مرتضی پورعلی‌گنجی به‌همان‌اندازه که سردار آزمون یا علیرضا جهانبخش در نیمه اول دهه 90 شمسی به تیم ملی دست پیدا کردند، بدون این‌که از شهرت تیم‌های بزرگ و محبوب بهره‌برداری کنند، به عرصه ملی گام نهاد و با حمایت از این مسیر، به لژیونر تبدیل گردید. به‌طور معمول، بازیکنان در پست‌های دفاعی کمتر استعدادیابی می‌شوند، اما پورعلی‌گنجی این رویه را تحت‌الشعاع قرار داد و به‌دلیل پایداری بیشتر خود نسبت به سایرین، موفقیت‌های بیشتری کسب کرد؛ جالب‌تر آنکه او در نقاط مختلفی از قبیل چین و لیگ‌های عربی در خاورمیانه بازی کرده است.

 تفاوت کلیدی او با سردار و جهانبخش در این است که او در لیگ برتر به‌طور ثابت به میدان رفت و از تجربه بیشتری نسبت به این دو نفر بهره‌مند گشت. علی‌رغم اینکه در نفت تهران، علیرضا منصوریان او را از میانه زمین به قلب دفاع منتقل کرد تا به تیم ملی راه یابد، این بازیکن تمایل داشت در پرسپولیس بازی کند. سال‌ها نام وی در آغاز هر فصل به پرسپولیس ربط داده می‌شد، تا اینکه پس از حضور در دومین جام جهانی زندگی‌اش، سرانجام به پرسپولیس پیوست.

 اکنون مهدی تارتار به‌دنبال او نیست و شایعاتی مبنی بر پیوستنش به الطلبه عراق تحت هدایت منصوریان به‌گوش می‌رسد. پورعلی‌گنجی همچنان در حال تلاش برای حضور در سومین جام جهانی خود است و به جام ملت‌های پیش رو نیز امیدوار است؛ از این‌رو، علی‌رغم داشتن قرارداد با پرسپولیس، نمی‌خواهد دور از میادین بماند. او به‌دنبال جایی است که بتواند بازی کند و این وضعیت، به مبحثی مدیریتی در فوتبال ایران تبدیل شده است.‌ آیا مدیران فوتبال ایران می‌توانند از انتقال بازیکنان به درآمد دست یابند؟

 در سطح جهانی، یکی از شیوه‌های اصلی کسب درآمد برای باشگاه‌ها، خرید و فروش بازیکنان است. حتی در مواقعی که نیاز خاصی وجود ندارد، باشگاه‌ها اقدام به خرید بازیکنان یا استعدادها کرده و با قرار دادهای بلندمدت از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند یا در صورت لزوم، آن‌ها را به‌صورت قرضی به دیگر تیم‌ها ارسال می‌نمایند و در نهایت، در صورتی که مشتری خوبی پیدا شد، آنها را با قیمت بالاتر به فروش می‌رسانند. اما در ایران، اوضاع به‌طرز عجیبی متفاوت است!

 اولین تفاوت بارز در مورد سن و سال بازیکنان مشاهده می‌شود. در حالی که در سایر نقاط جهان، با بازیکنان جوان قراردادهای بلندمدت منعقد می‌شود تا از ترانسفرهای آنها به عنوان درآمد بهره‌برداری شود، در ایران، بازیکنان مسن حتی اگر اسطوره‌ای نظیر زلاتان نیز باشند، قراردادهای کوتاه‌مدت را امضا می‌کنند که بسته به شرایط و علاقه مربی و باشگاه، ممکن است هر سال تمدید شود. به‌عنوان مثال، درخواست راموس برای قرارداد دوساله رد شد که به خروج این بازیکن از مادرید منجر گردید.

