اگر قرار باشد سازمان ملل به نقش ممتاز و مهم جهانی خود در قرن بیست و یکم ادامه دهد، گریزی نیست جز آنکه در سه محور کلیدی به اصلاحات مبادرت ورزیده و خود را ارتقا دهد. خوشبختانه انگیزه حمایت زیادی در رهبران جهان نسبت به بهبود وضع سازمان ملل و حفاظت محیط زیست وجود دارد، بخصوص که سازمان ملل به دو پیروزی مهم دست یافته و دو پیروزی دیگر هم تا پیش از پایان سال 2015 در راه دارد.

اولین پیروزی توافقنامه هسته ای با ایران است، که با سوء تعبیر توافقنامه با آمریکا خوانده شده است. در واقع توافق بین ایران و سازمان ملل با نمایندگی پنج عضو شورای امنیت( چین، فرانسه، روسیه، انگلیس و آمریکا) بعلاوه المان صورت گرفته است. یک دیپلمات ایرانی در توضیح اینکه چرا کشورش با این قاطعیت از توافق هسته ای حمایت می کند، گفته : شما فکر می کنید ایران بی باکانه با قصد فریب پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل که می توانند سرنوشت ایران را مورد مخاطره قرار دهند، دست به این توافق زده است؟

دومین پیروزی مهم سازمان ملل، نتیجه موفقیت آمیز تلاش 15 ساله اهداف هزاره توسعه است، یعنی تحقق اولین هدف از اهداف هزاره توسعه برای به ثمر رساندن بزرگترین و طولانی ترین کوشش و چالش برای کاهش فقر در جهان. دو دبیر کل سازمان ملل بر امر اهداف هزاره توسعه نظارت داشته اند. کوفی عنان که در سال 2000 اهداف توسعه را اعلام و بانکی مون که از سال 2007 بجای وی نشست و با جدیت اهداف هزاره را پی گیری کرده است.

اهداف هزاره توسعه نتایج چشم گیری در زمینه کاهش فقر، بهداشت عمومی، نام نویسی در مدارس، برابری جنسیتی در آموزش و سایر زمینه ها به دست داده است. میزان فقر شدید جهانی را به بیش از نصف کاهش داد، یعنی بیش از آنچه که در هدف شماره 1 اهداف هزاره پیش بینی شده بود.

در سومین پیروزی سازمان ملل، با الهام از موفقیت های بدست آمده در تحقق نسبی اهداف هزاره توسعه، کشورهای عضو سازمان ملل بر ان شدند تا در نشست سپتامبر 2015 در نیویورک، " اهداف توسعه پایدار" را اعلام کنند، که تا سال 2030 به فقر و گرسنگی شدید در هر جا و به هر شکل پایان داده شود، نابرابری ها کمتر و در پایداری محیط زیست نیز توفیق حاصل شود.

موفقیت چهارم سازمان ملل مربوط می شود به تدارک تدوین منشور جهانی کنترل اقلیم، در ماه دسامبر آینده در پاریس و تحت نظارت کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل.

پروفسور سکس بر این باور است که نمی توان ارزش واقعی صلح، کاهش فقر و همکاری های زیست محیطی که توسط سازمان ملل صورت گرفته را محاسبه کرد. اما اگر قرار بود ارزش این خدمات با ارقام دلاری بیان می شد، به تریلیون ها دلار در سال می رسید، حداقل درصدی از 100 تریلیون دلار تولید ناخالص جهان.

هزینه های پرداخت شده واحدهای تابعه و فعالیت های سازمان ملل از دفتر دبیرکل، شورای امنیت تا عملیات صلح بان ها، اقدام سریع به بیماری های واگیردار، عملیات انسان دوستانه حوادث طبیعی، قحطی ها و پناهندگان در سال 2013 به 45 میلیارد دلار یا تقریبا معادل 6 دلار برای هر نفر در کره زمین رسید. که البته معنی آن صرفه جویی نیست، بلکه کسر بودجه است.

با توجه به آنچه گفته شد، پروفسور سکس، سه پیشنهاد کلیدی برای ارتقای سطح فعالیت های سازمان ملل و تحقق توسعه پایدارمطرح کرده است :

پیشنهاد اول، افزایش بودجه سازمان ملل - برای افزایش بودجه سازمان ملل، کشورهای توانمند سالانه معادل 40 دلار سرانه، کشورهای با درآمد نیمه بالای متوسط معدل 8 دلار سرانه، کشورهای با درآمد نیمه پایین متوسط معادل 2 دلار سرانه و کشورهای کم درآمد معادل یک دلار سرانه بپردازند. مجموع ارقام پرداختی از یکهزارم میانگین کلی درآمد سرانه تجاوز نخواهد کرد. در اینصورت سازمان ملل با بودجه سالانه 75 میلیارد دلار می تواند کیفیت برنامه های ضروری را بالا برده و اماده اجرای برنامه های " اهداف توسعه پایدار" شود.

