کد خبر 23684
۱۳۹۳/۰۶/۰۹ ۱۱:۰۱

تهران در تسخیر اقشار متوسط به بالا

اعظم پویان
فضا یک امر انسانی است و محصول مناسبات انسانی است. تهران، پايتخت ايران به عنوان یک فضای شهری به دلیل کنشهای متقابل اجتماعی به مکانی برای رقابت گروههای اجتماعی مختلف تبدیل شده است اما به دلیل نابرابری محلات تهران در دسترسی به منابع کمیاب مانند قدرت، ثروت و منزلت همواره مستعد گسترش نابرابری فضایی و قشربندی های اجتماعی بوده است.
تهران به عنوان مرکز سیاسی ايران، بیش از یک شهر بزرگ و پر جمعیت است که رشد نامتوازن و نامتعادل و تنوع قومی و مهاجرپذیری گسترده وجه ممیزه آن از دیگر شهرهای بزرگ کشور است. انواع فضاهای اجتماعی که ساخته می شوند و ما از آنها استفاده و در آنها زندگی می کنیم ، نه تنها به تجربه های اجتماعی و کنش های متقابل مان به عنوان موجودات اجتماعی و جمعی ساختار می بخشد بلکه سامان بخش توانایی ما در شناخت خودمان به عنوان افراد و کنشگرهای اجتماعی و عامل تغییر است. تهران هم روایت تجربه انسان شهری است از شیوه جدیدی برای زندگی و بستر اجتماعی شهر تهران نابرابری اجتماعی را به صورت ساختارمند گسترش داده تا جاییکه هر محله نشانی از تبلور فضایی فرهنگی دارد که ناشی ازعمل اجتماعی ساکنان آن محله می باشد.
تهران به دلیل تراکم سرمایه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و همچنین تحرک و رقابت اجتماعی بالا همواره اولویت اول برای انتخاب شهرنشینی بوده است اما حضور در این کلانشهر باعث بالا رفتن آگاهی مردم شده و درک آنها از حقوق شان افزایش یافته در نتیجه بی عدالتی را نمی پذیرند و به شكل هاي مختلف برای دستیابی به حقوق شان می کوشند. از این طریق قشر متوسط گسترش می یابد و کسانی که از این چرخه حذف شوند به حاشیه شهرها رانده می شوند.
فضای شهر تهران نه تنها عرصه ای برای زندگی اجتماعی است بلکه يك میانجی است که از طریق آن، روابط اجتماعی تولید و باز تولید می شوند. تاثیر متقابل این فضای شهری و روابط اجتماعی همواره به سوی این تناسب پیش می رود که روابط و رفتارهای اجتماعی فضا را دگرگون می کنند تا زمینه ای مناسب برای برقراری روابط اجتماعی باشد و فضا نیز رفتارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده و آن را در طول زمان دگرگون می کند.
تمایزات ریشه ای شهر تهران با سایر شهرهای کشور و محوریت سیاسی فرهنگی و اجتماعی شهر تهران باعث ایجاد یک شکاف فرهنگی عمیقی شده است که موجب شکل گیری مقاومت ها، قطب ها، حاشیه ها و نیز اشکال فرهنگی متفاوت شده است و این شهر به دلیل تمرکز امکانات مادی و بودجه دولتی حکم مرجعیت اداری و تجاری را دارد و برای پیشرفت، ثروت و قدرت نقش اسطوره ای در اذهان مردم ایفا می کند.
لازمه زندگی شهری وصل شدن به جمع و گروه است. شهر محل برخورد غریبه هاست. افرادی از یک جنس با نیازهای اساسی یکسان همواره به دنبال تامین این نیازهای خود هستند اما محدودیت منابع انسان ها را ناگزیر به یک میدان مسابقه کشانده است. که همه یک ابزار ثابت دارند یعنی زور و فریب تا بتوانند رقبای خود را از سر راه بردارند اما همگانی بودن ابزار و موقعیت رقابتی موجود باعث می شود که منافع هر یک از این انسان ها هر لحظه مورد حمله دیگران قرار گیرد پس برای حفظ منافع خود آدم ها بصورت خودخواسته بصورت گروهی زندگی می کنند. این پیوستن به گروه براساس ویژگیهای قومیتی ، شغلی، مذهبی و غیره می تواند یک سطح دسترسی به منابع کمیاب را برای این افراد فراهم کند. و بدین ترتیب رقابت میان گروه های اجتماعی اتفاق می افتد.
هر گروهی که میزان دسترسی به سرمایه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بیشتری داشته باشد در محلاتی با شرایط زندگی بهتر کنار هم قرار میگیرند و همواره مناسبات اجتماعي درون اين گروه ها باعث تفويض منابع كمياب درون همين گروه هاست و كسانيكه خارج از اين گروه ها هستند درصدد دسترسي به سرمايه هاي اجتماعي بهتر و بيشتر بوده و برمبناي تلاش گروههاي اجتماعي مختلف يك اكثريت غالبي از اقشار متوسط بر شهر تهران حاكم مي شود.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.