کد خبر: 551336
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۷
خبر

ساعت 24 - فردا که بیاید وسپری شود ایرانیان با هرمیزان رای که به صندوق های بریزند و به هرکدام از کاندیداها که رای دهند رییس جمهور منتخبی خواهند داشت که حسن روحانی نیست . بررسی آنچه کاندیداها ی انتخابات 1400از لحاظ رویکرد به مسایل ایران وجهان داشتند شاید با آنچه رییس جمهور مستقر در سال 1392 وسپس 1396 بیان کرد تفاوتهایی داشته باشد اما واقعیت این است که آرزوهای این کاندیداها نیز اگر ساختارهای قدرت و نیز رویکرراهبردی به جهان دگرگونی اساسی نداشته باشد بازهم آرزو خواهند ماند.؟

واقعیت این است که  ایرانیان وروسای جمهورایران  پس از پایان جنگ همین آرزوهایی را دارند که کاندیداها می گویند و یکی از آنها قرار است به عنوان رییس جمهور اجرایی کند .  آرزوهایی به نظر می رسد همچنان آرزو بمانند.

 آرزوی هاشمی رفسنجانی

 ایرانیان از سال 1368 تاکنون، چهار رئیس جمهور انتخابات کرده اند و هر چهار انتخابشان مبتنی بر آرزویی تقریبا محال و خارج از قاب امکانات کشور بوده است. در سال 1368 امیدوار بودند با انتخاب هاشمی رفسنجانی، ایران بر مشکلات اقتصادی اش فائق آید و سیاست خارجی اش بهبود پیدا کند. مطابق معیارهای متداول آن زمان این دو هدف تا حدودی محقق شد. از جنبه آماری، در سال های 1368 تا 1373 اقتصاد ایران سالانه 4/7 در صد رشد کرد و وابستگی به درآمدهای نفتی کاهش یافت. سال 1373 رشد اقتصادی کاهش یافت و یک سال بعد دوباره رشد شتاب گرفت. کارنامه اقتصادی دولت در آن مقطع از نمونه های مطلوب در سالهای پس از انقلاب اسلامی به شمار می رود. در حوزه سیاست خارجی هم در آن دوران تحولات مهمی رخ داد. روابط با عربستان سعودی و به تبع آن شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس بهبود یافت و گام هایی در جهت تشنج زدایی با غرب برداشته شد که البته به نتیجه دلخواه دولت هاشمی نینجامید. اما به هر حال با همه فراز و فرودها، دولت هاشمی رفسنجانی در جهان به عنوان میانه رو و خواستار بهبود و گسترش روابط با غرب شناخته می شد. اما این تحولات اقتصادی و سیاسی موجب رضایت همگانی نشد و علاوه بر کاهش آراء هاشمی رفسنجانی در انتخابات 1372 ، انتخابات 1376 و اشتیاق فراوان رای دهندگان به سید محمد خاتمی، واکنشی به دوران هاشمی رفسنجانی انگاشته شد. این ادعای مخالفان هاشمی که انتخابات 1376 را اعتراض به او تصویر کردند، اغراق آمیز است، اما تحولات پس از دوم خرداد نشان داد که زمینه هایی کافی برای ایجاد تلقی های ضد هاشمی وجود دارد. این تلقی ها در آن زمان و پیش و پس از آن لزوما برآمده از حقایق نبودند اما به هر حال از هر حقیقتی برنده تر بودند و به همین علت، هاشمی که با محبوبیت خیره کننده رئیس جمهور شده بود، پس از پایان دوره ریاست جمهوری اش در کانون انتقادها قرار گرفت. خلاصه اینکه برنامه های دولت هاشمی رفسنجانی کمابیش محقق شد اما آرزوهای مردم برآورده نشد

. دولت اصلاحات

سید محمد خاتمی با برنامه سیاسی- فرهنگی به میدان آمد و دست بر قضا در حوزه اقتصاد به کامیابی های بیشتری دست یافت؛ اما این کامیابی ها زیر غبار سیاست و منازعات بین اردوگاهی و درون اردوگاهی گم شد. آنها که خاتمی را ناجی سیاسی و پرچمدار دموکراسی می انگاشتند دست آخر از او رنجیدند و آنان که از مواهب اقتصادی دولتش بهره مند شده بودند، او را بی اعتنا به معیشت مردم نمایاندند. دستاوردهای دولت خاتمی در حوزه های سیاست و اقتصاد فراتر از انتظار خودش و کمتر از انتظار حامیانش شد و نهایتا در سال 1384 نظرها از او و نامزدهای انتخاباتی مورد حمایتش برگشت و به سوی محمود احمدی نژاد رفت که کوچکترین قرابت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی با دو رئیس جمهور قبلی نداشت.  

دولت احمدی نژاد

احمدی نژاد هم مانند پیشینیان خود، از تغییر سخن گفت و البته رادیکال تر از اسلافش. او آمده بود که هرکس را جای خود بنشاند و عدالت به پا دارد. موفقیت احمدی نژاد هم در حوزه گفتمانی خودش کم نبود. می خواست بزرگان سیاست را خوار کند که کرد؛ می خواست لقمه از دهن هایی بگیرد و به دهان هایی دیگر بگذارد و چنین کرد؛ می خواست نظم سیاسی داخلی و نظم مستقر جهانی را بی اعتبار نشان دهد و داد. رویای نوزایی انقلابی داشت که رویایش در خارج مرزهای ایران تعبیر شد و در داخل هم حامیانی یافت. اما در پایانِ کارش تنها شد. یارانش سابقش او را ساختار شکن خواندند و یاران باقی مانده کم شمارش توانایی کافی برای دفاع از او نداشتند.

