کد خبر 663953

بازدارندگی یا‌ تکمیل روایت تل‌آویو؟!

ساعت 24 - تهدیدها بار دیگر از مرزهای جنگ ایران و آمریکا عبور کرده و به تل‌آویو رسیده است. یک منبع امنیتی ایرانی از تهیه فهرست تازه‌ای از اهداف در اسرائیل خبر داده؛ دو مقام ایرانی، بنا بر روایت نیویورک‌تایمز، گفته‌اند در صورت تشدید حملات آمریکا، مرحله بعدی پاسخ تهران می‌تواند حمله به تل‌آویو باشد و رسانه‌های اسرائیلی نیز از احتمال اقدام پیش‌دستانه ایران، افزایش آماده‌باش ارتش و تشکیل جلسه کابینه امنیتی سخن می‌گویندظار می‌کشد.

. در میانه این تهدیدهای متقابل، بنیامین نتانیاهو راهی واشنگتن می‌شود تا با دونالد ترامپ دیدار کند. آکسیوس نیز گزارش داده که دیدار دو طرف برای روز سه‌شنبه برنامه‌ریزی شده؛ آن هم در شرایطی که ترامپ از نزدیک شدن به تصمیم درباره حمله‌ای گسترده‌تر علیه ایران سخن گفته است.

باید توجه داشت که در مرحله نخست جنگ، اسرائیل در کنار آمریکا در حملات علیه ایران مشارکت داشت و تهران نیز صدها موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد اما در دور تازه درگیری‌ها، اسرائیل تاکنون مستقیماً وارد میدان نشده و بخش اصلی تقابل میان تهران و واشنگتن جریان داشته است. همین تفاوت، یکی از معدود امتیازهای سیاسی ایران در وضعیت کنونی محسوب می‌شود.

تا زمانی که اسرائیل خارج از عملیات مستقیم باقی‌مانده، تهران می‌تواند حملات آمریکا را اقدامی یک‌جانبه، نقض‌کننده تفاهم‌های پیشین و عامل اصلی گسترش بی‌ثباتی منطقه معرفی کند. اما با حمله ایران به تل‌آویو، ساختار سیاسی و رسانه‌ای جنگ تغییر خواهد کرد. اسرائیل خواهد کوشید خود را نه شریک حملات آمریکا، بلکه کشوری معرفی کند که هدف موشک‌های ایران قرار گرفته و اکنون برای دفاع از شهروندان خود وارد جنگ می‌شود.

این تغییر روایت برای نتانیاهو اهمیتی حیاتی دارد. او برای بازگشت به جنگ، تنها به توان نظامی نیاز ندارد؛ به چراغ سبز واشنگتن، حمایت افکار عمومی اسرائیل و حداقلی از مشروعیت بین‌المللی نیز نیازمند است و حمله پیش‌دستانه ایران می‌تواند هر سه نیاز را هم‌زمان تامین کند.

هدیه‌ای که نتانیاهو از تهران می‌خواهد

از منظر سیاسی، حمله ایران به اسرائیل می‌تواند چهار منفعت مهم برای نتانیاهو ایجاد کند. نخست، شکاف‌های موجود میان او و ترامپ را زیر عنوان دفاع مشترک در برابر ایران پنهان می‌کند. دوم، توجه افکار عمومی اسرائیل را از هزینه‌های جنگ، بحران‌های داخلی و رقابت‌های سیاسی به مسئله امنیت ملی معطوف می‌سازد. سوم، اسرائیل را از جایگاه طرف مهاجم به جایگاهی منتقل می‌کند که مدعی دفاع در برابر حمله ایران است. چهارم، فشار بر واشنگتن را برای مشارکت گسترده‌تر در دفاع از اسرائیل و حمله متقابل افزایش می‌دهد.

به همین دلیل است که روایت «حمله پیش‌دستانه ایران» پیش از وقوع هر حمله‌ای در رسانه‌های اسرائیلی برجسته شده است. این روایت فقط یک ارزیابی اطلاعاتی نیست؛ بخشی از آماده‌سازی افکار عمومی برای مرحله احتمالی بعدی جنگ است. هنگامی که رسانه‌ها از تلاش ایران برای ایجاد «غافلگیری راهبردی» سخن می‌گویند و هم‌زمان مقام‌های اسرائیلی وعده پاسخ «خردکننده» می‌دهند، در واقع چارچوبی ساخته می‌شود که در آن هر اقدام ایران، آغاز جنگ تازه و هر اقدام اسرائیل، پاسخ دفاعی معرفی خواهد شد.

تهران در چنین شرایطی باید میان «بازدارندگی» و «تکمیل روایت دشمن» تفاوت قائل شود. تهدید به پاسخ، آماده‌سازی بانک اهداف و نمایش توانایی نظامی می‌تواند بخشی از بازدارندگی باشد؛ اما تبدیل این تهدید به اقدامی شتاب‌زده، ممکن است روایتی را که تل‌آویو از قبل نوشته است، کامل کند.

گسترش جنگ؛ دشمنان بیشتر یا بازدارندگی بیشتر؟

اما ایران در برابر تلاش احتمالی اسرائیل برای بازگشت به جنگ، دست‌کم با چهار سناریوی اصلی روبه‌روست. نخستین سناریو، حمله مستقیم و فوری به اسرائیل در پاسخ به تشدید عملیات آمریکا است. این گزینه بیشترین نمایش قدرت را دارد و می‌تواند به واشنگتن نشان دهد که امنیت اسرائیل از جنگ آمریکا جدا نیست. با این حال، همین سناریو پرریسک‌ترین انتخاب نیز هست. حمله به تل‌آویو می‌تواند اسرائیل را رسماً وارد جنگ کند، همکاری عملیاتی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل را به سطح بالاتری برساند و فشار هم‌زمان بر سامانه دفاعی و زیرساخت‌های ایران را افزایش دهد.

سناریوی دوم به گسترش هم‌زمان جنگ به اسرائیل، باب‌المندب، پایگاه‌های آمریکا و سایر آبراه‌های منطقه اشاره دارد که می‌تواند تجارت جهانی و انتقال انرژی را تحت تاثیر قرار دهد. با این حال، ناامن شدن باب‌المندب ممکن است کشورهای بیشتری از جمله مصر، عربستان، اروپا و شرکت‌های کشتیرانی را در برابر ایران قرار دهد.

در شرایط کنونی، ایران برای پیشبرد دیپلماسی به میانجی‌هایی مانند عمان، قطر، پاکستان و مصر نیاز دارد که در تلاش برای برقراری آتش‌بس هستند. فعال شدن جبهه باب‌المندب می‌تواند همین میانجی‌ها را به بازیگران متضرر و مخالف سیاست‌های ایران تبدیل کند و در نتیجه، گسترش هم‌زمان جبهه‌های جنگ لزوماً بازدارندگی را افزایش نمی‌دهد و حتی ممکن است ائتلاف گسترده‌تری علیه ایران شکل دهد.

تهران زمانی در دام اسرائیل می‌افتد که مشروعیت ورود دوباره تل‌آویو به جنگ را خود در اختیار نتانیاهو قرار دهد. راهبرد کم‌هزینه‌تر آن است که مسئولیت جنگ متوجه واشنگتن باقی بماند، شکاف تاکتیکی آمریکا و اسرائیل تشدید شود، مسیر میانجیگری بسته نشود و پاسخ‌ها به‌صورت مرحله‌بندی‌شده، متناسب و مستقیماً متوجه عامل هر حمله طراحی شود

توسعه ایرانی