به نقل از «ورزش سه»، مسیر رامین در ادامه رقابت‌ها انتخابی روشن داشت: او می‌توانست راهش را با فوتبال از جایی دیگر دنبال کند، اما تصمیم گرفت به استقلال برگردد. با این حال، نوع رفتارها و مواضعش کم‌کم کار را به جایی رساند که خودش پیش‌دستانه وارد ماجرا شد؛ او در بیانیه‌ای ضمن قدردانی، صراحتا اعلام کرد که دیگر در فهرست تیم استقلال جایی ندارد؛ دلیل هم روشن بود: چون خواسته‌های باشگاه برای تمدید قرارداد را نپذیرفته است. 

اگر جای رامین رضاییان بازیکن دیگری بود، شاید در همان روزهایی که پنجره تیم بسته است، ناخودآگاه تصور می‌کرد باشگاه همه چیز را همان‌طور که هست حفظ می‌کند و حتی به دنبال جذب یا جابه‌جایی‌های گسترده نمی‌رود؛ مخصوصا برای رمانی که در جام جهانی 2026 یکی از چهره‌های تعیین‌کننده و ستاره‌های تیم ملی به شمار می‌رفت. اما دقیقا در چنین مقطعی، استقلال با توصیه سهراب چند بازیکن داخلی و خارجی را کنار گذاشت؛ و از نگاه بسیاری، ریشه این تصمیم‌ها کاملا آگاهانه و بر مبنای تحلیل‌های فنی و همان توصیه‌های سهراب بختیاری‌زاده به باشگاه بود. با این حال، گفته می‌شود یک یا دو نفر دیگر هم بوده‌اند که سهراب احتمالا از حضورشان استقبال می‌کرده، اما این خودِ آن بازیکن‌ها بوده‌اند که تمایل نداشتند ادامه ماجرا را با تیم دنبال کنند؛ یکی از این گزینه‌ها مونیر الحدادی است. 

یادتان هست بعد از جام جهانی، رامین تصاویری از تمریناتش در اسپانیا منتشر کرد و نوید داد خیلی زود خبرهای خوشی از او خواهید شنید. در همان مقطع، گمانه‌زنی‌ها به حضورش در یکی از تیم‌های اسپانیایی ختم می‌شد، اما تا امروز اتفاقی که همه منتظرش بودند رخ نداده است.
سهراب برای آماده‌سازی حضور رامین رضاییان و روزبه چشمی در تمرینات استقلال ضرب‌الاجل تعیین کرد؛ روزبه به این موضوع پایبند ماند و حتی پیش از آنکه قراردادش با استقلال تمدید شود، در تمرین حاضر شد. همزمان هم مذاکراتش را پیش برد و در نهایت به توافق رسید، اما برای رامین این اتفاق رخ نداد. او چنین ادعا کرد که با باشگاه استقلال قراردادی ندارد و اگر استقلال بار دیگر بخواهد با او همکاری کند، باید از مسیر مذاکره دوباره وارد عمل شود.

طبیعتا وقتی باشگاه برای حضور یک بازیکن در اردوی تمرین تیم ضرب‌الاجل می‌گذارد، مفهومش این است که تیم به حضور او چشم دارد. شاید بهتر بود رامین همان راهی را طی کند که روزبه چشمی رفت؛ یعنی به جای اینکه همه چیز را در قالب استوری و پیام‌های رسانه‌ای جلو ببرد، مستقیم و شفاف در دفتر باشگاه استقلال با مدیران وارد گفتگو می‌شد. اگر او به جای انتشار عکس‌های تمریناتش در اسپانیا، محترمانه و صادقانه روبه‌روی مسئولان می‌گفت دستمزد بیشتری می‌خواهد—با این استدلال که در جام جهانی ستاره تیم ملی بوده—در آن صورت، بسیاری از خواسته‌ها اصولا در دسترسِ مذاکره و قابل بررسی بود. در واقع اگر این دو طرف در یک فضای واقعی‌تر و صمیمی‌تر پای میز مذاکره می‌نشستند، شاید گره‌هایی که شکل گرفته بود خیلی زود باز می‌شد.

نکته قابل توجه اینجاست که مدیرعامل استقلال در همان روزهای برگزاری جام جهانی، مدام برای رامین توییت می‌کرد و به‌خوبی هم می‌دانست درخشش رامین در ترکیب تیم ملی باعث می‌شود ارزش او بالاتر برود و به بازیکن گران‌تری تبدیل شود. با این همه، نتیجه عملی ماجرا چیز دیگری شد و همین تردید سهراب در ادامه مسیر استخدام رامین، بر خوش‌بینیِ ادامه‌دارِ همکاری چیره گشت. ریشه اختلاف هم تا حد زیادی در این بود که رامین انتظار داشت بعد از عملکرد درخشانش در جام جهانی، سهراب با او وارد صحبت شود؛ اما چنین گفتگویی از سوی بختیاری‌زاده اتفاق نیفتاد. او این نگرانی را داشت که حضور رامین تعادل و قالب تیم را به هم می‌ریزد؛ با این منطق، این ایده فقط زمانی قابل دفاع است که سهراب هم بتواند مثل برانکو، در همان بازه مشابه تیم را از پیچ‌ و خم‌های پیش رو بیرون بکشد و سامان بدهد. وگرنه، در ماجرای رامین عملا تبدیل شدنش به یک اهرم فشار برای بختیاری‌زاده محتمل می‌شد.

در شرایط فعلی، بعد از ثبت یک برد پررنگ 3-0 در بازی دوستانه مقابل همنام خوزستانی، حالا استقلال و مخصوصا سهراب چنین احساسی دارند که «ثابت کرده‌اند هیچ چیزی از استقلال مهم‌تر نیست». اما فوتبال—با همه جذابیت‌هایش—گاهی دمدمی مزاج است و کاملا وابسته به طعم برد؛ به‌طوری که حتی اصولی‌ترین و دقیق‌ترین تصمیم‌ها هم در نهایت بر اساس نتایج خوب یا بد داوری می‌شوند.