پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۳

آموزش مبانی اقتصاد به قلم دکترمحمد طبیبیان

داستان پیدا شدن مقوله رانت به وسیله ریکاردو

ریکاردو

ساعت 24- ضعف ایران یک ضعف پارادایمی است و از این سرچشمه هم هست که بسیاری از مسائل موجود از جمله مشکلات اقتصادی گریبان ایران و اقتصاد را گرفته و تنگناهای موجود حاصل شده است.

درایران  هیچ پارادایم یعنی نظریه فراگیری موجود نبوده است  تا راهنمای سیاست گذاری شود . از سوی دیگر  بین مردم هم، بیشتر از  مطالب شعاری یا آرمانهای گنگ و مبهم، ایده عقلایی مشترکی موجود نبوده است تادر  زمان انحراف تصمیم گیری ها بتوانند از طریق مراجعه به دیدمان های عقلایی مشترک و مورد تفاهم و فشار اجتماعی راه درست را نشان دهند و آن را هموار کنند . درایران شهروندان  همواره ازمسیر شعارواحساس دنباله روشده وبه چاله های عمیقتر و خطرناک تری افتاده اند. در نوشته های پیشین در همین صفحه با مراجعه به آرای آدام اسمیت تلاش شد آموزه های وی را با رخداها ووضعیت ایران مطابقت دهیم. در ادامه این نوشته ها حالا در باره دیوید ریکاردو و موضوعهایی که ایران نیز مورد توجه است نکاتی را می نویسم.

موضوع توزیع و ریکاردو

در حالی که آدام اسمیت توجه خود را به قانونمندی های تولید ثروت متمرکز کرده بود، دیوید ریکاردو به مسئله توزیع تولید ملی توجه کرد. به این معنی که چه قاعده هایی قاعده هایی ناظر است به توزیع ثروت تولید شده جامعه بین عواملی که در آن تولید ثروت دخیل هستند؟

درقرن هجدهم در انگلستان، یعنی زادگاه  ریکاردو، هنوز مهمترین بخش اقتصاد، بخش کشاورزی بود و بیشترین سهم نیروی کار در بخش کشاورزی شاغل بودند، بخش صنعت و تولید کاخانه ای نیز تازه در حال شکل گیری بود. بنابر این بحث اقتصادی ریکاردو نیز با در نظر داشتن کشاورزی در پس ذهن شکل می گرفت.

 با این مقدمه مشخص بود ه سه عامل مهم تولید ملی  دست اندر کار شامل نیروی کار،‌زمین و سرمایه بودند.از نظر رکاردو چون  تولید ملی  توسط این سه عامل ممکن می شود بنابراین هرکدام از آنها  باید  سهمی از تولید را به خود اختصاص بدهند. پرسش اما این بود  که چگونه می توان تعیین کرد هرکدام از عوامل سه گانه چه میزان تولید می کنند تا بتوان تعیین کرد که ارزش این تولید در کشورچقدر است  و در نتیجه سهم منطقی هر یک از این سه گروه از تولید چقدر است. نکته اول این که ارزش تولید نیروی کار به اضافه ارزش تولید سرمایه به اضافه ارزش تولید زمین برابر است با ارزش کل تولید جامعه. اگر طرفین این برابری را بر ارزش کل تولید تقسیم کنیم طرف راست برابری نسبت سهم هر عامل را نشان می دهد که جمع آن می شود یک. بنابر این یک معادله در دست داریم با سه مجهول. یعنی سهم نیروی کار از تولید، سهم سرمایه از تولید و سهم زمین از تولید مجهول های این معادله هستند. ریکاردو تلاش کرد این ک معادله سه مجهولی را حل کند. شیوه ای که او به کار برد م مبتکرانه بود. ابتدا از تعیین اجاره یا سهم زمین شروع می کنیم.

