دقایق پایانی دیدار تیم های پرسپولیس و صبا اتفاقی رخ داد که بینندگان تلویزیونی را از دیدن این دیدار پشیمان کرد. حرف هایی که بین رضا نورمحمدی و قاسم دهنوی رد و بدل شد نیازی به لب خوانی نداشت و کاملا واضح بود که کاپیتان سرخپوشان و بازیکن باتجربه صبا چه حرف هایی می زنند و چطور از خجالت یکدیگر درمی آیند.

عمق فاجعه و حرف های بر زبان جاری شده آنقدر زیاد بود که حتی دوربین تلویزیون هم از نشان دادن این تصاویر شرمنده شد. گزارشگر برنامه هم حرفی برای گفتن نداشت. اوه اوه های فردوسی‌پور خودش گویای همه چیز بود، گویای مرگ فرهنگ و حرفه‌ای‌گری.

چند ثانیه بعد البته هواداران پرسپولیس هم کلمات نورمحمدی و دهنوی را تکرار کردند تا مردمی که به احترام هادی نوروزی پس از مدتها به همراه فرزندانشان به ورزشگاه آمده بودند، از کرده خود پشیمان شوند.

اما اصل ماجرا از کجا شروع می‌شود؟

دقیق که نگاه کنید متوجه می‌شوید این دعوای بیهوده و بی‌دلیل قبل از بازی و در کنفرانس روز قبل شروع شد آنجا که برانکو به دایی احترام گذاشت اما دایی حتی یک بار حتی این بار به احترام هادی نوروزی گذشت نکرد و یک روز بازی را عقب انداختن را برنتابید و همه را متهم کرد که می‌خواهند به ملی پوشان پرسپولیس استراحت بیشتری بدهند، آنهم ملی پوشانی که در ایران نبودند.

عالیشاه و طارمی و سوشا حتی نتوانسته بودند در مراسم ختم هادی نوروزی شرکت کنند و حتی اگر همه هدف مسئولان همین که دایی می‌گفت هم بوده باشد آن ملی پوشان لایق استراحت یک روز بیشتر بودند و البته وقتی دایی از چیزی به این واضحی گذشت نمی کند، می‌خواهید دهنوی و نورمحمدی چه کنند؟

به هر حال فرهنگ‌سازی دقیقا از آن وسط زمین شروع می‌شود، جایی که مربیان و بزرگترها گذشت نمی‌کنند تا دعواها به روی سکوها هم کشیده شود.