به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، دولت وفاق ملی هنوز به یک سالگی خود نرسیده بود که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران آغاز شد. کابینه از یک سو میبایست ناترازیها را جبران میکرد و از سوی دیگر برای مدیریت در جنگ آماده میشد. شرایطی که به خودی خود یک وضعیت ضد و نقیض را پیش روی مسئولین قرار میداد. به عبارت سادهتر هم میبایست نیازهای اساسی را تامین میکرد هم به فکر ذخیره کالاهای استراتژیک برای روزهای سخت میبود. این به خودی خود آزمونی سخت و محکی جدی برای مدیریت بحران و آرام نگاه داشتن جامعه و تامین کالاهای اساسی در شرایط به شدت بحرانی از یک سو و حفظ انسجام ملی و بالا بردن تاب آوری از سوی دیگر بود.
براساس گزارشهای رسمی، در جنگ ۱۲ روزه، بیش از ۶۱۱ هزار تن کالای اساسی شامل برنج، مرغ، گوشت، شکر، روغن و آرد در سراسر کشور توزیع شد. فراوانی ارزاق عمومی با اندکی کاهش قیمت، التهاب اولیه بازار را معکوس کرد و جامعه آرام گرفت اما دولت در همان حال میبایست به فکر انبار کردن بسیاری از کالاهای اساسی برای بحران احتمالی بزرگتر نیز میبود. شرایطی متناقض که به سلامت از آن عبور کرد.
همان روزهای که پزشکیان با صدور پیامهای آرامشبخش و تأکید بر وحدت ملی، تلاش میکرد پل مطمئنی میان مردم و حاکمیت باشد بدون تردید همین لحن آرام و ساده و مردمی او پشت جبهه را آرام نگاه داشت تا نیرویهای مسلح ما روانتر و راحتتر دفاع کنند و ضربه کاری به دشمن بزنند. همین دوراندیشیها و مدیریت صحیح بحران سبب شد در خلال هر دو جنگ و محاصره هیچگاه شاهد شلوغی فروشگاهها یا کمبود کالایی اساسی نباشیم. وضعیتی که میتوانست به راحتی هر کشور دیگری را از پای درآورد.
کمتر دولتی در تاریخ معاصر ایران، چنین وضعیت خطرناکی را تجربه کرده و هیچ دولتی نیز تا این اندازه موفق به حفظ انسجام ملی و بالا نگاه داشتن تاب آوری به دلیل چرخه سالم سیستمی نبوده است؛ از چرخه سیستم توزیع کالا تا مدیریت انرژی و سرپا نگاهداشتن سیستم تولید زیر بمب و موشک.
دولت چهاردهم درحالی کار خود را شروع کرد که میبایست همزمان لااقل در سه حوزه متفاوت پاسخگو میبود: ترمیم اعتماد عمومی، مهار تورم فزاینده و مدیریت تنشهای منطقهای. با این همه فشار فزاینده سیاسی نیز چنان سایه غلیظی بر دولت افکند که برخی از چهرههای شاخص آن به ناچار از کابینه خارج شدند. با این همه پزشکیان مدام این پیام را به جامعه، رقبای سیاسی، نمایندگان مجلس و همه کارگزاران و کنشگران منتقل کرد که بر عهدی که روز نخست با مردم بسته، وفادار است و دست همه را از هر جناح سیاسی، برای همکاری میفشارد.
معیشت و تورم
بخشی از افکار عمومی، دولت پزشکیان را با وعدههای اقتصادیاش میسنجد؛ وعدههایی که در فضای تورمی و تحریمی، تحققشان دشوار بوده است. منتقدان میگویند دولت به لحاظ معیشتی چندان موفق نبود و سفره مردم همچنان کوچک است اما اگر منصف باشیم باید کارنامه دولت را در وضعیت اضطرار، ناآرامیهای دردناک و جنگ سنجیم. گذشته از این، آنچه مردم به خوبی درک میکنند، صداقت دولت و شخص رئیس جمهور و رویکرد واقعبینانه اوست. او همواره بجای وعدههای بزرگ، تلاش کرده است، تصویری صادقانه از شرایط ارائه دهد، همه را به همراهی و همکاری بطلبد و بی هیچ ادعایی کار کند. همین لحن ملایم و رویکرد گفتوگومحور اوست که دکتر پزشکیان را به سیاستمداری از جنس خود مردم تبدیل کرده است. کسی که مثل همه شهروندان در خیابان پیاده روی میکند و گاه در سوپرمارکتی در تهران یا هیاتی در تبریز مشاهده میشود.
تأکید وی بر شایستهسالاری، پرهیز از وعدههای غیرواقعی و تلاش برای گفتوگو با نهادهای مختلف قدرت، از جمله نکاتی است که به باور کارشناسان سکان دستگاه اجرایی کشور را به جایی امن برای حرکت کشتی جامعه تبدیل کرده است. هرچند این رویکرد گاه با چالشهایی نیز روبهرو بوده، اما نشاندهنده نوعی بلوغ سیاسی در مدیریت کشور است.
تأمین کالاهای اساسی، کنترل قیمت، حمایت حملونقلی، ارائه بستههای معیشتی، حضور میدانی در حوزههای مختلف و مجموعهای از این دست سیاستها توانسته است تصویری از یک دولت فعال در بحران را به جامعه ارائه دهد. دولتی که تلاش کرده است دو سال سخت از نفسگیرترین سالهای تاریخ معاصر ایران، تاب آوری جامعه را در عالیترین شکل ممکن نگاه دارد.
دولت پزشکیان در بحران فقدان رئیسجمهور شهید متولد شد، جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشت، با شهادت رهبر بزرگ انقلاب پا در روزهای سخت دفاع میهنی در برابر بزرگترین قدرتهای جهان گذاشت، از روزهای تلخ دی ماه عبور کرد و اجازه نداد ستون اجرایی کشور فرو بریزد و کار و مسئولیت تعطیل شود. روزهای ثبات و آرامش در پیش است. هیچ جنگی در ابد طول نخواهد کشید و ایران نیز نشان داد که عمود خیمهاش افتادنی نیست. حالا میتوان به دولتی که از دل بحرانهای بزرگ به سلامت بیرون آمده امید بست و امیدوار بود که این آهن گداخته، فولاد آبدیدهای خواهد شد.
نظرات کاربران