شروع کار روحانی

در سال 1392 حسن روحانی رئیس جمهور شده و جامعه در سیمای او آرزویی دیگر می دید:  بهبود روابط با غرب و حل مساله هسته ای و به تبع آن ایجاد رونق اقتصادی. این انتظار در واقع تلفیقی از انتظاراتی بود که جامعه از دولت های هاشمی و خاتمی داشت. حتی وجهی از آرزوی دوران احمدی نژاد هم در آرزوهای این دوران مندرج بود. تمایل به مبارزه با فساد و کاهش فاصله درآمدی، موضوعی است که در شکل گیری فضای انتخابات  1392بی تاثیر نبود. اصطلاحات مبارزه با فساد و ارتقای زندگی تهیدستان از شعارهای محوری دولت احمدی نژاد بود که از نظر رای دهندگان 24 خرداد 1392، تحقق نیافته بود  و رئیس جمهور کنونی ناگزیر بود بار آن را به دوش بکشد.

دولت حسن روحانی قرار ابود  چند کار مهمِ مورد انتظار و تقاضای جامعه یعنی در واقع همه کارهای به زمین مانده گذشته را انجام دهد. اول قرار بود  روابط با اروپا را بهبود بخشد و در صورت اقتضا، با آمریکا رابطه ای ولو محدود آغاز کند و تهدید خارجی علیه ایران را برطرف کند و یا دست کم تخفیف دهد. دوم قرار بود  با اتکا به روابط حسنه و یا غیر خصمانه با غرب، دسترسی به تکنولوژی و منابع سرمایه گذاری را افزایش دهد و بر اثر این تحولات، شکوفایی اقتصادی رخ دهد. شکوفایی اقتصادی برای اقتصاددانان و اهل فن معنایی دارد و برای مردمی که رقم زننده سیاست هستند معنایی دیگر. اهل فن، دنبال بهبود شاخص های تورم و اشتغال و سرمایه گذاری هستند و مراد شهروندان از شکوفایی اقتصادی، کاهش قیمت ها و فراوانی کالاها و بالا رفتن قدرت خرید و افزایش پس انداز است. این دو دستهخواسته و دیدگاه درباب شکوفایی اقتصادی در جاهایی همپوشان است و طبعا با مهار تورم و افزایش اشتغال و سرمایه گذاری، بخشی از آرزوهای جامعه در باب فراوانی و ارزانی هم محقق خواهد شد. اما تجربه دولت های پیشین نشان می داد فاصله این دو تلقی چنان زیاد است که برای تامین نظر جامعه باید اتفاقات مهمی در حوزه اقتصادی رخ دهد. چنین وضعی با توجه به جمیع مسائل اقتصاد ایران بسیار نامحتمل می نمودو همچنان که کارشناسان آگاه پیش بینی می کردند  دیگر جامعه به آرزویش نرسید.چرا پس از 8 سال  در جایی ایستاده ایم که 16 سال پیش و 24 سال پیش و در پایان دوره ریاست جمهوری شادروان ههاشمی رفسنجانی ونیز سید محمد خانمی ایستاده بودند  ایستاده ایم؟  چون در باب مقدماتی نیز که جامعه برای ورود به شکوفایی مورد انتظارش، به آن چشم دوخته بود  تردیدهایی وجود داشت. . جامعه منتظر عادی شدن روابط ایران و غرب بود  و این موضوع را  منوط به اراده سیاستمداران و دیپلمات ها می دانست. اراده سیاستمداران البته در روابط خارجی تاثیر گذار بود ؛ اما همین ارادۀ تاثیر گذار تابع جبرهایی منطقه ای و جهانی  و داخلی بود است که خروج از آنها آسان نبود.

حسن روحانی که  می خواست مشکلات سیاست خارجی و اقتصاد کشوری را حل کند که محاط در این جبرهای دوگانه منطقه ای و بین المللی ونیزداخلی بود و از جنبه کارآمدی اقتصادی هم چشم انداز امیدوارکننده ای پیش رو نداشت. این درست است که درماهها و سالهای نخست فعالیت دولت یازدهم  از سرعت تنزل اقتصادی و آهنگ فشار خارجی بر ایران کاسته شد اما این وضع برای ایجاد رشد اقتصادی مطلوب کفایت نمیکرد. این کاهش فشار با  آمدن دولت ترامپ  ایران جبران شد و اقتصاد ایران از 1397 تا امروز با رژیم سخت تحریم ها رو به روشده است. درحالی که  برای جبران نرخ های رشد پایین در سالهای 1391 و 1392 وتیز با کمی فاصلله درسالهای پیش از آن به رشد اقتصادی دست کم 7 تا 8 در صدی آن هم چند سال پیاپی نیاز داشتیم اما این اتفاق نیفتاده است. . طبعا چنین وضعی، موجب برآورده شدن انتظارات و تحقق رویاهای کنونی نشد.

حالا ودر تابستان 1400 درنقطه ای ایستاده این وآرزوهایی داریم که درسال 1368 داشتیم. شهروندان در آرزوی افزایش درامد و افزایش قدرت خرید و بزرگتر شدن یا دست کم کوچکتر نشدن سفره هایشان هستند و کارشناسان در آرزوی رشدهای اقتصادی با شتاب بالا و نوسان های اندک.

ماهیت و اصل این نوشته با تغییراتی و به روزرسانی هایی از مقاله ارزشمند محمود صدری روزنامه نگار که درسال 1392 نوشته شده است برداشته شده است.

 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

خط داغ

تازه ترین خبرها

مطالب خواندنی

موضوعات داغ سیاسی