 چگونگی تعیین اجاره یا رانت یا سهم زمین

در این باره ریکاردو یک مزرعه را در نظر گرفت. دارد. یکی از دست آورد های بدیع ریکاردو روشنگری در مورد دلیل وجود اجاره زمین و ساز و کار آن است. او اجاره را پرداخت به ویژگی های غیر قابل زایل شدن زمین می داند. یعنی اگر کسی مزرعه ای اجاره کرد و سالانه مبلغی پرداخت نمود، تمام این پرداخت را نمی توان ‘اجاره’ به مفهوم اقتصادی، به حساب آورد. زیرا اگر مزرعه امکانات مانند بنا زه کشی و آبیاری و حصار کشی و مانند آن دارد بخشی از آن پرداخت در واقع مربوط به بازده تدارکات زیر بنایی و مانند آن است و بازده سرمایه محسوب می شود. اجاره آن قسمت از پرداخت است که صرفاً برای ظرفیت تولیدی زمین پرداخت می شود. با این مقدمه چنین مطرح می کند که اگر در کشوری زمین مرغوب بیش از نیاز کشاورزی وجود داشته باشد طبعا اجاره ای در کار نخواهد بود چه این که هر کس می تواند قطعه زمینی که مثل سایر قطعات مرغوب است و مثلا سالانه ۱۰۰۰ پاند بازده دارد را انتخاب و کشاورزی کند. اما اگر داوطلبان زیاد تر شوند و برخی مجبور شوند زمین رتبه دوم مثلا با بازده سالی ۸۰۰ پاند را تحت کشت در آورند آن گاه زمین های رتبه الف دارای اجاره ای خواهد شد معادل دویست پاند. چرا که برای کشاورزان جدید تفاوتی نمی کند که زمین با بازده ۸۰۰ پاند را کشت کند یا زمین با بازده ۱۰۰۰ پاند را و دویست پاند اختلاف را اجاره بپردازد. همین استدلال در مورد مالک زمین رتبه اول هم صادق است. حال اگر تعداد بیشتری متقاضی وجود داشته باشد و بخواهند کشاورزی کنند برای زمین های نا مرغوب تر نیازی به پرداخت اجاره  نیست می توانند زمین را تصاحب و زیر کشت بیاورند. حال اگر بازده این زمین سالانه ششصد پاند باشد زمین رتبه دوم اجاره ای معادل دویست پاند و زمین رتبه اول اجاره ای معادل ۴۰۰ پاند پیدا خواهد کرد. به این نحو ریکاردو نشان داد که بازده ضعیف ترین زمین است که اجاره سایر زمین ها را تعیین می کند. او اولین کسی است که نوع تحلیل موسوم به تحلیل نهایی یا حاشیه ای را در اقتصاد مطرح کرد.     

از این تحلیل ریکاردو نتایج گسترده ای ناشی شد. یکم این که اجاره ناشی از کمیابی است. بنابر این توجیهی ندارد زیرا کسی آن را خلق نکرده. البته این به این معنی نیست که صاحب زمین استحقاق دریافت آن را ندارد بلکه به این معنی است که اگر این بخش از در آمد را مالیات بگیرید اثری بر تخصیص منابع اعمال نمی کند.   دیگر این که هر نوع محدودیت و کم یابی که در آمد حاصل کند این در آمد اجاره است. مانند محدودیت های اداری و دسترسی و انحصاری و سهمیه و مجوز بهره برداری از معادن و منابع...که عده ای برخوردار و عموم حذف شوند، که در کشور ما و سایر جوامع رانت خوانده می شوند.به این نحو ریکاردو در مورد تعیین سه مجهول معادله توزیع، یکی را به این نحو حل کرد که اجاره معادل است با بهره وری هر رتبه مرغوبیت زمین در مقایسه با رتبه مرغوبیت پایین تر. نهایتا بازده کم بازده ترین زمین تحت بهره برداری است که اجاره سایر زمین ها را تعیین می کند.

یعنی اگر میزان بازده را بر روی محور عمودی قرار دهید و رتبه نا مرغوبیت زمین را بر روی محور افقی، آنگاه نموداری نزولی ترسیم می شود که در سطح آخرین درجه مرغوبیت، مساحت زیر این منحنی کل اجاره در نظام اقتصادی را نشان می دهد.

باکمی تعدیل به نقل از صفحه تلگرام دکتر محمد طبیبیان