«فرج کمیجانی» در مصاحبه‌ای با خبرنگار سیاسی ایرنا به توضیح دلایل مخالفت برخی افراد با مذاکرات پرداخت و گفت: حقیقت آن است که هیچ کشوری نمی‌تواند با شعار «نه جنگ، نه مذاکره» به حیات خود ادامه دهد. اگر افرادی با روند مذاکره مخالف هستند، باید صادقانه راهکار جایگزینی خود را مطرح کنند. مخالفت با مذاکره تنها در صورتی معنا پیدا می‌کند که یک گزینه عملی و کم‌هزینه‌تر بر روی میز قرار داشته باشد؛ در حال حاضر چنین گزینه‌ای ارایه نشده است.

دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ادامه داد: امروز مذاکره دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست؛ بلکه یک ضرورت ملی محسوب می‌شود. همچنان که نیروهای مسلح مسئولیت دفاع از کشور را به عهده دارند، وزارت امور خارجه نیز می‌بایست هزینه‌های تقابل را کاهش دهد و فرصت‌های جدیدی برای تأمین منافع ملی ایجاد نماید. مخالفت بی‌موعظه با مذاکرات، بدون ارائه جایگزین، بیشتر یک موضع سیاسی است تا یک راهبرد ملی.

کمیجانی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا همزمان پیگیری مذاکره و جنگ برای تأمین منافع ملی به یکدیگر تناقض دارد یا خیر، اظهار داشت: این دو هیچگونه تناقضی با یکدیگر ندارند و در واقع می‌توانند همدیگر را تکمیل کنند. قدرت نظامی به تنهایی بدون دیپلماسی، کشور را به چرخه‌ای از درگیری‌های پرهزینه وارد می‌کند و دیپلماسی بدون حمایت قدرت نیز موثر واقع نخواهد شد. هنر حکمرانی در این است که میدان و دیپلماسی همزمان در راستای یک هدف و آن هم تأمین منافع ملی قرار گیرند.

عضو هیات رئیسه جبهه اصلاحات ایران اضافه کرد: تاریخ روابط بین‌الملل حکایت از این دارد که تقریباً تمامی جنگ‌ها در نهایت در میزو مذاکره به نتیجه رسیده‌اند؛ بنابراین افرادی که مذاکرات را به عنوان نشانه‌ای از ضعف تلقی می‌کنند، یا واقعیت‌های سیاست بین‌الملل را نادیده می‌گیرند یا از هزینه‌های ناشی از درگیری‌ها غافلند.

کمیجانی خاطرنشان کرد: متأسفانه بخشی از فضای سیاسی کشور در سال‌های اخیر به جای رقابت بر سر ایده‌ها، به تخریب شخصیت‌ها عادت کرده است. نتیجه این رفتار، حذف نخبگان، کاهش اعتماد عمومی و دلسردی افراد توانمند در جامعه بوده است.

دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی تصریح کرد: در شرایطی که کشور با جنگ مواجه است، شایسته است تمامی جریان‌های سیاسی به طور مسئولانه عمل کنند. اختلاف‌نظرها طبیعی است، اما تخریب افرادی که در تلاش برای کاهش بحران هستند، نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نمی‌کند، بلکه پیام ناهم‌خوانی و آشفتگی را به خارج از کشور ارسال کرده و قدرت چانه‌زنی ایران را تضعیف می‌کند.

وی افزود: اگر اختلافات داخلی به شکلی بیان شود که دشمن به این باور برسد که در کشور نزدیکی و انسجامی وجود ندارد، این امر قطعاً به نفع منافع ملی نخواهد بود. نقد باید وجود داشته باشد، اما باید بین نقد سازنده و تسویه‌حساب سیاسی تمایز قائل شویم.

کمیجانی تصریح کرد: در حال حاضر، کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، انسجام و مسئولیت‌پذیری احتیاج دارد. افرادی که در چنین فضایی به حاشیه‌سازی، حمله به مذاکره‌کنندگان یا دو قطبی‌سازی فضا اقدام می‌کنند، عملاً قدرت تصمیم‌گیری کشور را تضعیف می‌کنند و باید پاسخ دهند که منفعت این رفتار برای مردم چیست.

عضو هیات رئیسه جبهه اصلاحات ایران تأکید کرد: اگر تعریف پیروزی صرفاً ادامه درگیری‌ها باشد، هیچ کشوری قادر به پیروزی در جنگ نخواهد بود. پیروزی حقیقی به معنای این است که مردم احساس امنیت کنند، اقتصاد کشور صدمه نبیند، سرمایه‌گذاری و تولید رونق یابد، تحریم‌ها کاهش پیدا کند و ایران با عزت و اقتدار، هزینه‌های تقابل را به حداقل برساند.

کمیجانی ادامه داد: بازدارندگی وابسته به ترکیبی از قدرت نظامی، اقتصاد قوی، اعتماد اجتماعی، انسجام داخلی و دیپلماسی مؤثر است. کشوری که بتواند هم از خود دفاع کند و هم بحران‌ها را از طریق سیاست و مذاکرات مدیریت کند، می‌تواند از ضعف کمتری برخوردار شده و بازدارندگی پایدارتری داشته باشد.

وی در پایان متذکر شد: بزرگ‌ترین اشتباه این است که منافع ملی را با منافع جناحی اشتباه بگیریم. هر اقدامی که به حفظ امنیت کشور و افزایش قدرت ایران کمک کند، باید مورد حمایت قرار گیرد، بدون این‌که به تعلق آن به کدام جریان سیاسی توجه کنیم.