در این صورت، هنگامی که جهان با جدیت در پی تحقق اهداف توسعه پایدار برآید، تعداد و ابعاد عملیاتی مانند صلح بانی و امدادرسانی فوری به سبب کاهش برخوردها و تضادها متناسبا کاهش یافته و حوادث طبیعی هم بهتر پیش بینی و جلوگیری می شود.

پیشنهاد دوم، افزایش توانمندی های زیست محیطی سازمان ملل - دومین حوزه اصلاحات در سازمان ملل، حصول اطمینان از توانایی سازمان در عصر توسعه پایدار است.به ویژه تقویت کارشناسی و تخصصی سازمان در عرصه هایی مانند سلامت اقیانوس ها، سیستم انرژی های تجدید پذیر، معماری شهری، کنترل بیماری ها، نوآوری های فناوری، مشارکت بخش خصوصی و دولت، همکاری های صلح آمیز فرهنگی. البته در این حالت و با گشودن برنامه های جدید اهداف توسعه پایدار در سازمان ملل، می توان بعضی برنامه های کنونی را در هم ادغام و یا بطور کلی حذف کرد.

پیشنهاد سوم، اصلاحات ساختاری سازمان ملل - سومین اصلاحات الزامی سازمان ملل، حکمرانی سازمان است که باید با اصلاح ترکیب شورای امنیت آغار شود. زیرا ترکیب شورا دیگر بیانگر و معرف واقعیت های ژئوپلیتکی جهان امروز نیست. سه عضو از 5 عضو دایمی شورای امنیت به اروپای غربی (انگلیس و فرانسه) و ایالات متحده آمریکا تعلق دارند. روسیه به تنهایی اروپای شرقی و چین تمامی آسیا و اقیانوسیه رانمایندگی می کنند، در حالی که از آفریقا و آمریکای جنوبی نماینده ای در شورا حضور ندارد. به سخن دیگر صندلی های شورای امنیت تعادل منطقه ای را فراهم نمی کند. با وجود دو نماینده از ده نماینده غیر دایمی از آسیای شرقی و جنوب شرقی و اقیانوسیه، معذالک این منطقه وسیع از جهان با 55 درصد جمعیت و 44 درصد درآمد ناخالص جهان دارای 20 درصد(3 صندلی از 15 صندلی) صندلی های شورای امنیت است. کمبود نماینده از قاره آسیا مشروعیت سازمان ملل را مورد مخاطره و تردید قرار می دهد.

ده عضو انتخابی شورا توسط مجمع عمومی برای یک دورهٔ دوساله (که از ۱ ژانویه آغاز می‌شود) انتخاب می‌شوند. اعضای کنونی برای دوره اول ژانویه 2014 تا 31 دسامبر 2015 عبارت‌اند از: چاد، شیلی، اردن، لیتوانی و نیجریه و اعضای فعلی برای دوره اول زاتویه 2015 تا 31 دسامبر 2016 عبارتند از : آنگولا، مالزی، نیوزیلند، اسپانیا و ونزوئلا. مجمع عمومی این ۱۰ عضو غیر دائم را با توجه به شرکت اعضای سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و سایر هدف‌های سازمان و هم‌چنین با توجه به تقسیم عادلانهٔ جغرافیایی انتخاب می‌کند. تقسیم عادلانه جغرافیایی که از سال ۱۹۶۵ بر اساس قطعنامه هجدهمین اجلاس مجمع عمومی به اجرا گذارده شده‌ به این نحو است که ۵ عضو از میان کشورهای آفریقایی و آسیایی، ۲ عضو از میان کشورهای آمریکای لاتین و حوزهٔ کارائیب، یک عضو از میان کشورهای اروپای شرقی، ۲ عضو از میان کشورهای اروپای غربی و سایر کشورها انتخاب می‌شوند.

با ورود سازمان ملل به هشتمین دهه فعالیت، می تواند همچنان الهام بخش بشریت باشد. منشور حقوق بشر همچنان به عنوان منشور اخلاقی پا برجاست و اهداف توسعه پایدار راهنمایی است برای همکاری های جهانی توسعه. لذا توانایی سازمان ملل برای ادامه فعالیت در چالش های تازه قرن، به تعهدات و حمایت های کشورهای عضو درزمینه تامین منابع، حمایت های سیاسی و اصلاحات نیاز دارد.

احمد آل یاسین


[1] - https://www.project-syndicate.org/commentary/united-nations-70th-anniversary-by-jeffrey-d-sachs-2015-08