به بحرین یورش برده و آن را تسخیر کند یا اینکه به برخی پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیجفارس حمله کرده و نیروهای آمریکایی را گروگان بگیریم.
این گروه که مهمترین رسانه کشور و نیز برخی رسانههای اینترنتی را در اختیار دارند بر این طبل میکوبند و ضمن اینکه کشورهای منطقه را هرچه بیشتر به آمریکا وابسته میکنند ماجراجویان داخل آمریکا را نیز تشجیع میکنند تا آنها نیز بر طبل جنگ بزرگ با ایران بکوبند.
جدای از اینکه آیا نیروی نظامی- سیاسی موجود در جمهوری اسلامی در مقایسه با نیروی نظامی آمریکا و کشورهای منطقه هوادار آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای اجرای نقشههای نظامی بسنده میکند یا نه باید یادآور شویم که جنگ همیشه بدترین راهحل است. تجربه دو جنگ ۱۲ و ۴۰روزه خرداد۱۴۰۴ و ۹ اسفندرسال گذشته نشان میدهد بهرغم همه کوششهای نهادهای حاکمیتی اما نهتنها بازسازی مناطق و محلهای آسیبدیده از جنگ ممکن نشده بلکه وضعیت شهروندان نیز بدتر شده است.
تورم مهارناشده همچنان تن و جان مردم را میلرزاند و بازار سستبازار کار و نرخ کاهنده سرمایهگذاری و رشدهای پایین اقتصاد ملی روزگار را برای ایرانیان سخت کرده است.
شاید هراس از بدتر شدن روزگار ایرانیان و آسیبهای بیشتر زیرساختهای ایران که در دستورکار آمریکا قرار دارد را باید همهسویه و با نگاه به آینده ایران و ایرانیان نگاه کرد. نباید دنبالهرو تروتسکی باشیم که نبرد با امپریالیسم ابدی است و نباید با نکوهش ترس سنجاقشده به خرد و منطق راه دیپلماسی را ببندیم. ایران باید زنده بماند. اخبار مرتبط