 در اینجا نقش بازیکن جوان و با تجربه کاملاً تغییر پیدا کرده است! بازیکنان زیر 25 سال، که طبق معیارهای ایران جوان محسوب می‌شوند، به‌صورت مکرر قوانین را دور می‌زنند و قراردادهای زیر 3 یا 5 ساله امضا می‌کنند اما در عین حال، قبل از شروع فصل، رضایت‌نامه سال بعد خود را نیز ازantes شرکت می‌کنند! در تضاد با این رویه، بازیکنان بالای 35 سال که به‌دنبال درآمد راحت و آرامش هستند، باشگاه‌ها را مجبور به امضای قراردادهای سه‌ساله می‌نمایند!

 به این ترتیب در فوتبال ایران، همیشه شرایط به‌نفع بازیکنان رقم می‌خورد. مگر اینکه مدیری با لیاقت و دانش فوتبالی بیاید و مانع این نوع قراردادها شود، که تجربه‌ها نشان می‌دهد چنین مدیرانی معمولاً دوام نداشته و به سرعت از نهاد مدیریتی کنار می‌روند! دقیقاً مشابه افرادی که در میان بازیکنان مسن نیز برخی از استثناها موجود است که با وجود قراردادهای بلند مدت، هنوز هم پیشنهادهایی دریافت می‌کنند. و مرتضی پورعلی‌گنجی با کارنامه درخشان ملی‌اش، یک‌بار دیگر یکی از همین استثناها به شمار می‌رود.

 در تاریخ فوتبال، بازیکنانی که مدعی می‌شوند باشگاه آن‌ها را نمی‌خواهد و باید تمام مبلغ قرارداد سال بعد را دریافت کنند، از منابع عمومی بهره‌برداری کرده و پول می‌گیرند. بیش از 80 درصد از بازیکنان مسن، هیچ پیشنهاد واقعی‌ای ندارند و تنها مبلغ قرارداد خود را دریافت کرده و در خانه می‌نشینند. در حالی که مرتضی پورعلی‌گنجی به‌دلایلی که پیش‌تر ذکر شد، از قرارداد 85 میلیارد تومانی این فصل پرسپولیس صرف‌نظر کرد.

 زمانی که شایعه توافق وی با باشگاه الطلبه و منصوریان به‌وجود آمد، این امر محک جدیدی برای مدیران پرسپولیس به‌حساب می‌آمد. بر اساس تجربیات رایج در فوتبال ایران، حداکثر اقدامی که بازیکن در چنین موقعیتی می‌تواند انجام دهد، رها کردن قرارداد و مبلغ این فصل خود است. بازیکن معمولاً اینگونه بیان می‌کند: "من قرارداد دارم و شما به من علاقه‌ای ندارید. می‌توانم بمانم و پول خود را دریافت کنم، اما از شما چیزی نمی‌خواهم. فقط رضایت‌نامه‌ام را بدهید تا بروم!" هیچ بازیکنی نمی‌خواهد بدون تیم بماند، زیرا این وضعیت اغلب به پیشنهادات دیگرتی نخواهد انجامید و این پول، می‌تواند آخرین دریافتی او در این حرفه باشد.

 بازیکنی که هیچ پیشنهادی ندارد، بعید است که به راحتی از کسب درآمد این فصل بگذرد، اما اگر مانند پورعلی‌گنجی مورد توجه باشند، قطعا نمی‌خواهد در خانه بماند. عرف جهانی در اینگونه شرایط این است که باشگاه الطلبه باید بابت رضایت‌نامه پورعلی‌گنجی به پرسپولیس مبلغی پرداخت کند. اما تجربه مدیران ایرانی نشان می‌دهد که آن‌ها معمولا به صرف عدم پرداخت پول قرارداد این فصل قناعت می‌کنند و این کار را به عنوان موفقیت در هنر مدیریت خود از آن یاد می‌کنند! حال به نظر شما آیا پرسپولیس موفق به کسب درآمد از فروش پورعلی‌گنجی شده است؟

بیشتر بخوانید: با اعلام باشگاه پرسپولیس؛ مرتضی پورعلی‌گنجی از جمع سرخ‌ها جدا شد +عکس