تیتر کوتاه و صریح بود: «محمد رحمان سالاری مشاور عالی مدیرعامل پرسپولیس شد» و در توضیح آن آمده بود: با حکم مدیرعامل باشگاه، محمد رحمان سالاری به‌عنوان مشاور عالی مدیرعامل برگزیده شد تا مأموریت ارائه مشاوره‌های کلان و راهبردی در بخش‌های گوناگون باشگاه را بر عهده بگیرد.

سالاری در میان اعضای کنونی هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال شاید ناشناخته‌ترین و کم‌وزن‌ترین چهره باشد؛ از همین رو این پرسش به‌طور جدی مطرح می‌شود که او با اتکا به چه سابقه و کارنامه‌ای به سمت مشاور عالی مدیرعامل پرسپولیس رسیده است؟ و چگونه یک عضو هیئت‌رئیسه، باید وظیفه ارائه مشورت‌های راهبردی در حوزه‌های مختلف یک باشگاه را بر عهده بگیرد؟ آیا اساساً چنین انتصاب‌هایی از دل اعضای هیئت‌رئیسه با چارچوب‌های قانونی هم‌خوانی دارد؟ و حتی اگر از نظر مقررات ایرادی نداشته باشد، آیا از منظر اصول حرفه‌ای و بی‌طرفی، درست است که عضوی از هیئت‌رئیسه در چنین سطحی با یک باشگاه مشخص همکاری کند؟



با این حال، این ماجرا محدود به پرسپولیس نیست. محمد اسفندیارپور که عضو هیئت‌رئیسه است، هم‌زمان مدیرعامل و به‌نوعی همه‌کاره گل‌گهر به‌شمار می‌رود. حجت کریمی نیز به‌عنوان عضو هیئت‌رئیسه، اخیراً سکان مدیریت تراکتور را در دست گرفت. فریده شجاعی که پیش‌تر عضو هیئت‌مدیره استقلال بود، ناچار شد سال گذشته از آن سمت کناره‌گیری کند. علی خطیر هم در دوره‌ای که عضو هیئت‌رئیسه بود، بیش از شش ماه مسئولیت مدیریت نساجی را بر عهده داشت.

اکنون این پرسش پیش می‌آید که چرا نزدیک به نیمی از اعضای هیئت‌رئیسه، با هر عنوان و جایگاهی که دارند، نوعی هم‌پوشانی منافع با برخی باشگاه‌ها پیدا کرده‌اند؟!

درباره نقش محمد اسفندیارپور ـ که اتفاقاً نماینده باشگاه‌ها در هیئت‌رئیسه نیز هست ـ در پرونده پرحاشیه و مفصل انتخاب نماینده ایران در آسیا میان چادرملو و گل‌گهر، ابهام‌ها و شائبه‌های عجیبی مطرح شد که همچنان نیز پاسخی روشن برای آن‌ها ارائه نشده است.

خبرگزاری میزان نیز در تشریح همین ابهامات نوشته است: محمد اسفندیارپور افزون بر عضویت در هیئت‌رئیسه فدراسیون فوتبال به‌عنوان نماینده باشگاه‌ها، مدیرعامل گل‌گهر سیرجان هم هست؛ باشگاهی که از گزینه‌های جدی دریافت سهمیه آسیایی به شمار می‌رود. همین هم‌زمانی مسئولیت‌ها سبب شده برخی کارشناسان نسبت به احتمال شکل‌گیری تعارض منافع هشدار دهند.

یشتر بخوانید: جنجال‌ها ادامه دارد؛ سهمیه آسیایی یا چالش بی‌طرفی؟!

امید می‌رود فدراسیون فوتبال در این زمینه پاسخی روشن و شفاف ارائه کند و چارچوب‌های قانونی را بی‌پرده توضیح دهد؛ و اگر حتی مقرراتی ناقص و نیمه‌کاره در این باره وجود دارد، برای اصلاح آن اقدام کند. در غیر این صورت، این گمانه که منافع پنهان برخی باشگاه‌ها بر تصمیمات هیئت‌رئیسه سایه انداخته، همچنان به‌صورت جدی مطرح و محل تردید باقی خواهد ماند.