مهرزاد لیموچی، تحلیلگر برجسته در حوزه انرژی، در گفتگو با ایسنا بیان کرد: برای دستیابی به درک صحیح از طرح مهتاب، ضروری است که مکان آن در سیاست‌های مدیریت مصرف انرژی کشور شفاف شود. بسیاری از افراد این طرح را تداوم برنامه‌های گذشته می‌دانند، در حالی که از نظر فنی، اصول طراحی آن به طور معناداری متفاوت است. برنامه‌های قبلی بیشتر متکی بر کنترل مستقیم مصرف در زمان‌های اوج بار با استفاده از مشوق‌های تعرفه‌ای، همکاری شرکت‌های صنعتی یا محدودیت‌های زمانی بوده‌اند، اما طرح مهتاب با تمرکز بر فناوری‌های نوین، داده‌های مصرف و ابزارهای هوشمند در صدد بهینه‌سازی فرآیند بهره‌برداری از شبکه است.

وی اضافه کرد: در حال حاضر، صنعت برق به شدت به تصمیم‌گیری مبتنی بر داده نیازمند است. شبکه‌ای با میلیون‌ها مشترک، بدون دسترسی به اطلاعات به‌روز و تجزیه و تحلیل مداوم الگوهای مصرف، به طور بهینه قابل مدیریت نخواهد بود. به همین خاطر، اگر طرح مهتاب بتواند سامانه‌های پایش لحظه‌ای، تحلیل داده و مدیریت هوشمند بار را به شکلی یکپارچه در شبکه توزیع پیاده‌سازی کند، ظرفیت بهره‌برداری از زیرساخت‌های موجود به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی تاکید کرد: نکته کلیدی این است که باید توجه داشت کاهش بار شبکه به هیچ وجه نباید به عنوان صرفه‌جویی انرژی تلقی شود. در زمینه اقتصاد انرژی، کاهش مصرف، افزایش بهره‌وری و مدیریت هوشمند بار سه مفهوم کاملاً مستقل هستند. ممکن است بدون دستیابی به کاهش قابل توجه در مصرف برق، تنها با توزیع بهینه بار و استفاده بهتر از ظرفیت شبکه، پایداری بیشتری ایجاد شود. اگر طرح مهتاب بتواند به چنین هدفی دست یابد، می‌توان آن را یک دگرگونی مدیریتی در صنعت برق برشمرد.

وی همچنین اظهار کرد: از سوی دیگر، دستیابی به کاهش چند هزار مگاوات بار شبکه تنها از طریق صدور یک دستورالعمل یا آغاز یک طرح ممکن نیست. این هدف زمانی قابل تحقق خواهد بود که مجموعه‌ای از اقدامات مقدماتی نظیر توسعه کنتورهای هوشمند، بهبود زیرساخت‌های ارتباطی، ارتقاء مراکز کنترل، گسترش سیستم‌های تحلیل داده، مشارکت فعال مشترکان و هماهنگی میان شرکت‌های توزیع همزمان به انجام برسند. بنابراین، نتایج مورد انتظار باید در قالب یک برنامه میان‌مدت و بلندمدت مورد ارزیابی قرار گیرد.

لیموچی یادآور شد: تجارب کشورهای پیشرفته در مدیریت تقاضای برق نشان‌دهنده این است که موفق‌ترین الگوها بر سه محور اساسی متمرکز هستند: دسترسی به داده‌های دقیق و اندازه‌گیری هوشمند؛ اصلاح سازوکارهای اقتصادی و تعرفه‌ای برای ایجاد انگیزه در مصرف‌کنندگان؛ و در نهایت جلب مشارکت واقعی مشترکان در برنامه‌های پاسخگویی بار.

وی افزود: یکی از امتیازات بالقوه این طرح این است که می‌تواند بستر توسعه حکومت‌داری دیجیتال در صنعت برق را فراهم سازد. استفاده از تحلیل‌های آنی اطلاعات، پیش‌بینی رفتار مصرف، نظارت لحظه‌ای بر وضعیت شبکه و تصمیم‌گیری هوشمند نه تنها قابلیت اطمینان شبکه را افزایش می‌دهد، بلکه به طور بلندمدت نیز هزینه‌های بهره‌برداری را کاهش خواهد داد.

این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی تصریح کرد: ارزیابی عملکرد این طرح نباید تنها بر اساس اهداف اعلامی انجام شود، بلکه لازم است پس از پایان دوره اوج مصرف، شاخص‌های فنی و اقتصادی آن به طور شفاف منتشر گردد. میزان کاهش بار اوج، بهبود قابلیت اطمینان شبکه، توسعه تجهیزات هوشمند، سطح مشارکت مشترکان و نتایج اقتصادی اجرای طرح، از جمله معیارهای کلیدی هستند که می‌توانند موفقیت یا ناکامی آن را مشخص کنند.

وی در نهایت تاکید کرد: اگر طرح مهتاب به یک پروژه مقطعی محدود نماند و به یک جزء از برنامه بلندمدت تحول دیجیتال در صنعت برق تبدیل شود، می‌تواند تاثیر معنیداری بر بهبود بهره‌وری، کاهش هزینه‌های شبکه و افزایش پایداری تامین برق در کشور داشته باشد. آینده صنعت برق بیشتر از آن‌که به توسعه ظرفیت تولید وابسته باشد، به توانایی در مدیریت هوشمند شبکه و استفاده بهینه از ظرفیت‌های موجود وابسته خواهد بود.

انتهای پیام